خلاصه داستان: فیلم «داکوتا» یک درام خانوادگی ایتالیایی-آمریکایی به کارگردانی کرک هریس و نویسندگی جانی هرینگتون است که در ۱ آوریل ۲۰۲۲ اکران محدودی داشت و در ۲۰ مه ۲۰۲۲ در VOD منتشر شد. داستان درباره کیت سندرز (ابی کورنیش)، بیوهای است که همسرش، کلی، در جنگ افغانستان کشته شده و حالا با دخترش، الکس (لولا سلطان)، در مزرعه خانوادگی در جورجیا زندگی میکند. کیت که با بدهی و خطر سلب مالکیت مزرعه روبهروست، همزمان رئیس داوطلب آتشنشانی داوطلبانه شهر است. وقتی دوست همسرش، گروهبان سیجی مالکوم (تیم روزون)، سگ نظامی بلژیکی مالینویز به نام داکوتا را به آنها تحویل میدهد، الکس که در ابتدا مقاومت میکند، بهتدریج با داکوتا دوست میشود. داکوتا که از مرگ کلی دچار آسیب روانی شده، به یک قهرمان محلی تبدیل میشود و به کیت و الکس کمک میکند تا نقشه شرورانه کلانتر دانفورث (پاتریک مالدون) را برای تصاحب مزرعه به دلیل ارزش پنهان آن خنثی کنند. فیلم با مضامین وفاداری، شجاعت، بخشش و شفای عاطفی، بهویژه از طریق رابطه الکس و داکوتا، و تصاویر زیبای پولیا، ایتالیا (که بهعنوان جورجیا فیلمبرداری شده)، دلانگیز است. بااینحال، به دلیل بازیگری ضعیف (بهویژه پلیسها)، دیالوگهای کلیشهای، ویرایش ضعیف، و داستان قابلپیشبینی که به نظر شبیه فیلمهای هالمارک است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. برخی از بازی کورنیش و سلطان و جذابیت داکوتا (بازیشده توسط دو سگ، اشلی و نیکیتا) تمجید کردند، اما فیلم به دلیل عدم تمرکز کافی بر داکوتا و کاوش سطحی ترومای او، با امتیاز ۲۲٪ در Rotten Tomatoes و ۵.۳ در IMDb، انتقاد شد.
خلاصه داستان: فیلم «خارج از شبکه» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی جانی مارتین و نویسندگی جیم آگنیو است که در ۲۷ ژوئن ۲۰۲۵ اکران شد. داستان درباره گای (جاش دوهامل)، دانشمند نابغهای است که یک ژنراتور انرژی قابلحمل اختراع کرده که میتواند به سلاح تبدیل شود. وقتی شرکت فاسد بلکور قصد دارد از اختراع او سوءاستفاده کند، گای با دزدیدن فناوری به جنگلهای میسیسیپی فرار میکند و زندگی منزویای را در پیش میگیرد. بلکور، رنیش (گرگ کینر)، همکار سابق گای، و مارکوس (پیتر استورمار)، مزدور بیرحم، را برای بازگرداندن او و فناوریاش میفرستد. گای با کمک جوزی (ماریا الیسا کامارگو)، صاحب میخانه محلی، و چیس (مایکل زاپسوتسکی)، یک نوجوان باهوش، با استفاده از تلههای دستساز و مهارتهایش به نبرد با تعقیبکنندگانش میپردازد. داستان با صحنههایی مانند انفجارهای تلهگذاریشده، تعقیب و گریز در جنگل، و فلشبکهایی از گذشته گای، به موضوعات اخلاق در فناوری، مقاومت در برابر فساد و بقا میپردازد. در پایان، گای با تظاهر به مرگ در انفجاری ساختگی، از دسترس بلکور خارج میشود و با جوزی زندگی جدیدی را آغاز میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، دیالوگهای کلیشهای و شرورهای ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۳/۱۰ در IMDb و ۱۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی دوهامل، صحنههای اکشن و فضای میسیسیپی تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان نوآوری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «همه سوار شوید» یک کمدی خانوادگی ایتالیایی به کارگردانی لوکا مینیرو است که بازسازی فیلم فرانسوی «Attention au départ!» (2021) محسوب میشود. داستان درباره برونو (استفانو فرسی)، پدری مضطرب و کنترلگر، و پدرش کلودیو (جووانی استورتی)، پزشکی غیرمسئول، است که قرار است هشت کودک ۵ تا ۱۲ ساله، از جمله پسر برونو، یوری، را از تورین به یک کمپ تابستانی در سیسیل همراهی کنند. پس از ماهها قرنطینه کووید-۱۹، این سفر برای کودکان هیجانانگیز است، اما برونو و کلودیو به دلیل مشاجره در