خلاصه داستان: فیلم «تحقیق دربارهی یک شهروند فوقالعاده مشکوک» ساختهی سال ۱۹۷۰ به کارگردانی الیو پتری با بازی درخشان جیان ماریا ولونته در نقش یک مقام ارشد پلیس ایتالیایی، داستانی نفسگیر از فساد قدرت و سیستم قضایی فاسد را روایت میکند؛ جایی که این افسر پس از قتل معشوقهاش، با دستکاری شواهد و هدایت تحقیقات جنایی، خود را به عنوان شهروندی «فوقالعاده مشکوکناپذیر» جا میزند و جامعه را به چالش میکشد تا حقیقت را ببیند، در حالی که انتقادی تیز از بوروکراسی و اقتدارگرایی دههی ۱۹۷۰ ایتالیا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم آقای کلاین (۱۹۷۶) به کارگردانی جوزف لوسر با بازی آلن دلون در نقش رابرت کلاین، ژان مورو و مایکل لونسدیل، داستان تاجری ثروتمند و فرصتطلب به نام رابرت کلاین را در پاریس اشغالی توسط نازیها در سال ۱۹۴۲ روایت میکند؛ او که از یهودیان برای سودجویی بهره میبرد، ناگهان روزنامهای یهودی با نام خود دریافت میکند و به تدریج هویتش زیر سؤال میرود، او را به سفری پرتنش و هویتی به سوی کشف رازهای تاریک و تعقیب توسط مقامات نازی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «اولین روز زندگی من» محصول ۲۰۲۳ به کارگردانی ساوریو دی جووانی با بازی والریو ماستاندرئا، گابریلا دی لوزیو، املیو سولفریزی و توسکا دآکوینو، داستان سه غریبه را روایت میکند که در یک شب سرد زمستانی در شهر تورین با یکدیگر تصادف میکنند؛ زنی میانسال در آستانه جدایی از همسر خیانتکارش، مردی افسرده که از زندگی خسته شده و جوانی که با مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. این برخورد اتفاقی آنها را به سفری غیرمنتظره و تحولآفرین میکشاند که هر کدام را وادار به بازنگری در زندگیشان میکند و لحظاتی پر از احساس، خنده و تأمل را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم کاپو (۱۹۵۹) به کارگردانی جیلو پونتهکوروو، داستان ادیث دِاسر (با بازی سوزان است拉斯برگ)، یک زن جوان کمونیست فرانسوی را روایت میکند که پس از دستگیری توسط نازیها به اردوگاه کار اجباری لهستان فرستاده میشود و برای بقا، هویت جدیدی به نام نیکِ به خود میگیرد و به عنوان کاپو یا سرپرست زندانیان همکاری میکند. در حالی که عشقی پرشور با زندانی ساشا (لوران تریه) شکل میگیرد، فیلم تحولات اخلاقی، خیانت و رستگاری او را در دل وحشت هولوکاست به تصویر میکشد و با نگاهی عمیق به مسائل انسانی و ایدئولوژیک، یکی از شاهکارهای درام جنگی میشود.
خلاصه داستان: در فیلم نوستالژیا (۱۹۸۳) به کارگردانی آندری تارکوفسکی، با بازی ارلاند جوزفسون در نقش آندری گورتچاکف شاعر روس و دومینیکا جوردانو، داستان مردی میانسال روایت میشود که همراه مترجمش به توسکانی ایتالیا سفر میکند تا درباره زندگی یک شاعر ایتالیایی قرن هجدهم تحقیق کند؛ اما در این سفر، او با بحران هویت، نوستالژی شدید به وطن و جستجوی معنا در زندگی روبرو میشود و در نهایت به سوی تجربیات عرفانی و نمادین کشیده میگردد که مرزهای واقعیت و خیال را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم دایره سرخ (۱۹۷۰) به کارگردانی ژان-پییر ملویل، داستان کورِج (آلن دلون)، خلافکاری تازه از زندان آزاد شده را روایت میکند که با ونس (ایو مونتان)، نوازنده الکلی و راننده ماهر، و وکیلی (جیان ماریا ولونته)، قاتل فراری، برای اجرای سرقت جسورانهای از جواهرفروشی معروفی در پاریس متحد میشود. این شاهکار نوآر جنایی با فضای سرد و دقیق، تعقیب و گریزهای نفسگیر پلیس به رهبری بازرس ماتیو (آندره بورویل) و پایبندی شخصیتها به کدهای اخلاقی زیرزمینی، یکی از برترین آثار سینمای فرانسه است.
خلاصه داستان: فیلم «جعبه پستی تینتو براس» (۱۹۹۵) به کارگردانی تینتو براس، با بازی دبورا کاپریوگلیو در نقش آنجلا و ریکاردو سرولو، داستان یک کارمند پستخانه خجالتی و تنها را روایت میکند که به طور اتفاقی نامهای عاشقانه و پرماجرا برای یک زن خیالی مینویسد؛ این نامه به دست گیرندهای واقعی میرسد و زنجیرهای از رویدادهای اروتیک، کمدی و غیرمنتظره را رقم میزند که زندگی او و اطرافیانش را زیر و رو میکند. این اثر کلاسیک ایتالیایی با سبک بصری خاص براس، ترکیبی از طنز اجتماعی، اروتیسم جسورانه و کاوش در تمایلات انسانی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «علیرغم» (۲۰۱۵) به کارگردانی استفانو کیانتینی، با بازی لوچیا ماسچینو در نقش ماریا، مادری تنها که درگیر روابط پیچیده خانوادگی است، روایت میشود. ماریا با همسر سابقش و پسر نوجوانش زندگی میکند و با چالشهای عاطفی، تنهایی و تلاش برای حفظ پیوندهای خانوادگی روبروست. این درام ایتالیایی با نگاهی عمیق به استقامت انسانی در برابر ناملایمات زندگی، تصویری واقعگرایانه از مبارزات روزمره ارائه میدهد و بازیگرانی چون کارلوتا ناتولی و الساندرو جالوکوستا نیز در نقشهای کلیدی میدرخشند.
خلاصه داستان: فیلم مونپارناس ۱۹ (۲۰۱۹) به کارگردانی ژاک مارتینه و والری مرژن با بازی درخشان پیر نینی در نقش آمادئو مودیلیانی، نقاش ایتالیاییتبار، داستان چهار سال پایانی زندگی پرتلاطم او را در محله مونپارناس پاریس روایت میکند. مودیلیانی که با اعتیاد به مواد مخدر، روابط عاطفی پیچیده با الهه (بِته) و رقابتهای هنری دست و پنجه نرم میکند، در حالی که منتقدان آثارش را نادیده میگیرند، به خلق شاهکارهایی چون پرترههای بینظیر میپردازد و در نهایت در ۳۵ سالگی بر اثر بیماری سل درگذشت، اما شهرت واقعیاش پس از مرگ فرا میرسد.