خلاصه داستان: آینده آخرین میخانه باقی مانده در دهکده ای در شمال شرقی انگلستان، جایی که مردم با بسته شدن معادن زمین را ترک می کنند. خانه ها ارزان و در دسترس هستند، بنابراین آن را به مکانی ایده آل برای پناهندگان سوری تبدیل می کند.
خلاصه داستان: کنزا و ییل دو زن جوان فرانسوی هستند که به سوریه میروند تا در کنار نیروهای کرد مبارزه کنند. در آن جا با زارا، یک زن نجات یافته ایزدی، آشنا میشوند. این زنها با این که در فرهنگهای متفاوتی متولد شدهاند، اما در کنار هم زخمهای گذشته یکدیگر را التیام میبخشند و قدرتهای وجودیشان را کشف میکنند. این سه زن خیلی زود به هم نزدیک میشوند و خواهران جنگجو و واقعی هم میشوند.
خلاصه داستان: یک پسر فلسطینی شیفته یک دختر کولی زیبا و دنیای افسانه ای می شود که او در میان درگیری در غزه می بافد. بچه ها در عین حال یاد می گیرند که با محیط اطراف زندگی کنند، طبیعت، عرفان و آینده شان را کشف می کنند..
خلاصه داستان: فیلم من کاپیتان هستم، داستان دو جوان است که رویای رسیدن به اروپا را در سر دارند و از شهر زادگاهشان داکار، سراسر آفریقا را برای رسیدن به اروپا طی میکنند.
خلاصه داستان: ریچارد، یک لکلک، که در زمستان در یک دریاچه بزرگ در شمال آفریقا اقامت دارد، از اینکه به او اجازه داده نمیشود که دستهی لکلکها را به خانه رهبری کند، عصبانی میشود. او به سفری مستقل میرود و در طول مسیر با خطرات و ماجراجوییهای زیادی روبرو میشود...
خلاصه داستان: داستان یک دوستی. کودکانی که به مردان بالغ تبدیل میشوند و سعی میکنند رد پای پدرانشان را پاک کنند، اما با پیچ و خمهایی که انجام میدهند، همیشه به خانه بازمیگردند. پیترو پسری اهل شهر است...
خلاصه داستان: این فیلم داستان واقعی بر اساس فاجعهی اتفاقافتاده برای یکی از زیردریاییهای اتمی روسیه در سال 2000 میلادی را به تصویر میکشد. در حالی ملوانان در حال غرق شدن هستند خانواده های آن ها سعی میکنند با فشارهای سیاسی برای کمک به آن ها کاری کنند...