ایستگاه، قطار را از دست میدهند و کودکان بدون سرپرست در قطار باقی میمانند. داستان دو مسیر موازی را دنبال میکند: برونو و کلودیو که با وسایل مختلف (اتوبوس، قایق بادی، هلیکوپتر) تلاش میکنند به قطار برسند، و کودکان که با کنترلر سختگیر ماریو (کارلو بوچیروسو) و لورا، کنترلر مهربانتر، درگیر ماجراهای خندهدار میشوند. صحنههایی مانند اذیت کردن ماریو توسط کودکان، سوءتفاهم برونو با ماریو در ایستگاه رم، و تلاشهای کلودیو برای آرام کردن والدین، به موضوعات خانواده، مسئولیتپذیری و لذت بردن از سفر میپردازد. با این حال، به دلیل طنز کودکانه، داستان غیرمنسجم و فقدان نوآوری نسبت به نسخه فرانسوی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۵/۱۰ در IMDb و ۲.۰۴/۵ در MYmonetro). بازیهای فرسی و بوچیروسو، انرژی کودکان و فضای پساکرونا تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و گگهای کلیشهای نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین شب عشق» یک تریلر جنایی-نوآر ایتالیایی است که داستان فرانکو آموره، ستوان پلیس میلان را دنبال میکند که پس از ۳۵ سال خدمت صادقانه و بدون شلیک حتی یک گلوله، در آستانه بازنشستگی است. فرانکو که با همسرش ویویانا زندگی میکند، برای جشن بازنشستگیاش آماده میشود، اما در آخرین شب خدمت، به دلیل تیراندازی در بزرگراه شرقی که منجر به کشته شدن دوست و همکار قدیمیاش دینو در جریان سرقت الماس میشود، به محل جرم فراخوانده میشود. داستان با فلشبک به ده روز قبل، نشان میدهد که فرانکو از طریق کوزیمو، پسرعموی ویویانا، با ژو ژانگ، رئیس یک گروه تبهکار چینی، درگیر معاملهای غیرقانونی برای تأمین امنیت در ازای پول میشود. در شب سرنوشتساز، فرانکو و دینو با فیفی، حامل کیف الماس، و چون-با، همراهش، مواجه میشوند، اما با لاستیک پنچر و بازرسی دو کارابینری، داریا کریسیتو و آرماندو گوئرا، اوضاع به تیراندازی خونین منجر میشود که دینو، چون-با، گوئرا و فیفی کشته شده و داریا زخمی میشود. داستان با صحنههایی مانند پرواز دوربین روی میلان شبانه، درگیری در تونل و تلاش فرانکو برای پاک کردن اثر انگشتهایش، به موضوعات صداقت، خیانت و هزینههای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل برخی حفرههای داستانی، مانند رفتار غیرمنطقی مأمور پزشکی قانونی و پایانبندی پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای فاوینو و کاریی، فضای نوآر و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه و برخی صحنههای غیرواقعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک درام تاریخی به نویسندگی و کارگردانی روبرتو مینروینی است که در ۱۶ مه ۲۰۲۴ در بخش نوعی نگاه جشنواره کن اکران شد و جایزه بهترین کارگردان را برد. در زمستان ۱۸۶۲، در میانه جنگ داخلی آمریکا، گروهی از سربازان داوطلب اتحادیه، عمدتاً مردان جوان با بازی رنه دبلیو. سولومون و جرمایا کناپ، برای گشتزنی در سرزمینهای ناشناخته غربی، احتمالاً مونتانا، اعزام میشوند. آنها که تجربه نظامی کمی دارند، با بی هدفی، سرمای طاقتفرسا و مناظر خشن روبهرو میشوند. گفتوگوهای بداهه و حداقل، مانند «اونجا یه پرندهست» یا «افق رو نگاه کن»، حس پوچی و فقدان ارتباط را تقویت میکند. یک نبرد کوتاه با دشمنی نادیده، تلفات به جا میگذارد و به موضوعات بیمعنایی جنگ، آسیبپذیری مردان و پوچی میهنپرستی میپردازد. فیلم با رویکرد مستندگونه، بازیگران غیرحرفهای و فیلمبرداری زیبا، مورد تحسین برخی قرار گرفت، اما به دلیل نبود داستان منسجم، گفتوگوهای ناچیز و کسلکنندگی، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۵.۴ در IMDb و ۷۱٪ در راتن تومیتوز (میانگین ۶.۴/۱۰) دریافت کرد. این فیلم با نمایش در جشنوارههای تورنتو و نیویورک، هنوز اکران گسترده نداشته است.
