خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «قاتل تقویمی» (به آلمانی: Der Heimweg) یک تریلر جنایی-روانشناختی آلمانی به کارگردانی آدولفو ی. کولمرر و نویسندگی سوزان اشنایدر، بر اساس رمان پرفروش سباستین فیتزک، است که در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵ در پرایم ویدیو منتشر شد. داستان درباره کلارا (لوئیزه هایر)، زنی در ازدواجی آزاردهنده با مارتین (فریدریش موکه)، است که پیامی از قاتل سریالی معروف به «قاتل تقویمی» دریافت میکند: او باید تا نیمهشب همسرش را بکشد، وگرنه خودش کشته خواهد شد. کلارا، که به دلیل مشکلات روانی گذشته تحت کنترل مارتین است و از بازگشت به آسایشگاه میترسد، با ژول (سابین تامبرا)، اپراتور خط تلفن ایمنی زنان، تماس میگیرد. ژول، که پیشتر در خدمات آتشنشانی تجربهای تلخ داشته، تلاش میکند کلارا را نجات دهد. فیلم با فضایی پرتنش و فلاشبکهایی از جمله پیام خونآلود «تو یا او» روی دیوار، به موضوعات خشونت خانگی، تروما و انتخابهای غیرممکن میپردازد. با این حال، به دلیل پیچشهای داستانی قابلپیشبینی، پایانبندی عجولانه، و تکیه بر کلیشههای ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۴.۸/۵ در FilmAffinity). بازی هایر و تامبرا، فضای تاریک فیلمبرداری کریستین هاک، و مضمون خشونت خانگی تحسین شدند، اما ریتم ناهموار، دیالوگهای غیرطبیعی، و پیچش نهایی که ژول را بهعنوان قاتل نشان میدهد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «داستان پروانه» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک کانادا و آلمان به کارگردانی سوفی روی و نویسندگی هایدی فوس و لین ساوتسکی است. داستان درباره پاتریک (با صدای منا مسعود)، یک پروانهی مونارک نوجوان و شجاع است که به دلیل بال ناقص نمیتواند پرواز کند، اما مصمم است در مهاجرت سالانه پروانههای مونارک به مکزیک شرکت کند. او همراه با بهترین دوستش مارتی (لوسیندا دیویس)، یک کرم ابریشم بامزه که هنوز به پروانه تبدیل نشده، و جنیفر (تاتیانا ماسلانی)، پروانهای که از ارتفاع میترسد، بهصورت مخفیانه در واگن حمل شیرسپستان سوار میشوند. این گروه در طول سفر با چالشهایی مانند طوفان، پرندگان شکارچی (از جمله گنجشک زرد شرور با صدای ریچارد ام. دامونت)، و موانع انسانی روبهرو میشوند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش تفاوتها، شجاعت، و مسائل زیستمحیطی میپردازد و با طنز و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان ساده، ساختار نامنظم، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «مهاجرت»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی منا مسعود و تاتیانا ماسلانی، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی (از جمله آهنگ «Something Big» از شاون مندز) تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق در شخصیتهای شرور و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «زمین سوخته» (به آلمانی: Verbrannte Erde) یک تریلر جنایی آلمانی به کارگردانی و نویسندگی توماس آرسلان است که دنباله فیلم «در سایهها» (Im Schatten, 2010) و دومین بخش از سهگانه برنامهریزیشده تروجان محسوب میشود. داستان حول تروجان (میشل ماتیچویچ)، یک مجرم حرفهای که ۱۲ سال پس از یک سرقت ناموفق از برلین فرار کرده بود، میچرخد. او که حالا بیپول است، به برلین بازمیگردد و در دنیای زیرزمینی که با فناوری دیجیتال متحول شده، به دنبال کار میگردد. تروجان از طریق ربکا (ماری لوئنبرگر)، واسطهای سرد، پیشنهادی برای سرقت تابلویی از کاسپار داوید فریدریش از موزه دریافت میکند. او با راننده فرار دایانا (ماری-لو سلم)، همکار سابقش لوکا (بیگله بینگول)، و کریس جوان (تیم سیفی) همراه میشود، اما کارفرمای مرموز، ویکتور (الکساندر فلینگ)، نقشههای دیگری دارد. سرقت که با دقت برنامهریزی شده بود، از کنترل خارج میشود و تروجان باید برای بقا بجنگد. فیلم با الهام از آثار ژان-پیر ملویل و مایکل مان، حالوهوای نوآر مینیمالیستی دارد و به موضوعات خیانت، تنهایی، و دنیای بیرحم جرم در یک برلین خاکستری و بیروح میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان رشد شخصیتها، گفتوگوهای خشک، و پایانبندی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ماتیچویچ، فلینگ، و فیلمبرداری آرنولد هیلر برای فضاسازی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق احساسی، شباهت به «تاتورت» (سریال جنایی آلمانی)، و فقدان پیچشهای داستانی مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «الی و قطار شبحآلود» (به آلمانی: Elli - Ungeheuer Geheim) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک آلمان، کانادا و چک به کارگردانی پیت د رایکر، یسپر مولر و ینس مولر است که بر اساس کتابی از کلاوس باومگارت ساخته شده است. داستان حول الی (با صدای دالیا اشمیت-فوس)، روح کوچک بیخانمانی میچرخد که به دنبال یافتن جایی برای تعلق خاطر است. او بهطور اتفاقی به قطار شبحآلودی میرسد که محل زندگی گروهی از هیولاهای عجیب، از جمله یتی مارتا (سوانتیه واشر)، ومپایر وانگروفتی (سانتیاگو زیسمر)، و کنارف فرانکنشتاین (مکس گیرمان) است. الی هنگام جستوجوی عمویش چمبرلین، که ربوده شده، ناخواسته توجه دنیای بیرون را به قطار جلب میکند و باعث به خطر افتادن خانه هیولاها میشود. او با این گروه غیرمعمول متحد میشود تا در مأموریتی پرهیجان، هم قطار را نجات دهد و هم خانوادهای برای خود پیدا کند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش، و حس تعلق میپردازد و با طنز سبک، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی آموری لوران برنیر همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، انیمیشن ساده، و سردرگمی ناشی از تغییر عنوان به «الی و تیم هیولاهایش» در برخی مناطق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه اولیور کالکوفه، و تصاویر بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به انیمیشنهای خانوادگی مانند «هتل ترانسیلوانیا» و کمبود نوآوری در روایت مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «طوفانشکنان» یک انیمیشن ماجراجویانه خانوادگی به کارگردانی گونزالو گوتیرز (G.G.) است که با الهام از داستان «دن کیشوت» اثر سروانتس ساخته شده است. آلفونسو (میکه مورنو)، پسری ۱۱ ساله و وارث روحیه خیالپردازانه دن کیشوت، به همراه سه خرگوش خیالی و موزیکال خود، پانچو (متیو مورنو) و ویکتوریا (کسی گلو)، تلاش میکند تا شهر محبوبشان لامانچا را از طوفانی عظیم نجات دهد. آلفونسو معتقد است این طوفان یک هیولاست که میتوان آن را شکست داد، نه یک پدیده طبیعی غیرقابلکنترل. آنها متوجه میشوند طوفان توسط شرکت شیطانی کاراسکو (توماس هریس) ایجاد شده که قصد دارد زمینهای اهالی را تصاحب کند و آنها را به «کاراسکولند» منتقل کند. با کمک دوستانش و تخیل بیحدش، آلفونسو به قلب طوفان میرود تا منبع آن را نابود کند و شهر را نجات دهد. فیلم با پیامهای زیستمحیطی و ضدتوسعه شهری، به موضوعات دوستی، شجاعت، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل طرح کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف، انیمیشن متوسط با طراحیهای غیرجذاب، حرکات غیرطبیعی، و شوخیهای ناکارآمد (مانند حضور بیدلیل یک پانتومیم در صحنههای پایانی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و مناظر کوههای اسپانیا تحسین شدند، اما داستان آشوبناک و خرگوشهای خیالی بیتأثیر در پیشبرد داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «طرح فینیقی» یک کمدی سیاه جاسوسی به کارگردانی و نویسندگی وس اندرسون، بر اساس داستانی از او و رومن کاپولا، است که توسط American Empirical Pictures و Indian Paintbrush تولید شد و در ۳۰ مه ۲۰۲۵ توسط Focus Features در آمریکا و Universal Pictures در آلمان اکران شد. فیلم با بازیگرانی چون بنیسیو دل تورو، میا ترپلتون، مایکل سرا، تام هنکس، برایان کرانستون، ریز احمد، جفری رایت، اسکارلت جوهانسون، بندیکت کامبربچ، و ویلم دفو، در جشنواره کن ۲۰۲۵ نمایش داده شد. داستان در سال ۱۹۵۰ رخ میدهد و درباره آناتول «زازا» کوردا (بنیسیو دل تورو)، تاجر ثروتمند و فروشنده اسلحهای است که پس از ششمین سوءقصد به جانش، از جمله سقوط هواپیما، به زندگیاش بازنگری میکند. او که متهم به قتل همسرش است، سعی دارد با دخترش، لیزل (میا ترپلتون)، راهبهای که در پنجسالگی به صومعه فرستاده شده، آشتی کند و او را وارث امپراتوریاش کند. کوردا به همراه لیزل و بیورن (مایکل سرا)، منشی وسواسیاش، برای پیشبرد «طرح فینیقی»—شبکهای از پروژههای زیرساختی در خاورمیانه با استفاده از نیروی کار استثماری—سفر میکند، اما با توطئههایی از سوی سرمایهگذاران، از جمله مارسی بوب (متیو آمالریک)، عمو نوبار (کامبربچ)، و هیلدا (جوهانسون)، و همچنین دولت آمریکا مواجه میشود. فیلم با صحنههایی از زندگی پس از مرگ و دادگاه الهی، به موضوعات خانواده، خیانت، فساد، و رستگاری میپردازد. با موسیقی الکساندر دسپلا، استفاده از آثار استراوینسکی و بتهوون، و سبک بصری متقارن اندرسون، فیلم نقدهای مثبتی با امتیاز ۶.