خلاصه داستان: فانگ لی، دختری از شهری کوچک، و لو یان، دانشآموزی جدی و سرد، پس از سالها در دانشگاه دوباره با یکدیگر روبهرو میشوند. این دیدار، خاطرات فراموششده دوران دبیرستان را برایشان زنده میکند و سرآغاز سفری عاشقانه پر از مشاجرات بیپایان میشود. در سالهای دبیرستان، فانگ لی حضور لو یان را یک کابوس میدانست، اما اکنون پس از سه سال، لو یان دیگر او را به خاطر نمیآورد. با این حال، رقابت میان این دو از سر گرفته میشود. در کنار تمام کشمکشها، آنها لحظات زیبایی از جوانی را تجربه میکنند، خاطرات ازدسترفته را بازیابی کرده و مسیر رسیدن به آرزوهایشان را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: «گو شیاو من»، دانشآموز سال سوم دبیرستان، قهرمان مبارزات ساندا است اما در درسهایش مشکل دارد. نمرات او پایین است و فارغالتحصیلی برایش نامطمئن به نظر میرسد—تا اینکه با «زو آن»، یکی از شاگردان ممتاز مدرسه، همگروه میشود. زو آن که نه تنها نابغه است، بلکه عشق پنهانی شیاو من نیز محسوب میشود، به او پیشنهاد میدهد که درسهایش را آموزش دهد.
در حالی که با هم درس میخوانند، شیاو من غرق در افکار خود است و نمیداند که زو آن هم دلباخته اوست. با کمک زو آن، شیاو من در درسهایش پیشرفت میکند و هر دو موفق به فارغالتحصیلی و ورود به همان دانشگاه میشوند. با نزدیکتر شدنشان، احساسات واقعیشان آشکار میشود. آیا رابطه آنها به شکوفایی میرسد؟
خلاصه داستان: این سریال داستان لو شو، دختری با سرنوشتی دشوار، را روایت میکند. او در گذشته به حاکم شهرستان، هان مو ژی، در حل یک پرونده مهم کمک کرد و از آن پس بهعنوان کارآگاه در حکومت شهرستان باقی ماند تا در تحقیقات کمک کند. در این مسیر، او با چی منگ لین، جوانی که آرزوی سفر به دور دنیا را داشت، آشنا میشود. این دو با همکاری یکدیگر پروندههای پیچیده و عجیب بسیاری را حل میکنند و در طول این مسیر، رابطهای عمیق و پرماجرا شکل میگیرد...
خلاصه داستان: در یک مأموریت خبری در کشوری پرآشوب در شرق، خبرنگار خانم سونگ ران از تلویزیون ماهوارهای لیانگ سیتی با خطرات زیادی روبهرو میشود. خوشبختانه، لی زان، مهندس مواد منفجره چینی و داوطلب در همان کشور، او را نجات میدهد. لطافت و قلب پاک لی زان به شدت سونگ ران را جذب میکند. با گذر زمان و تعاملات مختلف، لی زان متوجه میشود که سونگ ران با اینکه ظاهراً ضعیف به نظر میآید، اما در واقع شجاع و قوی است و قلبی پر از عدالت و مهربانی دارد. با داشتن افکار و روحیات مشابه، رابطهای عاطفی میان این دو شکل میگیرد. اما یک حمله بمبگذاری ناگهانی این رابطه نوپا را مختل میکند. پس از بازگشت به چین، هر دو به پایینترین نقطههای زندگیشان میرسند و ارتباطشان قطع میشود. هر یک از نظر جسمی و روحی در عذاب هستند؛ لی زان خود را به خاطر مرگ دوستی که جان خود را فدای او کرده بود، سرزنش میکند، در حالی که سونگ ران به دلیل عکسی که از حمله بمبگذاری گرفته، درگیر جنجال میشود. این دو به طور تصادفی دوباره یکدیگر را میبینند...
خلاصه داستان: این سریال دربارهی یک بازیگر نیمهوقت و ناامید یک برنامهی گفتوگو محور و یک تماشاچی مرد خونسرد است که از ناتوانی در تشخیص احساسات (الکسیتایمیا) رنج میبرد. این دو شخصیت با وجود تفاوتهایشان به هم نزدیک میشوند و به تدریج شروع میکنند به یکدیگر کمک کردن تا زخمهای روحیشان را التیام بخشند. در این مسیر، هر کدام با چالشهای شخصی و احساسی خود مواجه میشوند که آنها را به امتحانهایی سخت میکشاند. با این حال، روابط آنها به جایی میرسد که سوالاتی درباره احساسات واقعی و عواقب آنها به میان میآید، و این ممکن است آیندهی رابطهشان را تحت تأثیر قرار دهد...
