خلاصه داستان: مایکل داندی، که اکنون در نیویورک زندگی میکند، به همراه دوستدخترش سو به استرالیا سفر میکند تا از خانوادهاش دیدن کند. اما آنها به زودی درگیر یک جنگ قدرت بین یک کلانتر محلی و یک باند قاچاق مواد مخدر میشوند که برای انتقامگیری به دنبال خانواده سو هستند. مایکل با استفاده از مهارتهای منحصر به فرد و زیرکی بینظیرش، باید از عزیزانش در برابر این تهدادها محافظت کند.
خلاصه داستان: یک کارآفرین آمریکایی به نام رکس برای فرار از مشکلات مالی خود به فنلاند میرود، اما به سرعت متوجه میشود که این سفر یک اشتباه بزرگ بوده است. او توسط یک خانواده فنلاندی مرموز ربوده شده و در زیرزمین خانهشان زندانی میشود. رکس که یک سرباز سابق است، باید از تمام مهارتهای رزمی و هوش خود استفاده کند تا نه تنها زنده بماند، بلکه خانواده شیطانی را از درون متلاشی کند. این فیلم کمدی سیاه و اکشن به کارگردانی آلیستر گرییرسون و با بازی بن اوتر در نقش اصلی، ترکیبی خندهدار و خشن از وحشت و طنز را ارائه میدهد که در آن قربانی به شکارچی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم حماسی «بیوولف و گرندل» به کارگردانی استورجون گونارسون در سال ۲۰۰۵، با بازی جرارد باتلر در نقش بیوولف، قهرمانی از سرزمین گیتس که به دانمارک میرود تا پادشاهی هروتگار را از شر موجودی غولپیکر به نام گرندل نجات دهد. داستان برخلاف نسخههای کلاسیک، به بررسی ریشههای نفرت گرندل میپردازد و نشان میدهد که چگونه انتقامجویی پدر گرندل توسط هروتگار، به خشم و کینتوزی این موجود افسانهای دامن زده است. بیوولف که ابتدا تنها به عنوان یک جنگجو به این مأموریت مینگرد، به تدریج با حقیقت پیچیدهی پشت این درگیری آشنا میشود و در میانهی نبرد با گرندل، با ساحرهای مرموز به نام سلما آشنا میشود که اسرار تاریک گذشته را فاش میکند. این روایت مدرن از افسانهی کهن، مرزهای میان قهرمان و ضدقهرمان را محو کرده و به جای سیاه و سفید دیدن ماجرا، به عمق تراژدی انسانی پشت این افسانه میپردازد.
خلاصه داستان: بیلی آیلیش: دنیا کمی تار است، مستندی صمیمی و خیرهکننده به کارگردانی آر. جی. کاتلر که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، زندگی و مسیر هنری خواننده و ترانهسرای نابغه، بیلی آیلیش، را از دوران نوجوانی تا اوج شهرت جهانی به تصویر میکشد. این فیلم که با همکاری خانوادهی نزدیک بیلی، از جمله برادر و همکار موسیقاییاش فینیاس اوکانل و والدینش، ساخته شده، فرآیند خلق آلبوم تحسینشدهی «وقتی همه میخوابیم، کجا میرویم؟» را از اتاق خواب کوچکش در لس آنجلس دنبال میکند. دوربینهای این مستند، مخاطب را به پشت صحنهی کنسرتهای پرطرفدار، جلسات ضبط در استودیو و لحظات شخصی و آسیبپذیر زندگی این هنرمند میبرند و تصویری واقعی و بیپرده از فشارهای ناشی از شهرت ناگهانی، مبارزه با بیماریهای جسمی و عاطفی، و رابطهی عمیق او با خانواده را به نمایش میگذارند. این اثر نه تنها داستان شکلگیری یک ستارهی پاپ است، بلکه روایتی صادقانه از بلوغ، خلاقیت و هویت در دنیای مدرن است.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کریس پکوورث که در آن لوک رور و اولیویا دژونگ نقشآفرینی میکنند. داستان حول محور اشلی، پرستار نوجوانی میگردد که برای مراقبت از لوک ۱۲ ساله در شب کریسمس استخدام میشود. در ابتدا همه چیز عادی به نظر میرسد، اما به زودی یک مهاجم مرموز به خانه حمله میکند و اشلی مجبور میشود برای محافظت از خود و لوک بجنگد. با پیشرفت داستان، حقایق هولناکی آشکار میشود و مشخص میگردد که هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. این فیلم با ترکیب عناصر ترس، تعلیق و شوکهای غیرمنتظره، تجربهای منحصر به فرد را برای مخاطبان رقم میزند.
