خلاصه داستان: فیلم «اولین تماس» یک ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی بروس ومپل است. داستان درباره دو خواهر و برادر ناسازگار، کیسی (آنا شیلدز) و دن (جیمز لیدل)، است که پس از ناپدید شدن مرموز پدر دانشمندشان، دکتر ایان برادچ (پل کنداریان)، به مزرعه دورافتاده او میروند تا تحقیقات ناتمامش را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که کار پدرشان بسیار خطرناکتر از تصورشان بوده: موجودی شیطانی که میلیونها سال در زمان و مکان مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ایجاد ویرانی در میان اهالی محل کرده است. این موجود، که از طریق یک پورتال باز شده توسط دستگاه پدرشان وارد شده، با تسخیر بدن انسانها، از جمله کوین (کریس سیمپرمن)، دوست دن، آنها را به موجوداتی بیگانه تبدیل میکند. کیسی و دن با کمک ویدیوهای پدرشان و گفتوگو با دکتر میسون (مایکل ال. پارکر)، همکار سابق او، سعی میکنند راز این موجود فرابعدی را کشف کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند. فیلم با جلوههای عملی چشمگیر، فضای پرتنش و تمهای خانواده و بقا، یک اثر سرگرمکننده است، هرچند داستان پیچیده و پایان مبهم آن ممکن است برای برخی ناامیدکننده باشد.
خلاصه داستان: فیلم «چشمانت را ببند» یک درام اسپانیایی-آرژانتینی به کارگردانی و نویسندگی مشترک ویکتور اریسه و میشل گازتامبیده است. داستان در مادرید معاصر رخ میدهد و درباره میگل گارای (مانولو سولو)، فیلمسازی سالخورده است که در سال ۲۰۱۲، بیست سال پس از ناپدید شدن مرموز دوست و بازیگر اصلیاش، خولیو آرناس (خوزه کورونادو)، در جریان فیلمبرداری فیلم ناتمام «نگاه خداحافظ» در دهه ۱۹۹۰، به یادآوری خاطرات آن پروژه دعوت میشود. میگل پس از آن اتفاق، کارگردانی را کنار گذاشته و زندگی آرامی بهعنوان نویسنده در ساحل دارد. وقتی یک برنامه تلویزیونی جنجالی پرونده ناپدید شدن خولیو را باز میکند، میگل با اکراه با خدمه فیلم، از جمله مکس (ماریو پاردو)، تدوینگر، لولا (سولداد وییامی)، معشوقه سابق، و آنا (آنا تورنت)، دختر خولیو، ارتباط برقرار میکند تا راز این ناپدید شدن و تأثیر آن بر زندگی همه را حل کند. فیلم با ریتمی آرام، تصاویر شاعرانه و موسیقی تأثیرگذار، به موضوعات حافظه، هویت، پیری و قدرت سینما میپردازد. این اثر که اولین فیلم بلند اریسه پس از ۳۱ سال است، با وجود طول زیاد (۱۶۹ دقیقه) و برخی ابهامات داستانی، به دلیل عمق احساسی و خودبازتابیاش مورد تحسین قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «بید» یک درام اجتماعی هندی به کارگردانی و نویسندگی مشترک آنوباو سینها است که در پسزمینه قرنطینه کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ در هند روایت میشود. داستان در یک پست بازرسی خیالی در شهر تِجپور جریان دارد، جایی که سوریا کومار سینگ تیکاس (راجکومار رائو)، افسر پلیس، وظیفه دارد از عبور مهاجران در طول lockdown جلوگیری کند. این مهاجران، که به دلیل تعطیلی ناگهانی کشور بدون غذا، آب یا حملونقل ماندهاند، برای بازگشت به خانههایشان در روستاها مجبور به پیادهروی در مسافتهای طولانی شدهاند. در این میان، شخصیتهایی مثل دکتر رنو (بومی پدْنِکار)، که بیماران مشکوک به ویروس را معاینه میکند، و تریفِدی (پانکاج کاپور)، نگهبان امنیتی از کاست بالا که با برادر بیمارش سفر میکند، با تعصبات طبقاتی، نژادی و مذهبی مواجه میشوند. تریفدی با تبعیض علیه مسافران مسلمان و امتناع از پذیرش غذا از آنها، تنشهایی ایجاد میکند، اما در نهایت به دلیل نیاز، به آنها روی میآورد. فیلم با فیلمبرداری سیاهوسفید، که یادآور مهاجرت بزرگ پس از تجزیه ۱۹۴۷ هند است، به موضوعات نابرابری اجتماعی، کاستگرایی، تعصب مذهبی و انسانیت میپردازد. بازیهای قوی رائو و کاپور، همراه با کارگردانی سینها، فیلم را تأثیرگذار کرده، هرچند داستان شلوغ و پایانبندی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آکوامن و پادشاهی گمشده» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی جیمز وان و دنبالهای بر «آکوامن» (2018) است که بر اساس شخصیت دیسی کامیکس ساخته شده. داستان درباره آرتور کوری (جیسون موموآ)، پادشاه آتلانتیس، است که با همسرش مرا (امبر هرد) و پسر نوزادشان زندگی میکند. وقتی بلک مانتا (یحیی عبدالمتین دوم)، که با نیروی عصای سهشاخه سیاه قدرت گرفته، برای انتقام مرگ پدرش به آتلانتیس حمله میکند، آرتور با برادر زندانیاش اورم (پاتریک ویلسون) متحد میشود. آنها به دنبال آزاد کردن پادشاهی گمشده نکراس، یکی از هفت پادشاهی آتلانتیس، میروند تا عصا را نابود کنند. در این مسیر، با دکتر استفان شین (رندال پارک)، دانشمندی که نکراس را بیدار کرده، و موجودات باستانی مواجه میشوند. آرتور و اورم با کمک آتلانتا (نیکول کیدمن) و نرئوس (دولف لاندگرن)، بلک مانتا را متوقف کرده و صلح را به آتلانتیس بازمیگردانند. فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، اکشنهای زیرآبی و تمهای خانواده، اتحاد و حفاظت از محیط زیست، اثری سرگرمکننده است، هرچند از داستان پیچیده و شخصیتپردازی ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آهاسس» یک درام-تریلر است که داستان جیک، خدمتکار جوانی را دنبال میکند که عاشق همسر رئیسش، آدلین، میشود که از خشونت خانگی رنج میبرد. جیک که قصد کمک به فرار آدلین از دست شوهر خشنش، ستوان آگوستو، را دارد، با او وارد رابطهای عاطفی میشود. اما تلاش برای فرار به هرجومرج منجر شده و با صحنههایی مانند قتلهای خونین، تعقیبوگریز و درگیری با نگهبانان، مانند گروهبان لیبیران، به اوج میرسد. داستان به موضوعات عشق ممنوعه، خشونت خانگی و پیامدهای قدرت و خیانت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری که شبیه دیگر فیلمهای ویوامکس مانند «بلا لونا» و «اوا» است، صحنههای غیرضروری و پایانبندی پیشپاافتاده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای پرتنش، بازیهای اصلی و تصاویر پنتابانگان فیلیپین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان خلاقیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هواپیما» یک اکشن-تریلر است که داستان برودی تورانس، خلبان تجاری و کهنهسرباز نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را دنبال میکند که پرواز ۱۱۹ شرکت تریلبیلیزر را از سنگاپور به توکیو هدایت میکند. در میان ۱۴ مسافر، لوییس گاسپار، متهم به قتل که تحت نظارت پلیس کانادا در حال انتقال است، حضور دارد. وقتی هواپیما در طوفانی شدید با صاعقه برخورد میکند، برودی مجبور به فرود اضطراری در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین میشود که تحت کنترل شبهنظامیان مسلح به رهبری داتو جونمار است. پس از فرود، مسافران و خدمه توسط شورشیان گروگان گرفته میشوند و برودی با کمک لوییس، که گذشتهای در لژیون خارجی فرانسه دارد، برای نجات آنها وارد عمل میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه تنبهتن در انبار متروکه و تیراندازیهای پرتنش، به موضوعات شجاعت، رستگاری و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، برخی کلیشهها مانند مسافر شاکی و نادرستیهای فنی مانند خاموش شدن موتورها به دلیل صاعقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جرارد باتلر، صحنههای اکشن و ریتم سریع ۱۰۷ دقیقهای تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.