خلاصه داستان: فیلم «ساحرهها» ساخته سال ۱۹۹۰ به کارگردانی نیکولاس روگ، بر اساس رمانی از روالد دال، داستان پسربچهای به نام لوک را روایت میکند که پس از مرگ والدینش نزد مادربزرگ دانا و عاشق داستانهای ساحرهها (با بازی مای زترلینگ) میرود. در تعطیلات هتل، لوک به طور اتفاقی به جلسه مخفیانه ملکه ساحرهها (آنجلیکا هیوستون در نقشآفرینی ماندگار) نفوذ میکند که نقشهای شوم برای تبدیل همه کودکان جهان به موش دارد. لوک خود قربانی این طرح میشود و با مادربزرگش برای نجات کودکان و نابودی ساحرهها مبارزه میکند، در اثری فانتزی پر از هیجان، طنز سیاه و جلوههای ویژه نوآورانه.
خلاصه داستان: فیلم نامهای عشق (۲۰۱۰) به کارگردانی میشل لکرک با بازی سارا فورستیه در نقش باهیا بنموراد و ژاک گامبلن در نقش آرتور مارتین، داستان یک کمدی رمانتیک فرانسوی را روایت میکند که در آن آرتور، متخصص محافظهکار بیماریهای عفونی با ریشههای یهودی، با باهیا، دختر مهاجر الجزایری و فعال رادیکال چپگرا آشنا میشود؛ باهیا باور دارد با برقراری رابطه جنسی با مردان راستگرا میتواند ایدئولوژیشان را تغییر دهد، اما عشق واقعی آنها به چالشهای خانوادگی، فرهنگی و سیاسی عمیقی منجر میشود و هویتهای پنهانشان را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۶، فیلم «دختر سیاه» به کارگردانی اوسمان سمبنه، با بازی امبسین ترز دیوپ در نقش دیوانا، مام سلوی در نقش مادر دیوانا و روبرت فونس در نقش صاحبخانه، داستان زنی جوان و جاهطلب از سنگال را روایت میکند که برای کار به عنوان پرستار به فرانسه مهاجرت میکند، اما به جای زندگی بهتر، با نژادپرستی شدید، انزوا و بردگی مدرن توسط خانواده فرانسوی ثروتمند روبرو میشود و در نهایت به فاجعهای تلخ میرسد که نمادی از استعمار نوین و بحران هویت است.
خلاصه داستان: فیلم آرتیست (۲۰۱۱) به کارگردانی میشل هازاناویسیوس با بازی ژان دوجاردن در نقش جورج والنتین، ستاره سینمای صامت، و برنیس بژو در نقش پگی، بازیگر جوانی که در حال صعود است، داستانی عاشقانه و نوستالژیک را روایت میکند؛ والنتین با ورود عصر سینمای ناطق، شهرت و جایگاه خود را از دست میدهد و در حالی که پگی به اوج میرسد، تلاش میکند تا با چالشهای هالیوود قدیمی بجنگد و عشق و حرفهاش را نجات دهد، در قالب یک فیلم صامت سیاهوسفید که برنده اسکار بهترین فیلم شد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، آری فولمن با فیلم «کنگره» اثری نوآورانه و ترکیبی از لایواکشن و انیمیشن خلق کرد که رابین رایت در نقش خودش ظاهر میشود؛ او بازیگری رو به افول است که برای نجات حرفهاش، پیشنهاد استودیو را میپذیرد و بدنش را اسکن سهبعدی میکنند تا در فیلمهای آینده بدون حضور فیزیکیاش استفاده شود. سالها بعد، رایت وارد جهانی انیمیشنی و هذیانی میشود که مرزهای واقعیت، هویت و خیال در آن محو شده و با بازیگرانی چون هاروی کایتل و پل جیا ماتو، به کاوشی عمیق در صنعت سینما، پیری و قدرت فناوری میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم خون و توری سیاه (۱۹۶۴) به کارگردانی ماریو باوا با بازی کامرون میچل، اوا بارتوک و کلودیا مورنو، یک تریلر گوتیک کلاسیک ایتالیایی است که داستان قتلهای سریالی وحشیانه در بوتیک مد لوکس «والنتینو» در رم را روایت میکند؛ جایی که مدلهای جوان یکی پس از دیگری با روشهای فجیع کشته میشوند و ماسکی مرموز با شنل سیاه پشت جنایات است، در حالی که شرکای بوتیک با رازهای تاریک گذشتهشان درگیر تحقیقات پلیس میشوند و جوهر ژانر giallo را با تصاویر خیرهکننده و تعلیق نفسگیر رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «این باید همانجا باشد» ساخته پائولو سورنتینو در سال ۲۰۱۱، داستان چلسی اولدو (شان پن)، ستاره راک بازنشسته آمریکایی را روایت میکند که سالها در دوبلین ایرلند زندگی آرامهای دارد. پس از مرگ پدرش، چلسی به نیویورک بازمیگردد تا مردی را که پدرش را در دوران هولوکاست آزار داده بود، پیدا کند و انتقام بگیرد. این سفر جادهای عجیب و غریب، پر از ملاقاتهای تصادفی با شخصیتهای رنگارنگ مانند همسرش جین (فرانسس مکدورمند) و یک پسربچه تنها (هری دینز)، چلسی را به سفری درونی برای کشف هویت گمشدهاش میبرد و ترکیبی از کمدی تلخ، درام و لحظات سوررئال را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم «بل امی» به کارگردانی دکلان دونلان و با بازی رابرت پتینسون در نقش ژرژ دوروی، اوما تورمن، کریستین اسکات توماس و کریستینا ریچی، اقتباسی از رمان گوستاو فلوبر است که داستان جاهطلبانه یک سرباز فقیر و جذاب به نام ژرژ دوروی را روایت میکند؛ او پس از بازگشت از جنگ الجزایر به پاریس، با استفاده از زیبایی، زیرکی و روابط عاشقانه با زنان بانفوذ جامعه مانند مادام دو مارل و مادام روسِت، از طبقه پایین به اوج قدرت روزنامهنگاری و سیاست صعود میکند و در نهایت به نمادی از فساد و جاهطلبی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم مدفون (۲۰۱۰) به کارگردانی رودریگو کورتس و با بازی خیرهکننده رایان رینولدز در نقش پل کونروی، راننده کامیون آمریکایی در عراق، داستانی نفسگیر از بقا را روایت میکند؛ پل پس از ربوده شدن توسط شورشیان در تابوتی در اعماق زمین دفن میشود و تنها با یک گوشی موبایل، فندک زیپو و یک مداد، در تاریکی مطلق و با اکسیژن رو به اتمام، تلاش میکند تا با تماسهای تلفنی با پلیس، خانواده و مقامات، راهی برای نجات خود پیدا کند و رازهای تلخ پشت این گروگانگیری را کشف نماید.
خلاصه داستان: فیلم زن در طبقه پنجم (۲۰۱۱) به کارگردانی پاول پاولوفسکی با بازی اتان هاوک در نقش داگ، نویسندهای آمریکایی افسرده که پس از جدایی از همسرش و از دست دادن حضانت دخترش، به پاریس فرار میکند و در طبقه پنجم یک هتل فقیرانه و خطرناک ساکن میشود. او برای امرار معاش به عنوان نگهبان شبانه کار میکند و با مارگریت (کریستین اسکات توماس)، زنی مرموز و جذاب میانسال آشنا میشود که رابطهای پرشور و وسواسگونه با او برقرار میکند، اما به تدریج داگ درگیر توهمات، ترسها و رازهای تاریک گذشتهاش میشود و مرز بین واقعیت و خیال برایش محو میگردد.