خلاصه داستان: فیلم «این یک دفن نیست، رستاخیز است» (۲۰۱۹) به کارگردانی کتان سینگ، با بازی درخشان مری تuala مهلونگو در نقش مخاتوتسو، جری موفوکنگ و توسو لکوآپه، داستان زنی سالخورده و بیوه را در روستایی دورافتاده در لسوتو روایت میکند که پس از مرگ همسرش، تصمیم میگیرد قبر خانوادگی بخرد تا در آن آرمیده شود؛ اما با اعلام تخریب روستا به دلیل ساخت سد بزرگ دولتی، او رهبری جنبشی را بر عهده میگیرد تا از خانه و میراث اجدادیشان دفاع کند و این مبارزه به نمادی از رستاخیز فرهنگی و مقاومت در برابر مدرنیته بیرحم تبدیل میشود.
خلاصه داستان: رویای عاشقانه یک اسپینستر آمریکایی سرانجام زمانی که در تعطیلات در ونیز با یک مرد خوش تیپ - اما متاهل - ایتالیایی آشنا می شود، به واقعیت تلخ تبدیل می شود.
خلاصه داستان: فیلمی ایتالیایی-فرانسوی-اسلوونیایی به کارگردانی لورا سامانی محصول سال ۲۰۲۱ که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد. داستان در اوایل قرن بیستم در شمال شرقی ایتالیا میگذرد و آگاتا (سارا کاسیدا) را دنبال میکند، زنی جوان که نوزادش مرده به دنیا میآید. بر اساس یک افسانه محلی، او برای احیای روح کودکش باید به یک زیارتگاه دورافتاده در کوهستان سفر کند و در آنجا دعا بخواند. آگاتا جسد نوزادش را در یک جعبه چوبی قرار میدهد و این سفر پرمخاطره را آغاز میکند. در طول راه با افراد مختلفی از جمله یک زن مرموز به نام لین (مارشا استانوویچ) و یک سرباز سابق (آلفردو کاستریلی) مواجه میشود که هر کدام به نوعی در این سفر معنوی به او کمک میکنند. این فیلم با تصاویر خیرهکننده از طبیعت و فضایی عرفانی، داستانی عمیق درباره غم، امید و جستجوی معنا را روایت میکند.
خلاصه داستان: فرانسه، 1936-37. جبهه مردمی در انتخابات پیروز می شود، جنگ داخلی اسپانیا آغاز می شود و هیتلر و استالین دستکاری و جاسوسی می کنند. تبعیدی درخشان، فیودور ورونین، ژنرال 20 ساله، معاون ارتش روسیه سفید است.
خلاصه داستان: زندگی یک زن آرژانتینی بورژوا پس از برخورد با ماشینش به چیزی، به آرامی به پارانویا و انزوا فرو میرود، زیرا میترسد ممکن است کسی را کشته باشد.
خلاصه داستان: در طول سفر با قطار از اروپای مرکزی به رم، شخصیتها از طریق برخوردهای اتفاقی به هم متصل میشوند و داستانی از عشق، شانس و فداکاری را تعریف میکنند. یک سفر تنها جرقه تغییرات بسیاری را برای بسیاری از مردم ایجاد می کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۶، فیلم «نام گل سرخ» به کارگردانی ژان-ژاک آنو و با بازی شان کانری در نقش ویلیام از باسکویل، راهب باهوش انگلیسی، و کریستین اسلیتر به عنوان شاگرد جوانش آدزو، اقتباسی از رمان مشهور اومبرتو اکو است. داستان در قرن چهاردهم میلادی در صومعهای ایزوله در شمال ایتالیا رخ میدهد، جایی که ویلیام برای تحقیق درباره قتلهای زنجیرهای مرموز که راهبان را یکی پس از دیگری میکشد، دعوت میشود. با کاوش در کتابخانه پنهان صومعه، اسرار مذهبی، دانش ممنوعه و توطئههای کلیسا آشکار میشود و ویلیام با تکیه بر منطق شرلوکیوار خود، پرده از راز کتابی کشنده برمیدارد که نماد نبرد میان ایمان و عقل است.