خلاصه داستان: داستان حول محور احیای یک نام تجاری ملی در مواجهه با تأثیرات تجارت الکترونیکی میچرخد. شو سی، یک متخصص سرمایهگذاری که از هنگ کنگ به چین نقل مکان میکند، با جیانگ هو، تنها دختر رئیس یک شرکت بزرگ ملی پوشاک، آشنا میشود. فلسفههای تجاری متفاوت آنها باعث تضاد و اختلافهای فراوان میشود. اما زمانی که شرکت پدر جیانگ هو به طور ناگهانی ورشکسته میشود، او متوجه میشود که از اوج موفقیت به سقوط نزدیک شده است. در همین حال، شو سی که همیشه جاهطلب بوده، توجهش به برند کفش با کف لاستیکی "تنگیو" جلب میشود، برندی که زمانی توسط پدر جیانگ هو ساخته شده بود. جیانگ هو که مصمم است برند "تنگیو" را به هر قیمتی نجات دهد، به مبارزهای سخت با چالشهای بازار و تجزیه و تحلیلهای جدید تجاری میپردازد، اما...
خلاصه داستان: داستان از جایی آغاز میشود که ژو نا، نویسنده داستانهای معمایی در دوران مدرن، بهطور اتفاقی به شهر باستانی "یان" منتقل میشود و در آنجا به نامزد قاضی شهر، گوو زی جی، تبدیل میشود. آنها با هم بارها معماهای عجیب و غریب را حل میکنند و در مسیر تحقیق، به رازهای پنهانی از گذشته پی میبرند. در حالی که عشق میانشان عمیقتر و پیوندشان محکمتر میشود، توطئهای شوم و مرگبار بهآرامی در پسزمینه شکل میگیرد و تهدیدی برای آینده آنها ایجاد میکند. این دو باید نه تنها در برابر معماهای پیچیده بایستند، بلکه در مقابل نیروهای پنهانی که در تلاشند تا زندگیشان را تحت تأثیر قرار دهند، از خود دفاع کنند.
خلاصه داستان: لیو میانتانگ، باهوش و قاطع، به عنوان اولین رهبر یانگشان، مردم را برای مجازات شروران، ترویج نیکی و اجرای عدالت رهبری میکرد. اما در حملهای که از سوی نیروهای شرور صورت گرفت، به شدت زخمی شد و توسط سوی شینگژو، شاهزاده هواییانگ نجات یافت. وقتی لیو میانتانگ به هوش آمد، هیچ خاطرهای از یانگشان نداشت و سوی شینگژو را به اشتباه شوهر خود تصور کرد. اما وقتی هویتهای واقعی آنها فاش میشود، آیا میتوانند با صداقت با آن روبرو شوند و سختیها را کنار هم تحمل کنند؟ داستانی از هویت، حقیقت و عشق در پسزمینهای از جنگ و فریب در انتظار آنهاست.
خلاصه داستان: وقتی لیو به شهرش باز میگردد، تنها چیزی که میداند این است که میخواهد به عنوان یک شهروند شریف و بیگناه زندگی کند. اما هشت سال از گذشتهی او پر از رازهای پنهان و گمشده است که به هر طریقی باید در نهایت به او برسند. در این مسیر، او با یادآوریهای پراکنده و چالشهای جدیدی روبهرو میشود که تمام باورهایش را به چالش میکشد و او را مجبور میکند تا با حقیقتهای نهچندان خوشایند روبرو شود. این دوران اسرارآمیز، مسیر زندگیاش را به سمت کشف رازهای گذشته و مواجهه با واقعیتهایی تغییر میدهد که شاید بهتر بود هرگز کشف نمیشدند.
خلاصه داستان: پانزده سال پیش، مادر "یینگ هه منگ" به ناحق توسط خاندان "یه" به قتل متهم و اعدام شد. حالا دختر تصمیم میگیرد تا حقیقت را کشف کرده و از قاتلان مادرش انتقام بگیرد. برای رسیدن به هدفش، نقشه میکشد تا به عنوان همسر دوم وارد خاندان "یه" شود. در این مسیر، رابطه او با شوهرش، "یه بو هان"، که ابتدا پر از بیاعتمادی و نقشههای پنهانی علیه یکدیگر است، به تدریج به همکاری برای فاش کردن حقیقت تبدیل میشود و در این میان، عشق غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد...