خلاصه داستان: فیلم غواص کلاهکدار و پروانه (۲۰۰۷) به کارگردانی ژولیان اشنابل، بر اساس زندگی واقعی ژان-دومینیک بوبی (با بازی ماتیو آمالریک)، سردبیر مجله ال فرانسوی، روایت میشود که پس از سکته مغزی به سندرم قفلشدگی مبتلا شده و تنها قادر به حرکت پلک چپ چشمش است؛ او با پلک زدن الفبا را دیکته کرده و خاطرات، خیالات و تجربیات درونیاش را در قالب کتابی به نام «غواص کلاهکدار و پروانه» ثبت میکند، در حالی که بازیگرانی چون امیلی باتری و ماری-ژوز فیشر در نقشهای کلیدی ظاهر شدهاند و فیلم با تصاویر شاعرانه و نوآورانه، مبارزه روحی او برای ارتباط با جهان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مودیلیانی (۲۰۰۴) به کارگردانی و با بازی اندی گارسیا در نقش آمدیو مودیلیانی، زندگی پرتلاطم این نقاش ایتالیایی را در پاریس اوایل قرن بیستم روایت میکند؛ جایی که مودیلیانی با نبوغ هنری خود، اعتیاد به مواد مخدر و الکل، عشق پرشور به ژان هبوترن (با بازی السا زیلبرشتاین)، رقابت شدید با پابلو پیکاسو و مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن آثارش دست و پنجه نرم میکند و در نهایت به سوی یک نمایش جنجالی پیش میرود که سرنوشت او را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم موکت به کارگردانی رابرت برسون در سال ۱۹۶۷، داستان دختری نوجوان به نام موکت (با بازی نادین نورتیه) را روایت میکند که در روستایی فقیرنشین و خفقانآور زندگی میکند. موکت با مادری بیمار، پدری الکلی، آزارهای همسالان و تنهایی عمیق دستوپنجه نرم میکند و در میان رویدادهای شبانهای مرموز و اتهامات ناعادلانه، به مرز فروپاشی میرسد و سرانجام با انتخابی غمانگیز به زندگیاش پایان میدهد؛ اثری عمیق و مینیمالیستی درباره رنج انسانی، گناه و رستگاری.
خلاصه داستان: فیلم ماری آنتوانت (۲۰۰۶) به کارگردانی سوفیا کوپولا با بازی کرستن دانست در نقش ملکه جوان ماری آنتوانت، جیسن شوارتزمن و کیفر ساترلند، داستان زندگی پرزرقوبرق و جنجالی ملکه فرانسه را از دوران نوجوانی و ازدواج اجباریاش با لوئی شانزدهم تا سقوط دربار ورسای روایت میکند. این بیوگرافی تاریخی با نگاهی مدرن، پاپ و رنگارنگ به خرجهای بیرویه، رسواییهای جنسی، عاشقانههای پرشور و انزوای عاطفی ماری در میان تجملات درباری میپردازد و تصویری تازه از زنی که قربانی سیاست و انقلاب شد، ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «دانیلا برای همیشه» (۲۰۲۱) به کارگردانی نیکولا روراتو با بازی فدریکا ساباتینی در نقش دانیلا، آندرهآ لاتانزی در نقش لوکا و آرورا جیوینازو در نقش سارا، داستان دراماتیک نوجوانی ایتالیایی به نام سارا را روایت میکند که پس از مرگ ناگهانی دوست صمیمیاش دانیلا در یک حادثه رانندگی، هویت او را سرقت میکند تا بتواند با لوکا، عشق زندگی دانیلا، رابطه برقرار کند؛ این تصمیم پرمخاطره به تدریج رازهای تاریک و عواقب عاطفی و اخلاقی سنگینی را برای سارا به همراه میآورد و مرزهای هویت، عشق و دروغ را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «پول تو جیبی» (۱۹۷۶) به کارگردانی فرانسوا تروفو، روایتی شاعرانه و نوستالژیک از زندگی روزمره کودکان یک شهر کوچک در فرانسه است که با لحظات شاد، شیطنتهای کودکانه، عشقهای اول، دوستیهای عمیق و چالشهای خانوادگی همراه است. داستان بر گروهی از دانشآموزان کلاسهای ابتدایی تمرکز دارد که هر کدام ماجرای شخصی خود را تجربه میکنند، از جمله پسربچهای که از پنجره میافتد و جراحت میبیند، در حالی که تروفو با نگاهی مهربان و واقعگرایانه به دوران کودکی، زیباییها و سختیهای آن را به تصویر میکشد. بازیگران اصلی شامل فیلیپ گولون، ژان-فرانسوا استیونن و ماریون گریفین هستند که نقش کودکان و معلمان را ایفا میکنند.
خلاصه داستان: جویی کوچولو (۲۰۱۹)، ساخته جسیکا هاوسنر با بازی امیلی بیچام در نقش آلیس وودارد، بن ویشاو، کری فاکس و دیلن گelic، داستان یک گیاهشناس را روایت میکند که در آزمایشگاهی پیشرفته، گیاهی مهندسیشده به نام جویی کوچولو با گلهای قرمز درخشان خلق میکند. این گیاه که قرار است افسردگی را درمان کند، با تولید گردهای مسری، باعث میشود افراد آلوده به آن وفاداری کاذب پیدا کنند و هویت انسانیشان را از دست بدهند؛ آلیس که پسرش را در برابر این تهدید حفظ میکند، درگیر مبارزهای روانی و اخلاقی برای نجات خود و اطرافیان از سلطه این موجود گیاهی میشود.
خلاصه داستان: فیلم ساقدوشا (۲۰۰۴) به کارگردانی کلود شابرول، با بازی بندیکت ماژیمل در نقش فیلیپ و لورا اسمت در نقش گریسلیدا، داستان جوانی به نام فیلیپ را روایت میکند که پس از ملاقات با ساقدوشای مرموز و جذاب خواهرش در عروسی، به سرعت عاشق او میشود؛ اما رابطه پرشورشان به تدریج به ورطه تاریکی فرومیرود و فیلیپ را درگیر جنایاتی هولناک و توهمات خطرناک میکند که مرز بین عشق و جنون را محو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «مادر و فاحشه» ساخته ژان یوستاش در سال ۱۹۷۳ با بازی ژان-پییر لئو در نقش الکساندر، برنادت لافون و فرانسواز لبرون، داستان جوانی بیکار و فیلسوفنما به نام الکساندر را در پاریس پس از جنبش مه ۱۹۶۸ روایت میکند که درگیر روابط پیچیده عاطفی با سه زن است: ورونیک معشوقه وفادارش، ماری دوستدختر سابقش و هلمِت پرستاری که به او علاقهمند میشود. این درام حماسی سهساعته با دیالوگهای طولانی و واقعگرایانه، به کاوش در بحران هویت، عشق ناکام، خیانت و تنشهای جنسیتی نسل جوان دهه ۱۹۷۰ فرانسه میپردازد و نمادی از سینمای موج نوی فرانسه است.