خلاصه داستان: فیلم «ویلیام تل» یک اکشن تاریخی حماسی به کارگردانی نیک هم و اقتباسی از نمایشنامه فریدریش شیلر است. داستان در سال ۱۳۰۷ در سوئیس تحت سلطه خاندان هابسبورگ اتریش رخ میدهد. ویلیام تل (کلس بنگ)، شکارچی صلحجوی سابق جنگهای صلیبی، پس از کمک به فراری دادن کشاورزی که به دلیل قتل یک حاکم اتریشی تحت تعقیب است، درگیر مقاومت سوئیسیها علیه ظلم هابسبورگها میشود. گسلر (کانر سوئیندلز)، والی ظالم، برای تحقیر سوئیسیها، تل را مجبور میکند سیبی را با کمان از روی سر پسرش شلیک کند. تل موفق میشود، اما پس از اعتراف به نیت کشتن گسلر در صورت شکست، دستگیر میشود. این رویداد خشم مردم را برمیانگیزد و تل با کمک برتا (الی بامبر) فرار کرده و رهبری شورش علیه گسلر و پادشاه آلبرت (بن کینگزلی) را بر عهده میگیرد. فیلم با مناظر خیرهکننده، صحنههای نبرد و بازی قوی بنگ، به موضوعات آزادی و مقاومت میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، نادرستیهای تاریخی و ریتم کند، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «وودواکرز» یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی دامیان جان هارپر و اقتباسی از مجموعه رمانهای پرفروش کاتیا برندیس است. کاراگ، یک پسر ۱۳ ساله که میتواند به پوما تغییر شکل دهد، پس از بزرگ شدن در طبیعت وحشی، به دنیای انسانها وارد میشود. او در دبیرستان مخفی کلیرواتر، مدرسهای برای وودواکرز (تغییرشکلدهندگان حیوانی)، پذیرفته میشود و برای اولین بار احساس تعلق میکند. کاراگ با دوستان جدیدش، هالی (سنجاب قرمز گستاخ) و براندون (گاومیش خجالتی)، و تحت هدایت اندرو میلینگ، میلیونری که حامی مدرسه است، قدرتهایش را کنترل میکند. اما وقتی یک عملیات معدنی محیط و جامعه وودواکرز را تهدید میکند، کاراگ و دوستانش باید با رازها و خطراتی که دنیای آنها را در بر گرفته، روبهرو شوند. فیلم با جلوههای بصری جذاب اما ضعیف، به موضوعات دوستی، حفاظت از طبیعت و هویت میپردازد، اما به دلیل بازیهای متوسط، انیمیشن ناامیدکننده و موسیقی نامناسب، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۳ در IMDb دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.
خلاصه داستان: فیلم «ژولیت و رومئو» یک درام موزیکال-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیموتی اسکات بوگارت و بازسازی مدرنی از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» شکسپیر است که در سال ۱۳۰۱ در ورونای قرون وسطی رخ میدهد. رومئو و ژولیت، عاشقان ستارهدار، برخلاف دشمنی خانوادههای مونتاگ و کاپولت، عاشق یکدیگر میشوند. این نسخه با جایگزینی شعر پنجضربی شکسپیر با موسیقی پاپ اوریجینال، داستانی تازه ارائه میدهد که به تاریخ واقعی الهامبخش نمایشنامه اشاره دارد. ژولیت با ازدواج اجباری با پاریس روبهروست، در حالی که مرگ مرچوتیو و تیبالت به دست یکدیگر، تنشها را تشدید میکند. رومئو و ژولیت با کمک راهب لارنس نقشهای برای فرار میکشند، اما سوءتفاهمها به تراژدی منجر میشود. فیلم با بازی کلارا روگارد و جیمی وارد، و حضور بازیگرانی مثل ربل ویلسون و درک جاکوبی، به دلیل موسیقی پرزرقوبرق اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای ناهماهنگ، نقدهای منفی دریافت کرده است.