خلاصه داستان: فیلم «سگ» یک کمدی-درام جادهای آمریکایی به کارگردانی مشترک چانینگ تیتوم و رید کارولین، در اولین تجربه کارگردانی هر دو، و بر اساس داستانی از کارولین و برت رودریگز است. داستان درباره جکسون بریگز (چانینگ تیتوم)، یک رنجر سابق ارتش آمریکا با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و آسیب مغزی، است که برای بازگشت به خدمت نظامی تلاش میکند اما به دلیل شرایطش رد میشود. او برای دریافت تأیید از کاپیتان جونز (لوک فوربز)، مأموریت مییابد تا لولو، یک سگ نظامی بلژین مالینویز که به دلیل تروما پس از مرگ صاحبش، رایلی، غیرقابلکنترل شده، را از پایگاه لویس-مککورد در واشنگتن به مراسم تشییع جنازه رایلی در نوگالس، آریزونا ببرد. لولو قرار است پس از مراسم به پایگاه وایت سندز برده شده و به دلیل رفتار پرخاشگرانهاش معدوم شود. بریگز و لولو در یک فورد برونکو ۱۹۸۴ سفری پرماجرا در امتداد ساحل اقیانوس آرام آغاز میکنند که شامل خرابکاری لولو در ماشین، حمله به یک پزشک به دلیل آموزش نظامیاش، و درگیری با یک همسایه به دلیل سوءتفاهم است. صحنههایی مانند تلاش بریگز برای فریب دادن یک هتل لوکس با تظاهر به نابینایی، ملاقات با نوآ (ایتن سوپلی)، رنجر سابق که برادر لولو را نجات داده، و لحظات احساسی مانند خواندن «کتاب عشق من» لولو، به موضوعات تروما، شفای عاطفی و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز گاه نامناسب (مانند صحنهای با دو زن به نامهای بلا و زویی)، و فقدان عمق در برخی شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی تیتوم، فیلمبرداری نیوتن توماس سیگل و موسیقی توماس نیومن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و برخی صحنههای غیرمنطقی (مانند حمله نژادپرستانه لولو) نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵ میلیون دلار، ۸۵ میلیون دلار فروش جهانی داشت و در ۱۸ فوریه ۲۰۲۲ اکران شد
خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی سم ریمی و نویسندگی مایکل والدرون است که دومین فیلم از سری دکتر استرنج و بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) است. داستان درباره دکتر استفن استرنج (بندیکت کامبربچ)، جادوگر اعظم، است که پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» با عواقب باز کردن چندجهانی دستوپنجه نرم میکند. او با واندا ماکسیموف/اسکارلت ویچ (الیزابت اولسن)، که به دلیل از دست دادن فرزندانش در «وانداویژن» در جستجوی نسخهای از آنها در چندجهان است، درگیر میشود. استرنج با کمک وانگ (بندیکت وانگ)، جادوگر اعظم کامار-تاج، و آمریكا چاوز (خوچیتل گومز)، دختری با توانایی سفر بین جهانها، به دنبال متوقف کردن وانداست که تحت تأثیر کتاب داركهولد دیوانه شده است. داستان با صحنههایی مانند نبرد با موجودات چندجهانی مانند گارگانتوس، سفر به زمین-۸۳۸ با حضور ایلومیناتی (شامل پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و رید ریچاردز با بازی جان کرازینسکی)، و رویارویی با نسخههای دیگر استرنج، به موضوعات فداکاری، خیر و شر، و پذیرش واقعیت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ناکافی برای چاوز، و جلوههای ویژه بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). کارگردانی ریمی، بازیهای کامبربچ و اولسن، موسیقی دنی الفمن، و سبک ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی شتابزده نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شد و ۹۵۵.۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کد نیم بانشی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی جان کییز و نویسندگی متیو راجرز است که در ۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در سینماها و بهصورت آنلاین منتشر شد. داستان درباره کالب (آنتونیو باندراس)، قاتل سابق دولتی که مخفیانه زندگی میکند، است که پس از آنکه شاگردش، دلایلا ملقب به بانشی (جیمی کینگ)، متوجه جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سر او میشود، دوباره ظاهر میشود. بانشی، که پس از مرگ پدرش در ماموریتی به دست آنتونی گرین (تامی فلاناگان)، مزدور