خلاصه داستان: "فوقالعاده" داستان لی سو-هه، یه نویسنده موفق سریالهای تلویزیونی رو روایت میکنه که وقتی در حال نوشتن یه درام درباره سرطانه، بهطور اتفاقی میفهمه خودش سرطان سینه داره و فقط پنج ماه فرصت زندگی داره. اون تصمیم میگیره با تمام وجود زندگی کنه، هیچ پشیمونیای به جا نذاره و هر کاری دوست داره انجام بده. اما بهعنوان یه معتاد به کار، متعهد میشه پروژه آخرش رو هم تموم کنه و بعد آروم بره. همهچیز وقتی به هم میریزه که ریو هه-سونگ، یه بازیگر معروف ولی بیاستعداد و عشق اولش، یهو پیداش میشه. سو-هه اول مخالف بازی هه-سونگ تو سریالشه، چون بازی خشک و اعصابخردکنش آزارش میده، ولی کمکم بینشون احساساتی شکل میگیره. از اون طرف، جونکی، دکتر و دوست سو-هه، هم بهش علاقه داره و درکش میکنه. سریال که پر از کمدی رمانتیک، درام و لحظههای احساسیه، قصهای شاد ولی سنگین درباره عشق، دوستی و کنار اومدن با مرگ رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن وسطای داستان کند میشه و داستانهای فرعی جذابتر از خط اصلیان.
خلاصه داستان: "فنلاند پاپا" داستان لی یو-ری، یه زن جوون که بعد از مرگ مادربزرگش، عزیزترین کسش، داغون شده، رو روایت میکنه. اون برای شروع دوباره دنبال کار میگرده و توی کافهای عجیب به اسم فنلاند پاپا که یه شخصیت مرموز به اسم "پاپا" ادارهش میکنه، برای مصاحبه میره. وقتی میرسه، کارمندا بهش غذا میدن و باهاش میخورن، و معلوم میشه همین غذا خوردن خودش "مصاحبه" بوده! یو-ری کارو میگیره، اما شوکه میشه وقتی میفهمه هیچکس نمیدونه پاپا کیه. کارمندا باید "اسم خانوادگی" بگیرن و همیشه باهم غذا بخورن تا "انسجام خانوادگی" حفظ بشه. این قانون حرفای مادربزرگش و عشق اولش، بک وو-هیون، که همیشه مراقب بود یو-ری تنها غذا نخوره، رو به یادش میاره. سریال که پر از درام عاشقانه، شفا و حس خانوادگیه، قصهای گرم درباره پیدا کردن عشق و معنای واقعی خانوادهست، هرچند بعضیها میگن ریتم کند و معماهای حلنشدهش ضعفه.
خلاصه داستان: "مرا در خاطراتت پیدا کن" داستان لی جونگهون، یه گوینده خبر معروف که به بیماری بیشحافظه مبتلا شده و همه خاطراتش رو با جزئیات به یاد میاره، رو روایت میکنه. اون که بهخاطر گذشته دردناکش از عشق دوری میکنه، با یئو ها-جین، یه بازیگر سرزنده که بخشی از خاطراتش رو بهخاطر یه تروما از دست داده، آشنا میشه. این دو که زندگیهاشون کاملاً متفاوته، کمکم به هم نزدیک میشن و با کمک هم با زخمهای گذشتهشون روبهرو میشن. اما وقتی رازهای قدیمی و یه قاتل زنجیرهای مرموز سر راهشون قرار میگیره، عشقشون به آزمونی سخت کشیده میشه. سریال که پر از درام عاشقانه، معما و یه کم حس و حال روانشناختیه، با داستان عشق تلخ و شیرین و بازی قوی کیم دونگووک و مون گا-یونگ، قصهای احساسی درباره فراموشی، بخشش و پیدا کردن امید تو تاریکی رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستان فرعی قاتل زنجیرهای زیادی کش اومده.
خلاصه داستان: "نبرد در آسمانها" داستان شیائو یان، یه بچه نابغه که یهو همه قدرتشو از دست میده، رو روایت میکنه. توی دنیایی که قدرت و زور حرف اولو میزنه، ناتوانی شیائو یان باعث شرمندگی خانوادش شده. توی ۱۵ سالگی، شیائو یان بهطور اتفاقی یائو چن، یه استاد بزرگ، رو از حلقه مادرش احضار میکنه. با کمک یائو چن، شیائو یان تو هنرهای رزمی پیشرفتای بزرگی میکنه و میفهمه کی پشت قتل مادرش بوده. همراه با دوست وفادارش، شیائو شوئنر، راهی سفری پرخطر میشه تا قاتلای مادرشو پیدا کنه و صلح رو به دنیای رزمی برگردونه. سریال که از رمان "Dou Po Cang Qiong" نوشته تیانکان تودو اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانهست و با جلوههای ویژه و مبارزات جذاب، قصهای حماسی از انتقام و رشد رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان بعضی جاها سادهسازی شده.
خلاصه داستان: "جوانی مبارز" داستان ژانگ شیائو یو، یه تازهکار توی دنیای شرکتها، رو روایت میکنه که بهعنوان دستیار لین روی، مدیر فروش یه شرکت معروف لوازم آرایشی به اسم SW، استخدام میشه. لین روی بهخاطر موفقیتهاش توی فروش، از هیئتمدیره شرکت توی فرانسه توجه گرفته و گزینه بعدی برای جایگزینی رئیس فعلی، شو وانتینگ،ه. اما شو وانتینگ که نمیخواد جاشو از دست بده، رقیب لین روی، فانگ جینگ، رو بهعنوان مدیر یه بخش جدید استخدام میکنه تا تعادل قدرت رو حفظ کنه. شیائو یو وسط این سیاستهای پیچیده دفتری گیر میافته، اما با استعداد و پشتکارش نهتنها دووم میاره، بلکه پیشرفت میکنه، کلیشهها رو به چالش میکشه و بهعنوان یه زن حرفهای خودشو ثابت میکنه. اون توی این مسیر عشق واقعیشم پیدا میکنه. این سریال که یه درام محیط کار سال ۲۰۲۱ به کارگردانی مو شیائو جیهست، پر از رقابت، رشد شخصی و داستانهاییه که قدرت زنان توی دنیای حرفهای رو نشون میده، هرچند بعضیها میگن عنوان "جوانی" به داستان پر از شخصیتهای جاافتاده نمیخوره.
خلاصه داستان: "مبارز سرنوشت" داستان چن چانگشنگ، یه یتیم که توی رودخونه رها شده و توسط یه راهب تائوئیست پیدا شده، رو روایت میکنه. چانگشنگ که در واقع چهارمین شاهزاده خاندان سلطنتی چنست، به یه بیماری لاعلاج مبتلاست که نمیذاره بیشتر از ۲۰ سال عمر کنه. برای پیدا کردن راه درمان، معبد تائوئیستش رو ترک میکنه و با یه طومار نامزدی که داره، به پایتخت میره تا توی یه آکادمی معروف درس بخونه. اونجا با شو یورونگ، دختری که از بچگی بهش قول ازدواج داده شده، و بای لوئو هنگ، یه پرنسس از قبیله هیولاها، آشنا میشه. چانگشنگ همراه با دوستای جدیدش، مثل تانگ سیوشش، یه نابغه انسانی، و شوآنیوان پو، یه جنگجوی هیولا، توی آزمون بزرگ "داچائو" شرکت میکنه تا به سنگ مقدس برسه که میگن میتونه سرنوشتش رو عوض کنه. سریال که از رمان "Ze Tian Ji" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانه عمیقه که با معماهای باستانی، جلوههای ویژه CGI و داستان پیچیدهای از نبرد بین انسانها، شیاطین و هیولاها، بیننده رو غرق خودش میکنه. هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان و انیمیشن، سریال بعضی بخشهای مهم رو حذف کرده و داستان گاهی گنگ میشه.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "وعده پرندگان مهاجر" داستان لی لی، یه دانشآموز ممتاز با اعتمادبهنفس پایین بهخاطر ظاهرش، و پی شنگشوان، یه پسر خوشقیافه ولی ضعیف توی درس، رو روایت میکنه که توی ۱۳ سالگی توی اولین روز مدرسه راهنمایی باهم آشنا میشن. لی لی از همون اول عاشق شنگشوان میشه، ولی بهخاطر ترس از طرد شدن، احساساتش رو پنهان میکنه. طی ۱۵ سال بعد، اون بهعنوان بهترین دوست شنگشوان کنارش میمونه و ازش حمایت میکنه، حتی وقتی شنگشوان وارد رابطهای ناسالم با سو سو میشه. این دو با چالشهای زیادی مثل بیماری، زندان، و ازدستدادن عزیزان روبهرو میشن. وقتی شنگشوان بالاخره میفمه لی لی چقدر براش مهمه، ممکنه برای عشق دیر شده باشه. سریال که از رمان "پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر" نوشته یینگ فنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و استعارههای قشنگ مثل پرندگان مهاجره که هرچقدر دور برن، بالاخره برمیگردن. با فیلمبرداری خیرهکننده، مثل صحنههای توی نیزار، و دیالوگهای شاعرانه، این سریال یه قصه عمیق و احساسی درباره عشق، فداکاری و زمان ارائه میده، هرچند بعضیها از پایانبندی و ریتم کند انتقاد کردن
خلاصه داستان: "فنگ شویی" داستان پارک جه-سانگ، یه استاد پونگسو (فنگ شویی کرهای) رو روایت میکنه که توی دوره چوسان میتونه زمینهایی با انرژی خوب برای خونه، مغازه و قبر پیدا کنه که به باور مردم، قبر مناسب میتونه برای نسلهای بعدی شانس و قدرت بیاره. وقتی جه-سانگ توطئهای درباره قبر ولیعهد رو فاش میکنه، خانوادش رو تو یه آتشسوزی عمدی که خانواده قدرتمند کیم راه انداختن از دست میده. سیزده سال بعد، هونگسون دِوونگون، یه اشرافی از یه خاندان سقوطکرده، به جه-سانگ پیشنهاد میده تا با هم خانواده کیم رو از قدرت بندازن. اونا دنبال یه زمین نادر میرن که میگن دو پادشاه از یه خانواده تولید میکنه، اما اهدافشون از این زمین کمکم با هم فرق میکنه. این فیلم که پر از درام تاریخی، اکشن و پیچشهای سیاسیه، با بازی قوی چو سونگ-وو و جیسونگ، نگاهی عمیق به فنگ شویی و نقشش تو سرنوشت و قدرت داره، هرچند بعضی نقدها میگن شخصیتهای فرعی مثل گروه استادای پونگسو زیاد استفاده نشدن و داستان میتونست جمعوجورتر باشه.
خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.