خلاصه داستان: فیلم «این یک فیلم نیست» ساخته جعفر پناهی در سال ۲۰۱۱، روایتی مستندگونه و خلاقانه از زندگی خود پناهی در دوران حبس خانگی است. او با بازی در نقش خودش و همکاری مجتبی میرطهبانی، تلاش میکند داستانی را که از ساخت رسمی آن منع شده، با استفاده از گوشی موبایل و دوربین دیجیتال بازسازی کند. این اثر مرزهای میان واقعیت، هنر و سانسور را درنوردیده و نگاهی عمیق به چالشهای فیلمسازان ایرانی در برابر محدودیتهای حکومتی ارائه میدهد، در حالی که همزمان یک اعتراض هنری هوشمندانه است.
خلاصه داستان: «اشکان، انگشتر همایون و دیگر داستانها» انیمیشن کوتاه ایرانی به کارگردانی علیرضا گلپایگانی محصول سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷) است که روایتگر مجموعهای از داستانهای فولکلور ایرانی با طنزی دلنشین میشود. در داستان اصلی، اشکان، پسربچهای کنجکاو با صدای حامد عزیزی، انگشتری جادویی پیدا میکند که او را به ماجراجوییهای خندهدار و پر از درسهای اخلاقی میبرد، در حالی که شخصیتهایی چون مادربزرگ (ژاله علو) و دیگر دوستانش با صداهای مهناز آبادی و دیگران، جهانی رنگارنگ از فرهنگ عامه ایرانی را میسازند و مخاطبان کودک و بزرگ را سرگرم میکنند.
خلاصه داستان: میرزا ابراهیمخان عکاسباشی که در سفر فرنگ به سر میبرد، در اندیشه بازگشت و ازدواج با معشوقهاش آتیه است. او در این سفر دلبستهی سینماتوگراف میشود. بیماری مظفرالدینشاه نگرانی او را درباره سرنوشت سینما برمیانگیزد و برای روشن شدن تکلیف، از شاه راهنمایی میخواهد. شاه نیز به فراشباشی دستور میدهد که میرزا ابراهیمخان را نزد ولیعهد بفرستد، اما فراشباشی به اشتباه او را نزد ناصرالدینشاه میبرد. ناصرالدینشاه، که با سینما سر سازگاری ندارد و خود فیلمها را سانسور میکند، شیفتهی بازیگر یکی از فیلمهای قدیمی («گلنار» در دختر لر) میشود و در تمنای رسیدن به او، تاج و تخت را رها کرده و به سوی سینما میرود.
خلاصه داستان: فیلم «در سایه سرو» یک انیمیشن کوتاه درام ایرانی به کارگردانی حسین مولایمی و شیرین سوهانی، تولیدشده توسط موسسه توسعه فکری کودکان و نوجوانان و استودیو انیمیشن برفک، است. داستان در جنوب ایران، در نزدیکی خلیج فارس و در پسزمینه جنگ ایران و عراق، جریان دارد و درباره یک کاپیتان سابق (با صدای زهرا موسوی) است که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد و با دخترش در خانهای ساده کنار دریا زندگی منزوی و سختی دارد. او که در جنگ آسیب دیده، نمیتواند مانند گذشته پدری مهربان باشد و رابطهاش با دخترش پر از تنش و سکوت است. یک صبح، وقتی او در خشم ناشی از PTSD خانه را ویران میکند و دخترش را هل میدهد، دختر تصمیم به ترک خانه میگیرد، اما کشف یک نهنگ بهگلنشسته در ساحل، زندگی آنها را تغییر میدهد. این رویداد، که استعارهای از غم و امید است، فرصتی برای التیام یا بار جدیدی بر دوش آنها میشود. فیلم با انیمیشن ۲ بعدی مینیمال، بدون دیالوگ، و با استفاده از رنگهای گرم و نمادگرایی سرو (نماد صداقت و مقاومت در فرهنگ پارسی)، به موضوعات تروما، رابطه پدر و دختری، و امید میپردازد. علیرغم زمان کوتاه ۲۰ دقیقهای، تصاویر شاعرانه، موسیقی افشین عزیزی و داستان عمیق، اثری تأثیرگذار خلق کرده که برنده جایزه بهترین انیمیشن کوتاه در اسکار ۲۰۲۵ شد،
خلاصه داستان: یک روستای قدیمی که عمیقاً عاشق گاو خود است ، مدتی به پایتخت می رود. در حالی که او در آنجا بود ، گاو می میرد و اکنون روستائیان هنگام بازگشت او از واکنش احتمالی وی به آن می ترسند.
خلاصه داستان: آسیدمرتضی (بهروز وثوقی) که کفترباز است، با بیبی نابینایش (ژاله علو) در کاشان زندگی میکند. او یک کبوتر طوقی را میگیرد که همه کفتربازهای محل بهدنبالش هستند. بیبی، طوقی را بدیمن میداند و از آسیدمرتضی میخواهد که کبوتر را رها کند. از طرفی دایی آسیدمرتضی، یعنی آسیدمصطفی (ناصر ملکمطیعی) او را برای خواستگاری نامزدش طوبی (آفرین) به شیراز میفرستد. مرتضی و طوبی بههم علاقهمند میشوند و ازدواج میکنند. مرتضی، طوبی را به کاشان میبرد، اما چیزی از موضوع به بیبی و داییاش نمیگوید. بیبی مرتضی متوجه ارتباط آنها میشود و با تصور خیانت مرتضی، او را نفرین میکند. مصطفی سرمیرسد و حرفهای بیبی را میشنود. او نیز که نمیداند طوبی همسر مرتضی شده، به «عباس گاریچی» (سرکوب) و «جواد خالدار» (بهمن مفید) که با مرتضی دشمنی دارند، میگوید تا مرتضی را بکشند...