خلاصه داستان: فیلم «جاط» یک اکشن-تریلر هندی به کارگردانی گوپیچاند مالیننی است که داستان بالدو پراتاپ سینگ (سانی دئول)، سربازی از هنگ جاط، را روایت میکند که بهطور اتفاقی با رانتونگا (راندیپ هودا)، یک رئیس جنایتکار بیرحم، درگیر میشود. داستان از یک رویارویی ساده آغاز میشود، زمانی که یکی از افراد رانتونگا به غذای بالدو (ایدلی) توهین میکند و او خواستار عذرخواهی میشود ("Sorry bol"). این درگیری کوچک به جنگی تمامعیار در روستاهای ساحلی تبدیل میشود، جایی که رانتونگا، یک عامل سابق LTTE که پس از جنگ داخلی سریلانکا در ۲۰۰۹ با طلای دزدیدهشده امپراتوری جنایی خود را ساخته، روستاییان را تحت سلطه دارد. بالدو، با کمک بازرس ویجایا لاکشمی (سایامی خیر) و ساتیامورتی (جگاپاتی بابو)، به مبارزه با ظلم رانتونگا و برادرش سومولو (وینیت کومار سینگ) میپردازد. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای انفجاری، دیالوگهای پرشور مانند «دهای کیلو کا هات»، و نبرد نهایی که در آن بالدو رانتونگا را به دار میآویزد، به موضوعات عدالت، میهنپرستی و مبارزه خیر علیه شر میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم ضعیف، پیچشهای غیرمنطقی، و تمرکز بیشازحد روی اکشن، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای دئول و هودا، موسیقی پسزمینه تامان اس، و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مست در لحظه زندگی کن» یک کمدی-درام هندی است که در بمبئی رخ میدهد و داستان وی.اس. کامات، بیوهای تنها را دنبال میکند که زندگیاش با روالهای تکراری پر شده است. وقتی آپارتمان او توسط یک سارق جوان، ناناو، مورد سرقت قرار میگیرد و کامات بیهوش میشود، پلیس به دلیل انزوای او ابراز نگرانی میکند. این حادثه کامات را به جستوجوی ارتباط انسانی وامیدارد و او با پراکاش هاندا، زنی پرجنبوجوش، آشنا میشود. این دو از طریق ماجراهای غیرمنتظره، مانند دزدی از خانههای دیگران و نوشیدن آبجو با هم، دوستی غیرمعمولی شکل میدهند. داستان موازی ناناو و رانی، دختری که درگیر مشکلات مالی و اجتماعی است، به موضوعاتی مانند عشق، بخشش و رهایی از گذشته میپردازد. داستان با صحنههایی مانند ملاقات دوباره کامات و هاندا با ناناو، و لحظات طنزآمیز مانند رقص در مهمانی، به موضوعات دوستی، خودشناسی و پذیرش زندگی با تمام نقصهایش میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهایی، شکافهای روایی و طنز گاه ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۷۶٪ در TMDb). بازیهای جکی شروف و نینا گوپتا، فضای پرجنبوجوش بمبئی و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان پراکنده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ماویران» (به معنای جنگجوی بزرگ) یک اکشن-کمدی فانتزی تامیلی به کارگردانی مادونه آشوین و تولید شانتالک است. داستان درباره ساتیا (سیواکارتیکیان)، کارتونیست ترسویی است که برای روزنامه تامیلی دینا تی، کمیکاستریپی درباره جنگجویی شجاع به نام ماویران میکشد. او که پس از مرگ پدرش در مبارزه با نظام فاسد، جرئت ایستادگی ندارد، حتی اجازه میدهد یکی از همکارانش اعتبار کارش را بدزدد. نیلا (آدیتی شانکار)، دستیار ویراستار، از او حمایت میکند و رابطه عاشقانهای بینشان شکل میگیرد. ساتیا، مادرش اِشواری (ساریتا) و خواهرش راجی، همراه با همسایگانشان، از زاغه به آپارتمانهای مرتفع دولتی منتقل میشوند، اما این ساختمانها به دلیل فساد وزیر مسکن، جیکودی (میسکین)، ناامن هستند. پس از سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی، ساتیا صدای راوی (با صدای