خلاصه داستان: فیلم ۱۲۷ ساعت (۲۰۱۰) به کارگردانی دنی بویل با بازی فوقالعاده جیمز فرانکو در نقش آرون رالستون، کوهنورد ماجراجوی آمریکایی، روایتگر داستان واقعی و نفسگیر پنج روز اسارت او در اعماق درههای دورافتاده کانیونلندز یوتا است؛ جایی که دست راستش زیر سنگی عظیم گیر میافتد و با کمبود آب، غذا و امید، در تنهایی مطلق با مرگ دستوپنجه نرم میکند تا در نهایت با ارادهای آهنین و تصمیمی هولناک، راه نجات خود را هموار سازد.
خلاصه داستان: فیلم «پسر بچه با دوچرخه» (۲۰۱۱) به کارگردانی ژان-پییر داردن و لوک داردن، داستان سیلوین، پسربچه ۱۱ سالهای را روایت میکند که در پرورشگاه رها شده و با تمام وجود به دنبال پدر بیمسئولیت و دوچرخه گمشدهاش میگردد. او با ساندرا، زنی مهربان که به عنوان مربی موقت وارد زندگیاش میشود، آشنا میشود و رابطهای عمیق و مادرانه شکل میگیرد، اما سیلوین در دام گروهی از نوجوانان خلافکار میافتد و با چالشهای اخلاقی و عاطفی سختی روبرو میشود. توماس دارنز در نقش سیلوین و سسیل دو فرانس در نقش ساندرا، با بازیهای درخشان خود، عمق احساسی این درام بلژیکی را برجسته میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «کارل مارکس جوان» به کارگردانی رائول پک در سال ۲۰۱۷، روایتی مستندگونه و دراماتیک از زندگی جوانی کارل مارکس (با بازی آگوست دیهل)، فیلسوف و نظریهپرداز آلمانی است که در تبعید پاریس با فردریش انگلس (اشتفان کنارسکه)، تاجر ثروتمند و متفکر، و همسرش جنی مارکس (ویکی کریپس) ملاقات میکند؛ آنها با هم در برابر سرکوبهای سرمایهداری و استثمار کارگران میایستند، مانیفست کمونیست را تدوین میکنند و پایههای جنبش کارگری را بنا مینهند، در حالی که با فقر، سانسور و جداییهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «قطار» (۱۹۶۴) به کارگردانی جان فرانکنهایمر با بازی برت لنکستر در نقش پل لبلان، پل اسکافیلد به عنوان سرهنگ فون والدشمیت و ژان مورو، داستان واقعی وقوعات اواخر جنگ جهانی دوم در فرانسه را روایت میکند؛ جایی که یک افسر آلمانی عاشق هنر مأمور انتقال مجموعهای بینظیر از شاهکارهای نقاشی امپرسیونیستها از موزههای پاریس به آلمان با قطار زرهی میشود، اما پل لبلان، ایستگاهدار سرسخت قطار، با رهبری گروه مقاومت فرانسوی دست به عملیات پیچیده و پرخطری میزند تا با خرابکاریهای جسورانه، واگنهای حامل گنجینه هنری را متوقف و نابود کند و میراث فرهنگی را از چنگال نازیها نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «زن شامپانزه» (۱۹۶۴) به کارگردانی و بازی مارچلو ماسترویانی با حضور آنتونی کویین و کاترینا کث، بر اساس داستان واقعی زندگی زنی مو دار به نام ماریا روایت میشود که توسط دلقک سیرک آدولفو به نمایش گذاشته میشود؛ او ماریا را از صومعهای در رومانی خارج کرده و با آموزش خوانندگی و نمایش به عنوان «زن شامپانزه» در اروپا به شهرت میرساند، اما در این میان عشقی واقعی و تراژیک میان آنها شکل میگیرد و با چالشهای اجتماعی و اخلاقی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ما پاپ داریم» به کارگردانی نانی مورتی در سال ۲۰۱۱، روایتی طنزآمیز و دراماتیک از فرآیند انتخاب پاپ جدید در واتیکان است. میشل پیکولی در نقش کاردینال مِلوی، کاردینالی خجالتی و مضطرب ظاهر میشود که پس از رأیگیری محرمانه و انتخاب به عنوان پاپ، دچار بحران عمیق روحی و تردید میگردد و از پذیرش این مسئولیت سر باز میزند. نانی مورتی نیز در نقش یک روانشناس بازی میکند که برای حل این معضل به کاردینالهای حبسشده در واتیکان فراخوانده میشود و ماجراهای خندهداری رقم میخورد.
خلاصه داستان: فیلم فدریا (۱۹۶۲) به کارگردانی ژول داسن با بازی درخشان ملینا مرکوری در نقش فدریا و آنتونی پرکینز در نقش میشل، اقتباسی مدرن از تراژدی یونانی هیپولیتوس است. فدریا، همسر ثروتمند و میانسال تاجر قدرتمند یونانی زانون، در سفری به پاریس با پسرخوانده جوان و ایدهآلیست شوهرش آشنا میشود و به او عشقی سرکش و ممنوعه پیدا میکند؛ این احساسات پرشور به تدریج به جنونی ویرانگر تبدیل شده و خانواده را به سوی فاجعهای تلخ و اجتنابناپذیر سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم بهترینهایشان (۲۰۱۶) به کارگردانی لونه شرفیگ با بازی جما آرترتون، بیل نای و سام کلاسفیل، داستان کاترین کول را روایت میکند که در اوج جنگ جهانی دوم به عنوان نویسنده دیالوگهای زنانه برای فیلمهای تبلیغاتی وزارت اطلاعات بریتانیا استخدام میشود. او درگیر پروژه ساخت یک فیلم تبلیغاتی الهامبخش با الهام از داستان دو خواهر آمریکایی میشود که روحیه مردم را در برابر بمبارانهای نازیها تقویت کند، اما با چالشهای خلاقانه، روابط عاطفی پیچیده و فشارهای جنگی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت به کشف استعدادهای پنهان خود میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «باز کردن مشتها» ساخته Kira Kovalenko در سال ۲۰۲۱، داستان آدا (با بازی Milana Mastandykova)، دختری جوان و سرکش را روایت میکند که در روستایی دورافتاده در اوستیای شمالی روسیه، همراه برادر دوقلویش (Alisu Abulkhanov) و مادری منزوی زندگی میکند. پس از مرگ پدرشان، آدا با سایه سنگین سنتهای خانوادگی، خشونت پنهان و تمایل شدید به فرار به شهر دست و پنجه نرم میکند و تلاش میکند مشتهای گرهخوردهاش را باز کند تا به آزادی برسد، در حالی که روابط پیچیده خانوادگی و فشارهای فرهنگی او را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: فیلم پیروت لو فو (۱۹۶۵) به کارگردانی ژان-لوک گدار، با بازی درخشان ژان-پل بلموندو در نقش فردیناند (معروف به پیروت) و آنا کارینا در نقش ماریان، داستان مردی خسته از زندگی بورژوازی و خانوادگیاش را روایت میکند که ناگهان از مهمانی خانوادگی فرار کرده و با معشوقه سابقش ماریان سفری جادهای پرماجرا، عاشقانه و خشن در امتداد سواحل فرانسه آغاز میکند؛ سفری پر از سرقت، موسیقی، دیالوگهای فلسفی، خشونت و تأملات وجودی که به کاوش در عشق، آزادی و پوچی زندگی مدرن میپردازد و به پایانی غافلگیرکننده ختم میشود.