خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: سریال «وایکینگها» یک درام تاریخی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و خلق مایکل هرست است که از ۳ مارس ۲۰۱۳ تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۰ از شبکه History پخش شد و فصل ششم آن در برخی کشورها ابتدا در آمازون پرایم ویدیو منتشر شد. این سریال که با الهام از حماسههای راگنار لودبروک، یکی از معروفترین قهرمانان افسانهای نورس، ساخته شده، داستان راگنار (تراویس فیمل)، کشاورزی وایکینگ از کاتگات را دنبال میکند که با جاهطلبی برای کاوش و غارت سرزمینهای دوردست غربی، برخلاف دستورات ارل هارالدسون (گابریل بیرن)، با کمک دوستش فلوکی (گوستاف اسکاشگورد) کشتیهای جدیدی میسازد. راگنار با همسرش لاگرتا (کاترین وینیک)، یک سپربانوی قدرتمند، و برادرش رولو (کلایو استندن) به انگلستان حمله میکند و به شهرت میرسد. سریال در فصول بعدی به ماجراهای پسران راگنار، از جمله بیورن (الکساندر لودویگ) و ایوار (الکس هوگ اندرسن)، و روابط پیچیده خانوادگی و سیاسی، از جمله با پادشاه اکبرت وسکس (لینوس روچ)، میپردازد. سریال با صحنههای اکشن حماسی مانند حمله به لیندیسفارن، موسیقی متن «If I Had a Heart» از فیور ری، و مضامین وفاداری، خیانت، و ایمان، به موضوعات اساطیر نورس، خانواده و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل نادرستیهای تاریخی، افت کیفیت پس از خروج فیمل در فصل چهارم، و ریتم کند در فصول بعدی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۵/۱۰۰ در IMDb، ۹۳٪ در راتن تومیتوز). بازی فیمل، وینیک، لودویگ و اندرسن، فیلمبرداری در ایرلند، و طراحی صحنه تحسین شدند، اما داستان صابونی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. سریال با ۸۹ قسمت در شش فصل به پایان رسید و دنبالهای به نام «وایکینگها: والهالا» در نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «موجسوار» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی توماس مارتین است. داستان درباره مردی (نیکلاس کیج) است که به همراه پسر نوجوانش (فین لیتل) به ساحل لونا بی در استرالیا، جایی که در کودکی موجسواری میکرد، بازمیگردد تا خانه پدریاش را که اکنون متعلق به دیگری است، بازخرید کند. او که در آمریکا زندگی مرفهی ساخته، با گروهی از موجسواران محلی به رهبری اسکالی (جولین مکماهون) مواجه میشود که ادعای مالکیت بر ساحل دارند و با شعار «اینجا زندگی نکنی، موجسواری نکن» او را در مقابل پسرش تحقیر میکنند. او که مصمم به ماندن است، با ازدستدادن داراییهایش، از جمله تخته موجسواری، ماشین، و حتی ساعت پدریاش، به تدریج وارد چرخهای از خشم، ناامیدی، و فروپاشی روانی میشود. با افشای رازهایی مانند قتل یک موجسوار توسط اسکالی و فشارهای زندگی شخصی، از جمله طلاق و نامزدی همسر سابقش، او در برابر گرما، تشنگی، و توهمات، از جمله دیدن مردی مرده در ساحل، به مرز جنون میرسد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از ساحل استرالیا، موسیقی هیپنوتیک، و کاوش در موضوعات هویت، مردانگی سمی، و جستوجوی تعلق، به تجربهای سورئال و روانشناختی تبدیل میشود. با این حال، به دلیل پایان مبهم، داستان بیشازحد استعاری، و عدم وضوح در تمایز بین واقعیت و توهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیج به دلیل شدت و دیوانگی کنترلشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و فقدان عمق احساسی برای شخصیتهای فرعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد گرگنما» یک فیلم ترسناک ماوراءالطبیعه آمریکایی به کارگردانی لی ونل است که بازسازی فیلم کلاسیک «مرد گرگنما» (1941) از یونیورسال پیکچرز محسوب میشود. داستان در سال ۱۹۹۵ با ناپدید شدن یک کوهنورد در کوههای دورافتاده اورگن آغاز میشود که شایعاتی درباره ویروسی مرتبط با حیاتوحش منطقه ایجاد میکند. در همان زمان، بلیک لاوِل جوان و پدر سختگیرش گریدی در یک سفر شکار، موجودی مرموز و انساننما را در جنگل میبینند و در یک جایگاه شکار مرتفع پنهان میشوند. سی سال بعد، بلیک (کریستوفر ابوت)، نویسندهای در سانفرانسیسکو، به همراه همسرش شارلوت (جولیا گارنر) و دخترشان جینجر (ماتیلدا فرث) زندگی میکند. ازدواج او به دلیل مشکلات خشم و دوری از خانواده در حال فروپاشی است. پس از دریافت گواهی فوت گریدی، که ناپدید شده، بلیک خانوادهاش را متقاعد میکند تا برای استراحت به خانه کودکیاش در اورگن بروند. در بدو ورود، در شب، آنها مورد حمله حیوانی نادیدنی قرار میگیرند و در خانه پناه میگیرند. با ادامه شب، زخمهای بلیک بدتر میشود و رفتارش بهتدریج غیرعادی و هیولاوار میگردد. شارلوت باید تصمیم بگیرد که آیا خطر خارج از خانه یا وحشتی که در درون بلیک در حال رشد است، تهدید بزرگتری برای جینجر و خودش محسوب میشود. فیلم با جلوههای ویژه عملی، طراحی بدن وحشتناک، و فیلمبرداری در جنگلهای نیوزیلند، به موضوعات ترومای خانوادگی، ازدستدادن کنترل، و وحشت روانشناختی میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای غیرخلاقانه، فقدان عمق در شخصیتپردازی، و عدم پیگیری تمهای معرفیشده مانند نقشهای جنسیتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای ابوت و گارنر به دلیل شدت عاطفی تحسین شدند، اما داستان به دلیل ایمن بودن بیشازحد و کمبود وحشت واقعی، گاهی اوقات ناامیدکننده توصیف شد.
خلاصه داستان: فیلم «مشکل آدمها» یک کمدی ایرلندی به کارگردانی کریس کاتم و نویسندگی پل رایزر و والی مارزانو-لسنویچ است که در ۴ اکتبر ۲۰۲۴ در آمریکا اکران شد و ۸ نوامبر ۲۰۲۴ در ایرلند منتشر شد. سیاران (کالم مینی)، متصدی کفنودفن در روستای کوچکی در ایرلند، به درخواست پدر در حال مرگش، فرگوس (دس کیو)، برای پایان دادن به دشمنی خانوادگی چندنسلی با شاخه آمریکایی خانواده تماس میگیرد. او با بری (پل رایزر)، پسرعموی نیویورکی که هرگز ندیده، ملاقات میکند. بری، دلال املاک که پس از حمله قلبی و طلاق در بحران است، به ایرلند سفر میکند. تلاش این دو برای آشتی به سوءتفاهمهای خندهدار و درگیریهایی منجر میشود که شامل گوسفندان، دیوارسازی و شخصیتهای محلی عجیب مثل سارا (لوسیان مکاوی) است. فیلم با مناظر سرسبز ایرلند، انیمیشنهای فلشبک و ارجاع به فیلم «قهرمان محلی»، به موضوعات خانواده، آشتی و خودخواهی انسانی میپردازد، اما به دلیل کلیشههای فرهنگی، طنز تکراری، دیالوگهای ضعیف و داستان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۷ در IMDb و ۷۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی مینی و رایزر تحسین شد، اما نقش جین لوی بهعنوان ناتالیا، دختر بری، کمرنگ و ضعیف بود.
