خلاصه داستان: در قلب آمازون، دو ماجراجو در زمانهای مختلف با یک شامان بومی به نام کاراماکاته ملاقات میکنند. اولین ماجراجو، تئو، در سال ۱۹۰۹ به دنبال گیاهی مقدس و نادر میگردد و کاراماکاته جوان او را در این سفر همراهی میکند. چهل سال بعد، ایوان، دانشمندی آمریکایی، برای یافتن همان گیاه به سراغ کاراماکاته پیر میرود. این دو سفر موازی، نه تنها سفری فیزیکی در دل جنگلهای بکر آمازون است، بلکه سفری درونی به قلب تاریکی استعمار، از دست رفتن فرهنگهای بومی و رابطه پیچیده انسان با طبیعت است. فیلم «آغوش مار» به کارگردانی سیرو گوئرا، با فیلمبرداری سیاه و سفید نفسگیرش، تماشاگر را به دنیایی پررمزوراز میبرد و از نابودی فرهنگهای بومی و ویرانی طبیعت به دست انسان مدرن پرده برمیدارد. این اثر سینمایی که در سال ۲۰۱۵ ساخته شده، بر اساس سفرنامههای واقعی دو دانشمند غربی به نامهای تئودور کخ-گرونبرگ و ریچارد ایوانز شولتز ساخته شده است.
خلاصه داستان: کارمین (پنهلوپه کروز) و همسرش آلخاندرو (ریکاردو دارین) به همراه دو فرزندشان برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش در زادگاهش اسپانیا به روستایی کوچک سفر میکنند. این سفر خانوادگی که قرار بود پر از شادی و دیدارهای قدیمی باشد، ناگهان با ربوده شدن دخترشان، آیرین، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. در میان هرج و مرج و جستجوهای بیثمر، یک تماس تلفنی از آدمرباها همه چیز را پیچیدهتر میکند؛ آنها نه پول میخواهند و نه درخواست مشخصی دارند، بلکه رازی قدیمی را فاش میکنند که سالها در دل این خانواده پنهان مانده بود. حالا کارمین و پاکو (خاویر باردم)، کشاورز محلی و دوست قدیمی خانواده، باید گذشتهای را کنار بزنند که همه فکر میکردند دفن شده است. در این میان، رازهای خانوادگی یکی پس از دیگری آشکار میشوند و به همه ثابت میکند که هیچ رازی برای همیشه پنهان نمیماند. اصغر فرهادی در این تریلر روانشناختی با بازی درخشان ستارگانی چون کروز، باردم و دارین، داستانی پرتعلیق و عمیق را درباره خانواده، خیانت و پیامدهای انتخابهای گذشته روایت میکند. این فیلم در سال ۲۰۱۸ ساخته شده و در جشنواره کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی والتر سالس و با بازیگرانی چون سام رایلی، گریت ویتینگتون، کریستن استوارت و ویگو مورتنسن است. داستان بر پایه رمان مشهور جک کروآک با همین نام ساخته شده و زندگی سالواتوره پارادایز، نویسنده جوانی را روایت میکند که پس از مرگ پدرش، برای یافتن الهام و معنای زندگی به سفری جادهای در سراسر آمریکا میرود. او در این سفر با دین موریارتی، شخصیتی آزاد و بیقید که شیفته زندگی و تجربیات جدید است، همراه میشود و این دو در کنار هم به کاوش در دنیای موسیقی جاز، دوستیهای عمیق، عشقهای پرشور و تجربیات تلخ و شیرین زندگی میپردازند. این سفر نه تنها یک ماجراجویی فیزیکی، بلکه سفری درونی برای کشف هویت، آزادی و ماهیت واقعی زندگی است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۲، ارنستو گوارا (با بازی گائل گارسیا برنال)، دانشجوی ۲۳ ساله پزشکی، به همراه دوستش آلبرتو گرانادو (رودریگو دلا سرنا)، برای سفری ماجراجویانه با موتورسیکلت پیروزی خود به نام «لا پودروسا» (مشتزن) از آرژانتین خارج میشوند. هدف اولیه آنها کشف آمریکای لاتین