خلاصه داستان: در سال 1886 در لندن، ورلوک، یک فروشنده کتابهای قدیمی که در واقع جاسوس سازمانی سری است، مامور میشود یک تروریست را به نام آدولف ورسلی که قصد ترور یک سفارتخانه را دارد، ردیابی کند. ورلوک با کمک همکارانش، از جمله آدولف ورسلی، به دام میاندازد و او را دستگیر میکند. اما ورسلی پیش از دستگیری، ترور خود را انجام میدهد و ورلوک به دنبال او میرود تا او را بازداشت کند. در نهایت، ورلوک موفق میشود ورسلی را دستگیر کند و او را به زندان بفرستد.
خلاصه داستان: فیلم مرد حصیری محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی رابین هاردی، داستان گروهبان نیل هاوی، افسر پلیس با ایمان عمیق مسیحی را روایت میکند که برای بررسی گزارش ناپدید شدن دختری جوان به جزیرهای دورافتاده به نام سامرایسل سفر میکند. او در آنجا با جامعهای عجیب مواجه میشود که آیینهای باستانی و بتپرستانه را اجرا میکنند و قوانین مسیحی را نادیده میگیرند؛ با گذشت زمان و افزایش تعارضات اعتقادی، هاوی درمییابد که حضور او در جزیره بخشی از یک نقشه پیچیده برای قربانی کردن انسان جهت تضمین محصول سال آینده است و در پایان تراژیک، خود قربانی مراسمی وحشتناک درون مجسمهای بزرگ از حصیر میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی فرار وحشیانه محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی وین کرامر، داستان مهیج و خشن جویی گازل، یکی از اعضای سطح پایین مافیا را روایت میکند که پس از یک معامله مواد مخدر ناموفق و کشته شدن ماموران پلیس، وظیفه دارد اسلحه جنایت را از بین ببرد؛ اما وقتی پسر همسایه اسلحه را میدزدد و برای انتقام از پدر بدزبانش استفاده میکند، جویی وارد یک تعقیب و گریز وحشیانه در طول شب میشود تا اسلحه را بازیابی کند و جان خود و خانوادهاش را از خطرات جانی و مافیا نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم چهار شگفتانگیز محصول سال ۲۰۰۵ داستان گروهی از فضانوردان را روایت میکند که پس از قرار گرفتن در معرض تشعشعات کیهانی در یک مأموریت فضایی، دچار تغییرات ژنتیکی شده و قدرتهای خارقالعادهای پیدا میکنند؛ رید ریچاردز که میتواند بدنش را کش بیاورد، سوزان استورم با قدرت نامرئی شدن، جانی استورم که آتشنشان میشود و بن گریم که به موجودی سنگی و قدرتمند تبدیل میشود. این چهار نفر که اکنون چهار شگفتانگیز نامیده میشوند، باید از قدرتهای جدید خود برای مقابله با دکتر دووم، دشمن قدرتمندی که قصد نابودی جهان را دارد، استفاده کنند.
خلاصه داستان: فیلم ناشناس محصول سال ۲۰۱۱ داستان دکتر مارتین هریس را روایت میکند که پس از یک تصادف رانندگی در برلین و بیدار شدن از کما، متوجه میشود همسرش او را نمیشناسد و مرد دیگری جایگزین هویت او شده است. او که در تلاش برای اثبات هویت خویش است، با کمک یک راننده تاکسی وارد ماجرایی پرالتهاب میشود تا حقیقت را کشف کند و متوجه شود چه توطئهای در کار است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی روبان سفید محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی میشائل هانکه، روایتی تکاندهنده و سیاه از زندگی یک روستای آلمانی پروتستان در آستانه جنگ جهانی اول است. داستان围绕着 حوادث عجیب و رازآلودی میچرخد که نظم سختگیرانه و ظاهراً بینقص این روستا را به هم میریزد و به تدریج پرده از ریشههای پنهان شرارت، سرکوب و فاشیسم در میان اهالی و کودکان آنها برمیدارد. این اثر که با تصویربرداری سیاه و سفید خلق شده، با زبانی نمادین به بررسی چگونگی شکلگیری ترور و تعصب در بستر یک جامعه سنتی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی اسپارتان محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی دیوید ممت، یک تریلر هیجانانگیز و پر از تعلیق است که داستان یک مأمور ویژه و فوقمحرمانه ارتش به نام رابرت اسکات را دنبال میکند. اسکات که در مأموریتی برای نجات دختر رئیسجمهور آمریکا که به طرز مرموزی ربوده شده است، وارد یک بازی خطرناک سیاسی میشود و در حین تحقیقات متوجه میشود که توطئهای بزرگتر از آن چیزی است که به نظر میرسد و هیچکس را نمیتواند کاملاً مورد اعتماد قرار دهد. وال کیلمر در این اثر سینمایی نقش اصلی را ایفا میکند و شخصیتی را به تصویر میکشد که باید بین وفاداری به کشور و کشف حقیقت مسیر خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم جان ربه محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی فلوریان گالنبرگر، روایتگر داستانی دراماتیک و تاریخی از زندگی «جان ربه»، تاجر و بازرگان آلمانی است که در جریان اشغال شهر نانجینگ چین توسط ارتش ژاپن در سال ۱۹۳۷، نقشی حیاتی ایفا میکند. جان ربه که به عنوان مدیر شعبه شرکت زیمنس در چین فعالیت میکرد، با بهرهگیری از نفوذ خود و ایجاد یک منطقه امن بینالمللی، موفق شد جان بیش از ۲۰۰ هزار غیرنظامی چینی را از خطر کشتار و نابودی نجات دهد. این اثر سینمایی که بر اساس خاطرات واقعی ربه ساخته شده، تصویری تکاندهنده اما پرامید از فجایع جنگ و فداکاریهای یک فرد معمولی در شرایط بحرانی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم هیجانانگیز و رازآلود بیایمان (Faithless) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی بنی تیاندرا است که داستان آن درباره زنی به نام کالی است که پس از یک فاجعه شخصی و غمانگیز، برای شروعی دوباره و فرار از گذشته به یک شهر کوچک نقل مکان میکند؛ اما خیلی زود متوجه میشود که گذشته سایهاش را رها نمیکند و درگیر پروندهای پیچیده قتل میشود که در آن مظنون اصلی شناخته میشود و باید برای اثبات بیگناهیاش به جستجوی حقیقت بپردازد.
خلاصه داستان: در برلین 1942، هیلد عضو یک گروه ضد نازی است. او عاشق یکی دیگر از اعضا به نام هانس می شود. آن دو یک تابستان را با هم می گذرانند تا اینکه توسط گشتاپو گرفتار می شوند و هیلد هشت ماهه باردار به زندان می افتد.