خلاصه داستان: یک خانواده آمریکایی پس از تجربه یک حمله ترسناک در خانهشان، به امید شروع زندگی جدید به یک عمارت مجلل در حومه شهر نقل مکان میکنند. پسر کوچکشان، جود، پس از ورود به این خانه، یک عروسک چینی به نام برامز را در جنگل پیدا کرده و با آن ارتباط عجیبی برقرار میکند. مادرش، لیزا، ابتدا از این دوستی خوشحال است، اما به زودی متوجه رفتارهای غیرعادی و خطرناک پسرش میشود که به نظر میرسد تحت تأثیر این عروسک مرموز قرار دارد. او در حالی که شوهرش، شان، موضوع را جدی نمیگیرد، سعی میکند راز این عروسک و گذشته تاریک آن را کشف کند. هر چه بیشتر تلاش میکند، بیشتر در دام ترس و وحشتی عمیق میافتد و درمییابد که برامز فقط یک عروسک نیست، بلکه نیرویی شیطانی است که قصد نابودی خانوادهاش را دارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ویلیام برنت بل و با بازی کیتی هولمز، اووآیشن اووآیشن، رالف اینسون و کریستوفر کانوری است که دنبالهای بر فیلم "پسر: برامز" محسوب میشود.
خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی بریتانیایی محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی میک جکسون، داستان زندگی دو خانواده کارگر در شفیلد را طی یک جنگ هستهای فاجعهبار روایت میکند. داستان با زندگی عادی جیمی و روت آغاز میشود که در آستانه ازدواج هستند، اما حمله اتمی به بریتانیا همه چیز را تغییر میدهد. فیلم با رویکردی مستندگونه و واقعگرایانه، پیامدهای وحشتناک انفجار هستهای، فروپاشی جامعه و تلاش انسانها برای بقا در شرایط غیرانسانی را به تصویر میکشد. بازی درخشان ریس دینز و کارن میگر در نقشهای اصلی، همراه با فیلمنامه قدرتمند بری هینس، اثری تکاندهنده و فراموشنشدنی درباره فاجعه جنگ اتمی خلق کرده است.
خلاصه داستان: یک گروه غواصی حرفهای به رهبری فرانک مکگایر، غواصی افسانهای که توسط ریچارد راکسبورگ به تصویر کشیده شده است، برای کاوش در یکی از بزرگترین و خطرناکترین غارهای زیرزمینی جهان در پاپوآ گینه نو عازم میشوند. این تیم که شامل کارل، پسر نوجوان فرانک (با بازی رایس ویکفیلد) و جوش، دوست نزدیک کارل (با بازی دنیل ویلیامز) است، با هدف نقشهبرداری از این سیستم غاری پیچیده و دستنخورده وارد عمق زمین میشوند. اما زمانی که طوفانی سهمگین ورودی غار را مسدود میکند و سیلابی ویرانگر راه بازگشت آنها را میبندد، این ماجراجویی به یک مبارزه مرگبار برای بقا تبدیل میشود. به کارگردانی آلستر گریسون و با الهام از تجربیات واقعی تهیهکننده آن، اندرو ویات، این فیلم در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و تماشاگران را به سفری نفسگیر در دل تاریکی مطلق و مخاطرات طبیعت میبرد. آنها باید با کمبود اکسیژن، سرمای کشنده و ترس از گیر افتادن در اعماق زمین مقابله کنند و تنها راه نجاتشان، ادامه حرکت به سمت انتهای غار است؛ مسیری که هیچکس تا به حال از آن عبور نکرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کمدی-درام «نمایش زمان» محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی جرمیا زاگارا و با بازیگرانی چون اوا لونگوریا، اسکات فولی، گیب هرناندز، کیم فیلدز و پائولینا چاوز است. این سریال به زندگی دو افسر پلیس لسآنجلس به نامهای سزار و نیک میپردازد که در حین انجام وظایف خود، ناخواسته در یک درگیری خیابانی با یکدیگر همکاری میکنند. این اتفاق توسط یک کارگردان مستندسازی به نام جاش که به دنبال ساخت یک برنامه تلویزیونی واقعنما است، فیلمبرداری میشود. جاش با استفاده از این فیلمها، یک نمایش تلویزیونی موفق به نام «نمایش زمان» را تولید میکند که زندگی این دو افسر را به طور کامل زیر ذرهبین قرار میدهد. حالا سزار و نیک باید در حالی که تحت نظارت دوربینها قرار دارند، به وظایف پلیسی خود رسیدگی کنند و با چالشهای زندگی شخصی و حرفهای خود دست و پنجه نرم کنند. این سریال با طنزی ظریف، به بررسی تأثیر رسانهها بر زندگی افراد و فشارهای ناشی از شهرت ناگهانی میپردازد.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام جی آر در زندان با جنایتکاری کارکشته به نام برندان لینچ آشنا میشود. لینچ که در دنیای جنایت از نفوذ بالایی برخوردار است، به جی آر حمایت و حفاظت در برابر خشونتهای زندان را پیشنهاد میدهد. پس از آزادی، جی آر در ازای این حمایت، به عضویت تیمی درمیآید که لینچ برای انجام یک سرقت طلای بزرگ برنامهریزی کرده است. این همکاری به ظاهر سودمند، جی آر را در مسیری پرخطر قرار میدهد و او به تدریج در دام روابط پیچیده و خیانتهای دنیای زیرزمینی جنایت گرفتار میشود. این فیلم جنایی دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جولیوس آوری و با بازی ایوان مکگرگور، برنتون تویتس و آلیسا ویکلندر است.