۹ در IMDb و ۷۸٪ در راتن تومیتوز (میانگین ۶.۹/۱۰ از ۲۴۰ نقد) دریافت کرد، اما به دلیل فقدان عمق عاطفی، داستان شلوغ، و آمدورفت کوتاه بازیگران برجسته، نقدهایی هم داشت. بازی سرا و ترپلتون تحسین شد، اما برخی فیلم را فاقد احساسات عمیقتر آثار قبلی اندرسون مانند «هتل بزرگ بوداپست» دانستند. مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۱ دقیقه و دارای رتبه PG-13 است. فروش جهانی ۱۲۴ میلیون دلار با بودجه ۴۵ میلیون دلار گزارش شد
خلاصه داستان: فیلم «هاگن» یک فانتزی-اکشن-درام آلمانی به کارگردانی سیریل بوس و فیلیپ استنرت، بر اساس رمان «هاگن فون ترونیه» نوشته ولفگانگ هولباین، بازسازی حماسه نیبلونگن است که در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ اکران شد. هاگن فون ترونیه، استاد سلاح بورگوندی، با بازی گیس نابِر، با وظیفهشناسی و سختگیری پادشاهی بحرانزده را حفظ میکند و عشق مخفیانهاش به کریمهیلد، دختر پادشاه، و گذشته تاریکش را سرکوب میکند. ورود زیگفرید فون زانتن، قاتل اژدها با بازی یانیس نیوونر، که با جذبه و غیرقابلپیشبینی بودنش نظم قدیمی را تهدید میکند، هاگن را به یک شخصیت تراژیک تبدیل میکند. پادشاه جوان گونتر، با بازی دومینیک مارکوس سینگر، که پس از مرگ پدرش بیتجربه است، از زیگفرید برای ازدواج با والکری خطرناک برونهیلد کمک میخواهد. وقتی کریمهیلد عاشق زیگفرید میشود، هاگن باید بین عشق و وفاداری به پادشاه انتخاب کند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده در پراگ و ایسلند، طراحی صحنه غنی و نبردهای پرشور، به موضوعات عشق، وفاداری، خیانت و هویت میپردازد، اما به دلیل ریتم کند، دیالوگهای سنگین و شخصیتپردازی ضعیف برخی کاراکترها، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۰ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. با بودجه ۴۰ میلیون یورو، فروش ۱.۹ میلیون یورو داشت و یک سریال ششقسمتی نیز برای RTL+ در ۲۰۲۵ برنامهریزی شده است.
خلاصه داستان: فیلم «ویلیام تل» یک اکشن تاریخی حماسی به کارگردانی نیک هم و اقتباسی از نمایشنامه فریدریش شیلر است. داستان در سال ۱۳۰۷ در سوئیس تحت سلطه خاندان هابسبورگ اتریش رخ میدهد. ویلیام تل (کلس بنگ)، شکارچی صلحجوی سابق جنگهای صلیبی، پس از کمک به فراری دادن کشاورزی که به دلیل قتل یک حاکم اتریشی تحت تعقیب است، درگیر مقاومت سوئیسیها علیه ظلم هابسبورگها میشود. گسلر (کانر سوئیندلز)، والی ظالم، برای تحقیر سوئیسیها، تل را مجبور میکند سیبی را با کمان از روی سر پسرش شلیک کند. تل موفق میشود، اما پس از اعتراف به نیت کشتن گسلر در صورت شکست، دستگیر میشود. این رویداد خشم مردم را برمیانگیزد و تل با کمک برتا (الی بامبر) فرار کرده و رهبری شورش علیه گسلر و پادشاه آلبرت (بن کینگزلی) را بر عهده میگیرد. فیلم با مناظر خیرهکننده، صحنههای نبرد و بازی قوی بنگ، به موضوعات آزادی و مقاومت میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، نادرستیهای تاریخی و ریتم کند، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «وودواکرز» یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی دامیان جان هارپر و اقتباسی از مجموعه رمانهای پرفروش کاتیا برندیس است. کاراگ، یک پسر ۱۳ ساله که میتواند به پوما تغییر شکل دهد، پس از بزرگ شدن در طبیعت وحشی، به دنیای انسانها وارد میشود. او در دبیرستان مخفی کلیرواتر، مدرسهای برای وودواکرز (تغییرشکلدهندگان حیوانی)، پذیرفته میشود و برای اولین بار احساس تعلق میکند. کاراگ با دوستان جدیدش، هالی (سنجاب قرمز گستاخ) و براندون (گاومیش خجالتی)، و تحت هدایت اندرو میلینگ، میلیونری که حامی مدرسه است، قدرتهایش را کنترل میکند. اما وقتی یک عملیات معدنی محیط و جامعه وودواکرز را تهدید میکند، کاراگ و دوستانش باید با رازها و خطراتی که دنیای آنها را در بر گرفته، روبهرو شوند. فیلم با جلوههای بصری جذاب اما ضعیف، به موضوعات دوستی، حفاظت از طبیعت و هویت میپردازد، اما به دلیل بازیهای متوسط، انیمیشن ناامیدکننده و موسیقی نامناسب، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۳ در IMDb دریافت کرده است.