خلاصه داستان: یک پلیس جوان و مصمم به نام سارا که در یک ایستگاه پلیس در حومه شهر کار میکند، با ورود یک زن مرموز و زخمی به نام الناز که ادعا میکند از یک باند قاچاق انسان فرار کرده، زندگیاش دگرگون میشود. سارا که در ابتدا به داستان الناز مشکوک است، به تدریج متوجه میشود که او قربانی یک شبکه زیرزمینی قدرتمند است که زنان را ربوده و به اجبار به کارهای خلاف اخلاق وادار میکند. الناز از سارا میخواهد که به او کمک کند تا خواهرش را که هنوز در چنگال این باند است، نجات دهد. سارا با وجود هشدارهای رئیساش مبنی بر عدم مداخله، تصمیم میگیرد به صورت مخفیانه و خارج از چارچوب قانونی به الناز کمک کند. او با پنهان کردن الناز در یک مکان امن، شروع به جمعآوری اطلاعات میکند و به دنیای تاریک و خطرناک باند قاچاق وارد میشود. در این راه، سارا با یک روزنامهنگار جسور به نام امیر همکاری میکند که او نیز سالهاست در تلاش برای افشای این شبکه است. با پیشرفت تحقیقات، سارا و امیر به عمق فساد و قدرت این باند پی میبرند و متوجه میشوند که حتی برخی از همکاران سارا نیز در این شبکه دست دارند. خطر هر لحظه به آنها نزدیکتر میشود و مکان امن الناز دیگر امن نیست. سارا باید در یک رقابت با زمان، پیش از آن که باند قاچاق به الناز و خواهرش برسد و یا همکاران فاسدش او را لو دهند، این شبکه را از هم بپاشد و جان این دو خواهر را نجات دهد. در این میان، اعتماد بین سارا و الناز نیز بارها آزمایش میشود و سارا باید تصمیمات دشواری بگیرد که میتواند هم زندگی حرفهای و هم زندگی شخصیاش را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: فیلم «حزب شکار» ساخته سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ریچارد شِپِرد، با بازی ریچارد گیر در نقش سیمون، ترنس هاوارد به عنوان داک و جسیکا بیل در نقش رِیکا، داستان سه خبرنگار سابق را روایت میکند که پس از جنگ بوسنی، به دنبال ردیابی «شبح»، خطرناکترین جنایتکار جنگی صربها میگردند. سیمون، خبرنگار برنده جایزه پولیتزر که زندگیاش ویران شده، همراه با همکار جوانترش داک و مترجم بوسنیاییشان، وارد ماجراجویی پرخطری در بالکان میشوند و با فساد، خطر و رازهای تاریک گذشته روبرو میگردند، در حالی که مرز میان شکارچی و شکار محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم خورشید بلند (۲۰۱۵) به کارگردانی دالیبور ماتانیچ با بازی تیهانا لازوویچ در نقش جلنا، گوران مارکوویچ در نقش آنته و نیوس سینکوویچ در نقش میرْسادا، روایتگر سه داستان عاشقانه تلخ و درهمتنیده در مناطق صربنشین و کرواتنشین بوسنی و هرزگوین است؛ داستان اول در سال ۱۹۹۱ میان یک دختر صرب و پسر کروات، داستان دوم در ۲۰۰۱ میان یک سرباز و دختری از قومیت دیگر، و داستان سوم در ۲۰۱۱ که نشاندهنده زخمهای عمیق جنگ بر روابط انسانی است و عشق را در برابر مرزهای قومی و جنگی به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم رنجرهای آمریکایی (۲۰۱۷) به کارگردانی استیون کوئل با بازی جک هیوستون، سالیوان استپلتن و سلما هایک، داستان تیمی از نیروهای ویژه دریایی آمریکا (نیوی سیلز) را روایت میکند که در سال ۱۹۹۵ و پس از جنگ بوسنی در بالکان، مأموریت محرمانهای برای نجات محموله طلای بانک مرکزی کرواسی از اعماق یک دریاچه را بر عهده میگیرند، اما با گروهی از خلافکاران محلی و موانع غیرمنتظرهای روبرو میشوند که عملیات را به نبردی نفسگیر تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم چشم پروانه (۲۰۲۲) به کارگردانی یانینا کولسنیچنکو با بازی ریتا بورکوفسکا و هنادی خوردورکوفسکی، داستان لوبا یک پرستار نظامی اوکراینی را روایت میکند که پس از اسارت توسط طالبان در افغانستان و بازگشت به کییف، با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دست و پنجه نرم میکند؛ او درگیر روابط پیچیده عاطفی، هویت جنسیتی و تلاش برای بازسازی زندگی روزمره خود میشود در حالی که سایه تجربیات وحشتناک جنگ بر او سنگینی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ماما میا! دوباره شروع کنیم» یک موزیکال-کمدی است که داستان سوفی را روایت میکند که باردار است و گذشته مادرش دونا را با آهنگهای ابا کشف میکند. منتقدان موسیقی متن شاد، بازیهای پرانرژی آماندا سایفرد و مریل استریپ، و لحظات رقص را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم دلنشین و سرگرمکننده توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی و خندهدار، حس شادی و عشق را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ام - ماموریت امید» یک درام ماجراجویی-علمیتخیلی است که در جهانی پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار بشریت را به موجوداتی خونخوار تبدیل کرده است. داستان درباره مارکو، پسری هشتساله است که با پدر منزوی و سختگیرش در کلبهای دورافتاده در جنگل زندگی میکند و جز از طریق کتاب مصور محبوبش، چیزی از دنیای پیش از فاجعه نمیداند. زندگی مارکو با ملاقات میکا، پسری همسن با سندرم داون، و مادرش آنا تغییر میکند. دوستی این دو کودک به مارکو شادی و امید میبخشد، اما یک حادثه ناگوار آنها را مجبور میکند تا جنگل امن را ترک کرده و به شهرهای ویرانشده پر از خطر، از جمله زامبیها، سفر کنند. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار در ایستگاه قطار متروکه و رویارویی با موجودات آلوده، به موضوعات دوستی، بقا و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل افت ریتم در یکسوم پایانی، داستان کلیشهای و کمبود صحنههای پرتنش، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کودکان، فضای بصری جنگل و شهرهای متروک، و موسیقی متن آرام تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی مبهم نقد شدند
خلاصه داستان: استخر بی انتها؛ فیلمی در ژانر ترسناک علمی تخیلی به نویسندگی و کارگردانی برندون کراننبرگ و نقش آفرینی الکساندر اسکاشگورد و میا گاث است. دو شخص ثروتمند در تعطیلات خود در «لی تولکا»، یک تفرجگاه مجلل به سر میبرند، اما بیرون دروازههای هتل چیزی خطرناکتر در حال وقوع است…
خلاصه داستان: قناری سیاه، فیلمی اکشن درام به کارگردانی پیر مورل است. یک مامور سازمان سیا برای نجات شوهر ربوده شده خود مجبور میشود به کشورش خیانت کند و به باج خواهی تروریست ها تن دهد. او که حالا از تیم خود جدا افتاده، برای جان به در بردن به سراغ آشنایان خلافکارش میرود.