ویجی ستوپاتی) را میشنود که مانند کمیکهایش زندگی او را روایت کرده و او را به مبارزه با جیکودی هدایت میکند. این صدا که فقط ساتیا و مخاطبان میشنوند، او را به موقعیتهای خطرناک میکشاند و به قهرمانی تبدیل میکند که ساکنان را نجات میدهد. پارامو (سونیل)، دستیار جیکودی، با فاش کردن این صدا در تلویزیون، سعی میکند ساتیا را بیاعتبار کند. فیلم با طنز هوشمندانه، اکشنهای جذاب با فیلمبرداری موکوبات، موسیقی بهارات سانکار و تمهای شجاعت، عدالت و اتحاد، اثری سرگرمکننده است، اما نیمه دوم به دلیل کلیشههای ژانر ماسالا و پایان قابلپیشبینی کمی ضعیفتر است
خلاصه داستان: فیلم «بید» یک درام اجتماعی هندی به کارگردانی و نویسندگی مشترک آنوباو سینها است که در پسزمینه قرنطینه کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ در هند روایت میشود. داستان در یک پست بازرسی خیالی در شهر تِجپور جریان دارد، جایی که سوریا کومار سینگ تیکاس (راجکومار رائو)، افسر پلیس، وظیفه دارد از عبور مهاجران در طول lockdown جلوگیری کند. این مهاجران، که به دلیل تعطیلی ناگهانی کشور بدون غذا، آب یا حملونقل ماندهاند، برای بازگشت به خانههایشان در روستاها مجبور به پیادهروی در مسافتهای طولانی شدهاند. در این میان، شخصیتهایی مثل دکتر رنو (بومی پدْنِکار)، که بیماران مشکوک به ویروس را معاینه میکند، و تریفِدی (پانکاج کاپور)، نگهبان امنیتی از کاست بالا که با برادر بیمارش سفر میکند، با تعصبات طبقاتی، نژادی و مذهبی مواجه میشوند. تریفدی با تبعیض علیه مسافران مسلمان و امتناع از پذیرش غذا از آنها، تنشهایی ایجاد میکند، اما در نهایت به دلیل نیاز، به آنها روی میآورد. فیلم با فیلمبرداری سیاهوسفید، که یادآور مهاجرت بزرگ پس از تجزیه ۱۹۴۷ هند است، به موضوعات نابرابری اجتماعی، کاستگرایی، تعصب مذهبی و انسانیت میپردازد. بازیهای قوی رائو و کاپور، همراه با کارگردانی سینها، فیلم را تأثیرگذار کرده، هرچند داستان شلوغ و پایانبندی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه کوتا» یک اکشن-جنایی-درام است که در شهر خیالی و جنایتزده کوتا رخ میدهد. داستان حول محور کنان بهای، گانگستری قدرتمند که بر شهر حاکم است، و نقشههای بازرس شَهول برای بازگرداندن راجو، گانگستر سابق ملقب به «پادشاه»، میچرخد تا با کنان مقابله کرده و انتقام بگیرد. راجو که زمانی دوست صمیمی کنان بود، به دلیل اختلاف بر سر تجارت مواد مخدر از او جدا شده و حالا باید با گذشتهاش روبهرو شود. داستان با فلشبکهایی به جوانی راجو و کنان، صحنههای اکشن مانند مبارزات خونین و بازیهای فوتبال محلی، و رابطه عاشقانه راجو با تارا، به موضوعات رقابت، خیانت، انتقام و رستگاری میپردازد. فیلم با صحنهای پرتنش در زمین فوتبال به اوج میرسد، جایی که راجو و کنان پس از سالها دوباره ملاقات میکنند. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای غیرطبیعی و ریتم کند در نیمه دوم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. موسیقی متن، تصاویر بصری با رنگهای قهوهای و زرد، و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت پراکنده و فقدان عمق عاطفی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ماهی قرمز» یک درام خانوادگی است که داستان آنامیکا، دختری از ازدواجی با فرهنگهای متفاوت را روایت میکند که به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادرش سادانا، که به تازگی دچار زوال عقل شده، مراقبت کند. آنامیکا که سالهاست با مادرش رابطهای سرد و پرتنش داشته، با محلهای مواجه میشود که به سختی به خاطر میآورد و مادری که