خلاصه داستان: فیلم «دور دنیا در هشتاد روز» یک انیمیشن ماجراجویی-کمدی محصول فرانسه-بلژیک به کارگردانی ساموئل تورنکس و نویسندگی مشترک گری اکلس و دیوید میشل است که در ۴ اوت ۲۰۲۱ اکران شد. این اقتباس مدرن از رمان ژول ورن، داستان پاسپارتو (ژولین کرامپون)، میمونی کنجکاو و ماجراجو، را دنبال میکند که آرزوی کاوش جهان دارد. او با فیلیاس فراگ (دمین فلن)، قورباغهای ثروتمند اما محافظهکار، شرط میبندد که میتواند در ۸۰ روز دور دنیا سفر کند. آنها با چالشهایی مانند طوفان در دریا، دزدان دریایی، و موانع طبیعی مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند پرواز با بالن، سفر با قطار در هند، و دوستی در حال رشد بین پاسپارتو و فراگ، به موضوعات شجاعت، دوستی و کشف خود میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن متوسط، داستان ساده، و انحراف از رمان اصلی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). طراحی رنگارنگ و طنز مناسب کودکان تحسین شدند، اما شخصیتپردازی ضعیف و فقدان عمق نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر» یک درام بیوگرافی روانشناختی به کارگردانی پابلو لارین و نویسندگی استیون نایت است که در ۵ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Neon و Topic Studios منتشر شد. این فیلم که بهعنوان «افسانهای» درباره زندگی پرنسس دایانا توصیف شده، بر سه روز خیالی در دسامبر ۱۹۹۱ تمرکز دارد، زمانی که دایانا (کریستن استوارت) در عمارت ساندریگنهام برای تعطیلات کریسمس به خانواده سلطنتی میپیوندد. دایانا، که در آستانه جدایی از پرنس چارلز (جک فارترینگ) است، با فشارهای سلطنتی، از جمله نظارت ملکه (استلا گونت)، شاهزاده فیلیپ (ریچارد سامل)، و نگهبان سختگیر، سرگرد گریگوری (تیموتی اسپال)، دستوپنجه نرم میکند. او با توهمات و کابوسهایی از آن بولین (امی منسون) مواجه میشود و به یاد گذشتهاش در خانه کودکیاش، پارک هاوس، میافتد که در نزدیکی متروکه شده. دایانا با حمایت خدمتکارش مگی (سالی هاوکینز) و سرآشپز دارن (شان هریس)، برای حفظ سلامت روان خود و ارتباط با پسرانش، ویلیام (جک نیلن) و هری (فردی اسپری)، تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند گم شدن دایانا در مه، پاره کردن مرواریدهای سلطنتی، و فرار نهایی با فرزندانش برای خوردن KFC در لندن، به موضوعات انزوا، هویت و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد غمانگیز، آزادیهای تاریخی (مانند حضور خیالی آن بولین)، و تصویر یکجانبه از خانواده سلطنتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی استوارت (نامزد اسکار بهترین بازیگر زن)، موسیقی جانی گرینوود، و فیلمبرداری کلر ماتون تحسین شدند، اما فیلمنامه ناپیوسته و تمثیلهای بیشازحد آشکار نقد شدند. فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۱ نمایش داده شد و با فروش ۲۵ میلیون دلاری در برابر بودجه ۱۸ میلیون دلاری، موفقیت متوسطی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «ماهگرد» (Moonbound 2021) یک انیمیشن فانتزی-ماجراجویی-کمدی محصول آلمان و اتریش به کارگردانی علی صمدی احدی است که بر اساس کتاب «سفر پیتر کوچک به ماه» ساخته شده و در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۱ اکران شد. داستان درباره پیتر و خواهرش آنه است که برای نجات آنه از دست مرد ماه، با سوسک سخنگو، زومزمان، به سفری جادویی به ماه میروند. آنها در مسابقهای کهکشانی با ارواح طبیعت رقابت میکنند. فیلم به موضوعات شجاعت و کار تیمی میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، طنز ضعیف و برخی کلیشههای نژادی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۱۷٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن رنگارنگ و پیام مثبت تحسین شدند، اما صداپیشگی و ریتم نقد شدند. فیلم ۸۱ دقیقه است و ۸.۷۵ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «پاسیفیکشن» یک درام سیاسی فرانسوی به کارگردانی آلبرت سرا است که در ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در جزیره تاهیتی، پلینزی فرانسه، رخ میدهد و درباره دی رولر (با بازی بنوا ماژیمل)، نماینده ارشد دولت فرانسه است که در میان مناظر زیبای جزیره، با تنشهای سیاسی و اجتماعی مواجه میشود. شایعاتی درباره آزمایشهای هستهای مخفیانه فرانسه در منطقه وجود دارد و دی رولر باید بین وظایف دیپلماتیک خود و روابطش با مردم محلی، از جمله شنا (پاهینا)، زنی محلی که به او علاقهمند میشود، تعادل برقرار کند. فیلم با تصاویر خیرهکننده و فضای آرام اما پرتنش، به موضوعات استعمار، قدرت و اخلاق میپردازد. این فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ نامزد نخل طلا شد و به دلیل کارگردانی و فیلمبرداری تحسین شد، اما برخی آن را به دلیل ریتم بسیار کند و مدتزمان طولانی (۱۶۵ دقیقه) نقد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «کلین» یک درام-اکشن-جنایی به کارگردانی پل سولت و با بازی آدرین برودی (که همچنین نویسنده و تهیهکننده است) در شهر یوتیکا، نیویورک رخ میدهد. کلین (آدرین برودی)، راننده کامیون زبالهای است که گذشتهای خشن بهعنوان قاتل ملقب به «دروگر مرگ» دارد و پس از مرگ دخترش و اعتیاد به مواد مخدر، به دنبال رستگاری است. او شبها زبالهها را جمعآوری میکند، قطعات قابلاستفاده را بازسازی کرده و به مغازه دستدومفروشی RZA میفروشد، و بهطور مخفیانه محله را تمیز میکند. وقتی کلین به دیاندا (چندلر دوپونت)،少女نوجوانی که یادآور دختر ازدسترفتهاش است، کمک میکند و او را به مدرسه میرساند، توجه مایکل (گلن فلشلر)، رئیس جنایتکار محلی که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارد، را جلب میکند. پس از آنکه کلین دیاندا را از دست پسر مایکل، مایکی (ریچی مریت)، و دوستانش که قصد آزار او را داشتند نجات میدهد، مایکل دستور قتل دیاندا و مادربزرگش اتل (میشل ویلسون) را میدهد و کلین را هدف قرار میدهد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتم با آچار، فلشبکهای استیلزه از گذشته کلین، و نبرد نهایی خونین با تبر و سلاحهای دستساز، به موضوعات رستگاری، خشونت و محافظت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، روایت بیشازحد (مانند «نمیتوانم گذشتهام را بشویم»)، و ریتم کند در نیمه اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی برودی، فضای تاریک نوآر و موسیقی متن (ساخته خود برودی) تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و اکشن غیرالهامبخش نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخ، لعنتی!» یک کمدی-ترسناک آلمانی به کارگردانی لوکاس رینکر است که داستان فرانک (توماس نیهوس)، یک معمار را دنبال میکند که در یک توالت قابلحمل (دکسی) در یک سایت ساختمانی که قرار است منفجر شود، به هوش میآید، در حالی که بازویش با میلهای فلزی سوراخ شده است. او تنها یک ساعت فرصت دارد تا از این «زندان آبی» فرار کند، در غیر این صورت همراه با تخریب سایت منفجر خواهد شد. در حین تلاشهای ناامیدانه برای نجات خود، فرانک متوجه میشود که شهردار فاسد، هورست (گدئون بورکهارد)، او را به دلیل اختلافات شخصی در این موقعیت قرار داده و حالا خانوادهاش، از جمله ماری (اولگا فون لوکوالد)، در خطر هستند. داستان با صحنههایی مانند تلاشهای خلاقانه و خونین فرانک برای فرار، دیالوگهای طنز سیاه مانند «اینجا پر از کثافت است»، و لحظات سورئال مانند حضور یک خرگوش تصادفی، به موضوعات بقا، انتقام و حماقت انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند پس از ۴۵ دقیقه، بازیهای اغراقآمیز، و پایانبندی غیرمنسجم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خلاقانه، طنز سیاه، و جلوههای گور تحسین شدند، اما داستان پراکنده و تلاش ناکام برای واقعی جلوه دادن موقعیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بریک» یک تریلر علمی-تخیلی آلمانی است که داستان تیم (ماتیاس شوایگهوفر) و اولیویا (روبی او. فی)، زوجی در هامبورگ را روایت میکند که رابطهشان به دلیل از دست دادن بارداری و فشارهای کاری تیم، یک برنامهنویس بازیهای ویدیویی، در آستانه فروپاشی است. اولیویا که آرشیتکت است، تصمیم به ترک تیم میگیرد، اما صبح روز بعد، آپارتمان آنها بهطور مرموزی با دیوارهای سیاه غیرقابلنفوذ محصور شده و تمام درها، پنجرهها و ارتباطات قطع شده است. آنها با همسایگانی مانند ماروین (فردریک لاو) و آنا (سالبر لی ویلیامز)، زوجی معتاد، اوزوالد (اکسل ورنر)، کهنهسرباز، و نوهاش لیا (سیرا-آنا فال) متحد میشوند تا راهی برای فرار پیدا کنند. جستوجوها آنها را به آپارتمان صاحبخانه، آقای فریدمن، میرساند، جایی که دوربینهای مخفی و جسد او را پیدا میکنند. سرنخهایی مانند یادداشتهای یک برنامهنویس دیوانه و کد نوری روی دیوار، راز این محصور شدن را فاش میکند. فیلم با صحنههایی مانند شکستن دیوارها، کشف مانیتورهای جاسوسی، و رویاروییهای خشونتبار، به موضوعات انزوا، اعتماد و نقد فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ضعیف، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی شوایگهوفر و فی، طراحی صحنه و فضای claustrophobic تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تابو و پرونده کرگدن» یک ماجراجویی-خانوادگی-معمایی است که در ساوانای اسواتینی در جنوب آفریقا رخ میدهد. داستان حول محور تابو، پسری ۱۱ ساله با بازی لیتلهونولوفاتسو لیتلهاکایان، میچرخد که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود، اما روستای آرامش، هلاتیکولو، فرصتی برای ماجرا ندارد. وقتی یک کرگدن به دلیل شاخ ارزشمندش در پارک سافاری مجاور کشته میشود و عموی تابو، ووسی، به اشتباه متهم میشود، تابو با دوست جدیدش اما از آلمان و گروهی از بچههای روستا، از جمله سیفیسو، لیموناد و پایلوت، وارد عمل میشود. آنها ضمن مراقبت از بچه کرگدن یتیم، سرنخهایی مانند ردپاها و تماسهای مشکوک را دنبال میکنند تا قاتل واقعی را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب در ساوانا، مراقبت از بچه کرگدن، و رویارویی با شکارچیان غیرقانونی، به موضوعات حفاظت از حیوانات، کار تیمی، و مبارزه با فقر و تعصب میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). فضای خیرهکننده آفریقا، پیامهای زیستمحیطی و بازیهای کودکانه تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.