خلاصه داستان: فیلم «آنها را نابود کن» یک تریلر درام ایرلندی به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر اندروز در اولین تجربه کارگردانی بلندش است که در ۸ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره فیلم تورنتو اکران شد. مایکل اوشیا (کریستوفر ابوت)، چوپانی منزوی در ایرلند روستایی، با پدر بیمارش ری (کالم مینی) زندگی میکند و هنوز از عذاب وجدان تصادف رانندگیای که مادرش را کشت و به کارولین (نورا-جین نون)، دوستدختر سابقش، آسیب رساند، رنج میبرد. کارولین حالا با گری (پل ردی)، چوپان همسایه، و پسرشان جک (بری کیوگن) ازدواج کرده است. وقتی جک دو قوچ مایکل را میدزدد تا مشکلات مالی پدرش را حل کند، زنجیرهای از رویدادهای خشونتآمیز آغاز میشود. گری از بازگرداندن قوچها امتناع میکند و مایکل را در جادهای خطرناک تعقیب میکند که به تصادف گری و جک منجر میشود. بعداً، جک و دوستش لی به مزرعه مایکل حمله میکنند و پاهای گوسفندان را برای فروش در بازار سیاه قطع میکنند، که سگ مایکل، مک، را نیز زخمی میکند. مایکل، خشمگین و تحت فشار ری که خواستار انتقام است، به دنبال گری میرود، اما به اشتباه سازندهای را که فکر میکند مسئول است، میکشد و سرش را برای پدرش میبرد. کارولین، با شناختن چاقوی جک، حقیقت را فاش میکند. فیلم با روایت غیرخطی و دیدگاههای متناوب، به موضوعات انتقام، ترومای نسلی، مردانگی سمی و غم میپردازد. با فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی ضربی هانا پیل و بازیهای قوی ابوت و کیوگن، امتیاز ۹۱٪ در راتن تومیتوز کسب کرد، اما به دلیل خشونت حیوانی و پایان مبهم، برخی تماشاگران را ناراحت کرد.
خلاصه داستان: «فریواکا» یه فیلم ترسناک-مردمی ایرلندی به کارگردانی و نویسندگی آسلین کلارک و عمدتاً به زبان ایرلندی (گِلیک) ساخته شده که تو سال ۲۰۲۴ اکران شد. داستان درباره شوبان «شو» نی بروین (کلر مونلی)، یه پرستار مراقبتهای خانگیه که بعد از خودکشی مادرش، برای فرار از غم و گذشته پرآشوبش، یه کار موقت تو یه روستای دورافتاده ایرلند قبول میکنه تا از پیگ نیک جیوا بلینده (برید نی نختین)، یه زن سالخورده آگورافوبیک که ادعا میکنه سالها پیش توسط موجودات شرور فولکلوریک به نام «نا شیده» (Na Sídhe) ربوده شده، مراقبت کنه. پیگ، که به زوال عقل و پارانویا متهمه، خونهش پر از نمادهای مسیحی، اشیای فلزی، نمک و آیینهای خرافاتی برای دفع این موجوداته. شو، که خودش با ترومای خانوادگی و تصاویر ذهنی آزاردهنده از گذشته دستوپنجه نرم میکنه، کمکم به واقعیت حرفهای پیگ شک میکنه، چون اتفاقات عجیب مثل سر و صداها، سایههای متحرک و حضور یه بز مرموز تو خونه شدت میگیره. با عمیقتر شدن رابطه این دو زن، شو با رازهای تاریک پیگ و ارتباطش با گذشته خودش، از جمله صومعههای مگدالن و آزار زنان تو تاریخ ایرلند، روبهرو میشه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه، یه سوزاننده آروم با فضای سنگین، بدون تکیه به ترسهای ناگهانی، و پر از تصاویر وهمآلود و موسیقی متن دلهرهآور از Die Hexen (دیان لوسید کمپبل)ئه که به موضوعاتی مثل ترومای نسلی، گناه کاتولیک، استقلال زنان و تأثیر کلیسا تو ایرلند میپردازه. .
خلاصه داستان: نیکو، گوزن شمالی شجاع، در این ماجراجویی جدید به دنبال کشف رازهای نورهای شمالی میرود. او همراه با دوستانش سفری پرماجرا را آغاز میکند که پر از چالشهای هیجانانگیز، دوستیهای جدید و کشف اسرار طبیعت است. این انیمیشن خانوادگی مملو از لحظات گرم و الهامبخش است که برای مخاطبان همه سنین جذاب خواهد بود.