خلاصه داستان: در "خانه باز"، مادر و پسر جوانی پس از یک تراژدی خانوادگی مجبور به جابجایی به یک خانه در حومه شهر میشوند. در حین برگزاری "بازدیدهای باز" از خانه، آنها متوجه حضور یک موجود ناشناس در خانه میشوند و زندگی خود را با خطر جدی روبهرو میکنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، کلوی یک دختر نوجوان است که پدرش یک مأمور سیا است. پدرش او را در خانه محبوس میکند و به او اجازه میدهد فقط در حیاط خانه راه برود. کلوی فکر میکند که دنیای خارج خطرناک است و مادرش مرده است. اما یک روز کلوی متوجه میشود که پدرش دروغ میگوید و مادرش هنوز زنده است. او تصمیم میگیرد از خانه فرار کند و حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: فریزر و تایلر، دو برادر در یک خانواده آفریقایی-آمریکایی در جنوب فلوریدا، با چالشهای زندگی روزمره و انتظارات بالای پدرشان دست و پنجه مینویسند. زمانی که یک تراژدی غیرمنتظره زندگی آنها را به هم میریزد، خانواده مجبور میشوند با درد و رنج مواجه شوند و تلاش کنند دوباره پای خود را روی زمین بیاورند. این سفر همراه با کشف عشق، بخشش و شفای خانوادگی است.
خلاصه داستان: لینکو، یک مامور بیمارستان، با مردی که از خودکشی نجات مییابد، آشنا میشود. او به او کمک میکند تا زندگیاش را دوباره آغاز کند و در این راه، او به خاطرات و رازهایی از گذشتهاش پی میبرد که او را به سفری پر از هیجان و رمزآلود میبرد.
خلاصه داستان: مادر قاتل یک فیلم تلویزیونی محصول سال 1994 است که بر اساس داستان واقعی یک زن به نام مارگارت ریلی است. داستان درباره زنی است که پس از ترک همسرش و تغییر جنسیت، به عنوان مادر مجرد با مشکلات زندگی روزمره و حفظ حریم خصوصی خود در یک جامعه محافظهکار مواجه میشود. وی به طور مخفیانه مشغول به فعالیت در یک باشگاه شبانه میشود تا هزینههای زندگی را تأمین کند، اما این تصمیم منجر به رویدادهایی میشود که در نهایت به قتل منجر میشود.
خلاصه داستان: Greg Heffley یک دانشآموز متوسطسال تحصیلی است که با مشکلات روزمره مدرسه، خانواده و دوستانش دست و پنجه نرم میکند. او سعی میکند با استفاده از نیرنگها و ترفندهای مختلف، از دردسرها خلاص شود، اما اغلب اوضاع دست به سرش میدهد. در طول داستان، گرگ با دوستش رولی و خانوادهاش، به ویژه برادر بزرگش رودریک، روابط پیچیدهای برقرار میکند و تجربیاتی را مرور میکند که او را به چالش میکشند و در عین حال به رشد شخصیتیاش کمک میکنند.
خلاصه داستان: آمی (آریانا گرانده) در یک کریسمس تازه تنها مانده و تصمیم میگیرد تا در مورد عشق و رابطههای آیندهاش احساساتی نباشد. اما وقتی پسر همسایه جدید، نوآ (تیموثی چالامت) وارد زندگیاش میشود، او مجبور میشود تصمیم بگیرد که آیا باید به احساسات جدیدش اعتماد کند یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 2025، در جنگلهای عمیق آمازون، گروهی از سربازان آمریکایی در معرض یک حمله ناگهانی توسط نیروهای دشمن قرار میگیرند. در حین این درگیری، یکی از سربازان، لوتنانت جک رایلی، مجبور میشود تا با دشمن روی میز مذاکره بنشیند تا از مرگ تمامی همتیمیهایش جلوگیری کند. اما این مذاکره، آغاز یک بازی مرگبار میان دو طرف میشود که هر کدام برای بقا و پیروزی آماده هر کاری هستند. در این بین، رایلی با یک تصمیم سخت روبرو میشود که میتواند سرنوشت همه را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۸۰ در شهر گاتم، آرتور فلاک، یک کمدین شکستخورده و مرد بیصاحب، با مشکلات روانی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند. او به عنوان یک پیک ماساژ در یک شرکت کار میکند و به خانه مادر پیرش بازمیگردد. آرتور در تلاش برای یافتن هویت و هدف در زندگی، به تدریج به سمت جنون و خشونت سوق مییابد. وقتی به طور تصادفی در مترو با سه مرد ثروتمند درگیر میشود و آنها را میکشد، او به یک قهرمان شبهنظامی تبدیل میشود و شهر در آشوب فرو میرود. آرتور پس از کشف رازهای خانوادگی و روانپریشی بیشتر، خود را به عنوان «جوکر» معرفی میکند و در یک برنامه تلویزیونی، میزبان سابقش را به قتل میرساند. در پایان، جوکر در بیمارستان روانی بازداشت شده و لبخندی وحشتناک بر لب دارد.