است، اما این سفر ۸۰۰۰ کیلومتری از آرژانتین تا ونزوئلا، به سفری تحولآفرین برای ذهن و روح آنها تبدیل میشود. در طول مسیر، آنها با فقر، بیعدالتی و ستمی که بر مردم بومی و کارگران معدن روا میشود، روبرو میشوند. این تجربیات عمیق، بهویژه برای ارنستو، نقطهی عطفی است که او را از یک جوان ماجراجو به انقلابی آینده (چه گوارا) تبدیل میکند. فیلم «خاطرات موتورسیکلت» به کارگردانی والتر سالس، روایتی زیبا و تأثیرگذار از این سفر اپیک است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «هاله» (The Aura) محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی فابیان بیلینسکی، با بازیگری خولیو چاوز، داستان اسپینوزا، یک تاکسیدرمیست مبتلا به صرع را روایت میکند که رویای ارتکاب جرم کامل را در سر میپروراند. او در یک سفر شکار به جنگل پاتاگونیا، به طور تصادفی شریک یک قتل میشود و درگیر یک سرقت بزرگ از کازینو میگردد. اسپینوزا که از هالههای پیش از حمله صرع خود برای پیشبینی وقایع استفاده میکند، به تدریج در دام توطئهای پیچیده گرفتار شده و مرز بین واقعیت و خیال برایش محو میشود. این فیلم نوآر روانشناختی، آخرین اثر کارگردان فقید آرژانتینی است که با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: رافائل بلویدو مرد میانسالی است که زندگی پرمشغلهاش را در رستورانی که از پدرش به ارث برده، میگذراند. او که درگیر مشکلات کاری و جدایی از همسرش است، زمانی که مادرش دچار سکته مغزی میشود، مجبور میشود با گذشته و خانوادهاش روبرو شود. این اتفاق او را به بازنگری در زندگیاش وادار میکند و درمییابد که پدرش آرزو دارد پس از سالها، دوباره با همسر بیمارش در کلیسا ازدواج کند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی خوزه کامپانلا و با بازیگری ریکاردو دارین، هکتور آلتریو و نورما آلیاندرو است که داستانی عمیق و احساسی درباره خانواده، عشق و معنای واقعی زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: ورا در بین کلاس های مدرسه و والیبال، یک آپارتمان خالی را به نوجوانانی اجاره می دهد که به دنبال مکانی برای رابطه جنسی هستند. راه پول درآوردن به کشف تمایلات جنسی خود توسط ورا تبدیل می شود.
خلاصه داستان: دانیل مانتوو، نویسنده آرژانتینی برنده نوبل ادبیات که بیست سال پیش به اروپا مهاجرت کرده و در بارسلون زندگی میکند، پس از دریافت دعوتنامهای برای بازگشت به زادگاهش، شهر کوچک و خیالی سالاس در آرژانتین، برای دریافت عنوان «شهروند ممتاز»، علیرغم میل باطنی و توصیه دوستانش، تصمیم میگیرد به آنجا بازگردد. او که در آثارش همواره از این شهر و مردمانش انتقاد کرده، حالا با استقبالی دوگانه روبرو میشود؛ از یک سو تحسین و احترام و از سوی دیگر خشم و کینه. سفر او به تدریج به کابوسی تبدیل میشود که در آن گذشتهاش، روابط فراموششده و رازی قدیمی، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهند. این فیلم به کارگردانی گاستون دوپرات و ماریانو کوهن، با بازی درخشان اسکار مارتینز، طنزی سیاه و تلخ را درباره شهرت، هویت، هنر و بازگشت به ریشهها روایت میکند.
خلاصه داستان: جستجوی ناامیدانه یک زن جوان برای یافتن دوست پسر ربوده شده اش، او را به فرقه بدنام Colonia Dignidad می کشاند، فرقه ای که هیچ کس هرگز از آن فرار نکرده است.