خلاصه داستان: قاسم (بهروز وثوقی) پس از آزادی از زندان به دنبال دوستش عباس در جنوب می رود. او در آنجا ابتدا با پسری که باعث زندانی شدنش شده دعوا می کند و سپس با یک دختر زری آشنا می شود. اما او می داند که پدرش ...
خلاصه داستان: یک قاتل ایرانی برای کشتن یک مقام سابق ایرانی که در زمان شاه ایران خدمت می کرد به آمریکا فرستاده می شود. شب قبل از ترور متوجه می شود که هدفش (آقای طباطایی) قبلاً توسط یک مسلمان کشته شده است...
خلاصه داستان: مرتضی که به تازگی از زندان آزاد شده به مهری قول می دهد که بدهی شوهرش را بخرد. برای انجام این کار، او کاری را انجام می دهد که خوب از آب در نمی آید.
خلاصه داستان: بعد از اینکه کارشناسان اسلحه سازی دوبلت سوئد توسط مافیای سیسیل گروگان گرفته میشوند. یک تیم زبده از طرف دولت سوئد برای آزادی گروگانها دست به عمل میشوند. اما در کشور ایتالیا اتفاقات ناگواری پیش می آید و در نهایت...
خلاصه داستان: پسری فقیر برای پیدا کردن شغل باید در مسابقهای با بچههای فقیر دیگر شرکت کند. هرکدام از بچهها بهتر بتواند بچهای که پاهایش را در جنگ از دست دادهاست را برای رفتن به مدرسه کول بگیرد، برنده است. مسابقه آغاز میشود و سرانجام پسر فقیر برنده میشود. پسر در مقابل دریافت ۱ دلار دستمزد روزانه، هر روز پسر بیپا را مانند اسب به کول میکشد و با خود به مدرسه میبرد و میآورد. وقتی که او را بر کول خود دارد با خرها و اسبهایی که در کوچه رفت و آمد میکنند، مسابقه میدهد. او را در خانه به حمام میبرد و بر تاب سوار میکند اما پسر بیپا از او ناراضی است، چون آنطور که او میخواهد هنوز برایش اسب نشدهاست
خلاصه داستان: رادیکال؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی کریستوفر زالا است. در یک شهر مرزی در مکزیک که گرفتار غفلت، فساد و خشونت است، یک معلم ناامید روش جدیدی را امتحان میکند تا بیتفاوتی دانشآموزانش را از بین برده و کنجکاوی، پتانسیل و شاید حتی نبوغ آنها را آشکار کند…
خلاصه داستان: نود و چهارمین دوره جوایز اسکار در سال ۲۰۲۲، مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی بود که به بهترین فیلمها و دستاوردهای سینمایی سال تجلیل کرد. این مراسم با اجرای امی شومر، رجینا هال و واندا سایکس و لحظات بهیادماندنی مانند اهدای جوایز به فیلمهایی مثل «کودا» و «دون» همراه بود. این رویداد به دلیل برخی حواشی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت.
خلاصه داستان: پس از هشت سال زندگی سخت با یک مادر معتاد به مواد مخدر ، لیزی ده ساله توسط زن شگفت انگیزی به نام جولیانا و دوست پسرش گِرِگ به فرزندخواندگی گرفته می شود. جولیانا دوست دارد تا به لیزی کمک کند تا او بیشتر درباره خودش و اینکه چه کسی است بداند(او هرگز پدرش را نمی شناخت).
او یک آزمایش ژنتیک آنلاین برای لیزی خریداری می کند و آنها متوجه میشوند که لیزی از یک خانواده سلطنتی آلمانی است. سرانجام او برای اولین بار واقعاً احساس خاص بودن می کند ، لیزی از دختر شیرین و دوست داشتنی ای که جولیانا به فرزند خواندگی پذیرفته است به کودکی حق به جانب و عصبی تبدیل می شود. حتی اوضاع به گونه ای بد می شود که او دیگر با آلی ، دختر هفده ساله گِرِگ احساس دوستی نمی کند. با این خیالات مریض گونه که اویک شاهزاده خانم است، لیزی کم کم شروع به از دست دادن سلامت عقل خود می شود و از واقعیت دور می شود و در خیالات زندگی می کند. کم کم این اتفاقات به حدی می رسد که ممکن است آینده او را نابود کند مگر اینکه مادر وخواهر ناتنی اش بتوانند راهی برای پایان دادن به این توهمات خطرناک او پیدا کنند