گاهی او را نمیشناسد. سادانا، خواننده سابق موسیقی کلاسیک هندی، با خاطرات محو و گذشتهای پر از زخمهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. با کمک همسایگان مهربان، از جمله لاکشمی، آنامیکا تلاش میکند تا با گذشتهاش آشتی کند و با احساس گناه و مسئولیت نسبت به مادرش کنار بیاید، در حالی که سادانا گاهی از گذشتهاش با حسرت و گاهی با شادی یاد میکند. فیلم با صحنههای احساسی مانند کمک همسایگان در حمام و موسیقی کلاسیک هندی، به موضوعات حافظه، بخشش، هویت و پیوندهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامهای با جزییات کم و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، فضای نوستالژیک و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان تکراری و ویرایش ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۲» یک اکشن-کمدی-جنایی است که داستان آرین (آقای آ)، یک دزد حرفهای بینالمللی را دنبال میکند که با استفاده از فناوری پیشرفته، سرقتهای غیرممکنی را در سراسر جهان انجام میدهد. او که تاج سلطنتی را از قطاری در صحرای نامیب میدزدد، هدف بعدیاش را بمبئی قرار میدهد. دو مأمور پلیس، رئیس جَی دیکسیت و دستیارش علی، به همراه شونالی بوز، افسر ویژهای که دو سال است آرین را تعقیب میکند، مأمور دستگیری او میشوند. آرین با سونری، دزدی باهوش، متحد میشود که پیشنهادی وسوسهانگیز به او میدهد و بازی موش و گربهای پیچیده آغاز میشود. داستان با سرقتهای پرزرقوبرق، تعقیبوگریزهای پرتنش مانند صحنه موتورسواری، و پیچشهایی مانند خیانت سونری، به موضوعات فریب، وفاداری و جاهطلبی میپردازد. فیلم در نهایت به نبردی در بالای آبشاری ختم میشود، جایی که سونری انتخابی غیرمنتظره میکند. شش ماه بعد، آرین و سونری در جزایر فیجی زندگی جدیدی آغاز کردهاند. فیلم با صحنههای اکشن خلاقانه، مکانهای جهانی مانند ریو و دوربان، و موسیقی پرهیجان مانند «Dhoom Again»، حالوهوای سرگرمکنندهای دارد. با این حال، به دلیل فیلمنامهای با جزئیات کم، شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، و صحنههای غیرواقعی مانند تغییر ظاهر با ماسک، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، سبک بصری، و شیمی بین بازیگران اصلی تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دوم» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان کبیر، یک سارق حرفهای و رهبر گروهی از موتورسواران ماهر را دنبال میکند که با سرقتهای جسورانه بانکها و جواهرفروشیهای بمبئی، پلیس را به چالش میکشند. جَی دیکسیت، یک افسر پلیس باهوش و سرسخت، مأمور میشود تا این گروه را دستگیر کند. او با علی، یک مکانیک موتورسیکلت و تبهکار خردهپا که به دلیل مهارتش در رانندگی استخدام میشود، همکاری میکند. کبیر که نقشههایش با دقت و سرعت اجرا میشود، با استفاده از موتورسیکلتهای پرقدرت، بارها از دست جَی و تیمش فرار میکند. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند صحنههای موتورسواری در خیابانهای شلوغ بمبئی، طنز ناشی از شخصیت غیرمتعارف علی، و پیچشهایی مانند خیانت در گروه کبیر، به موضوعات قانون در برابر جرم، دوستی و رقابت میپردازد. فیلم با رویارویی نهایی جَی و کبیر در بندر به اوج میرسد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود نقشهای فرعی مانند شیلا، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن نوآورانه، موسیقی متن پرانرژی مانند «Dhoom Machale»، و شیمی بین شخصیتهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه کلیشهای و فقدان عمق در انگیزههای کبیر نقد شدند.