بیرحم، به قاتل قراردادی تبدیل شده، برای محافظت از کالب و کشف حقیقت با او متحد میشود. کالب که تحت نام مستعار صاحب میخانهای به نام Old Well Tavern در Simsbury، کانکتیکات، زندگی میکند، رازی درباره خانوادهاش، از جمله دختر ۱۸ سالهاش هیلی (کاترین دیویس)، فاش میکند. داستان با صحنههایی مانند نفوذ بانشی با دو اسلحه به یک هتل برای ترور یک نماینده کنگره، نبردهای تنبهتن در خانه کالب، و استفاده از نارنجک توسط هیلی، به موضوعات انتقام، خیانت و اتحاد میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه کلیشهای، کارگردانی ضعیف، ویرایش آشوبناک، استفاده از جلوههای ویژه ضعیف مانند خون CGI، و فقدان عمق در شخصیتها، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی باندراس و کینگ، صحنههای اولیه اکشن و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، فیلمبرداری تیره و کمبود خلاقیت نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۷۳,۰۱۹ دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «کلین» یک درام-اکشن-جنایی به کارگردانی پل سولت و با بازی آدرین برودی (که همچنین نویسنده و تهیهکننده است) در شهر یوتیکا، نیویورک رخ میدهد. کلین (آدرین برودی)، راننده کامیون زبالهای است که گذشتهای خشن بهعنوان قاتل ملقب به «دروگر مرگ» دارد و پس از مرگ دخترش و اعتیاد به مواد مخدر، به دنبال رستگاری است. او شبها زبالهها را جمعآوری میکند، قطعات قابلاستفاده را بازسازی کرده و به مغازه دستدومفروشی RZA میفروشد، و بهطور مخفیانه محله را تمیز میکند. وقتی کلین به دیاندا (چندلر دوپونت)،少女نوجوانی که یادآور دختر ازدسترفتهاش است، کمک میکند و او را به مدرسه میرساند، توجه مایکل (گلن فلشلر)، رئیس جنایتکار محلی که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارد، را جلب میکند. پس از آنکه کلین دیاندا را از دست پسر مایکل، مایکی (ریچی مریت)، و دوستانش که قصد آزار او را داشتند نجات میدهد، مایکل دستور قتل دیاندا و مادربزرگش اتل (میشل ویلسون) را میدهد و کلین را هدف قرار میدهد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتم با آچار، فلشبکهای استیلزه از گذشته کلین، و نبرد نهایی خونین با تبر و سلاحهای دستساز، به موضوعات رستگاری، خشونت و محافظت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، روایت بیشازحد (مانند «نمیتوانم گذشتهام را بشویم»)، و ریتم کند در نیمه اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی برودی، فضای تاریک نوآر و موسیقی متن (ساخته خود برودی) تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و اکشن غیرالهامبخش نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «انتخاب کن یا بمیر» یک تریلر ترسناک بریتانیایی به کارگردانی توبی میکینز در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی سایمون آلن است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کایلا (ایولا اوانز)، دانشجوی انصرافی است که برای پرداخت بدهیهایش و مراقبت از مادر معتادش (آنجلا گریفین)، یک بازی ویدیویی متنی دهه ۸۰ به نام CURS>R را که جایزهای ۱۲۵,۰۰۰ دلاری دارد، پیدا میکند. او با کمک دوست برنامهنویسش، آیزاک (آسا باترفیلد)، بازی را شروع میکند، اما به زودی متوجه میشود این بازی نفرینشده است و انتخابهایش واقعیت را تغییر میدهند و پیامدهای مرگباری دارند. داستان با صحنههایی مانند انتخابهای وحشتناک در کافه (مثل خوردن شیشه توسط پیشخدمت)، توهمات مرتبط با مرگ برادر کایلا، و نبرد نهایی با منطق عجیب، به موضوعات ناامیدی، حرص و بقا میپردازد. رابرت انگلند (صداپیشه) و ادی مارسان (در نقش هال، کلکسیونری که ابتدا بازی را امتحان میکند) حضور دارند. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۴.۸/۱۰ در IMDb و ۳۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی اوانز، موسیقی لیام هاولت (از گروه پرادیجی) و ارجاعات نوستالژیک به بازیهای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم، فقدان وحشت واقعی و جلوههای بصری ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، اما به سرعت فراموش شد.
خلاصه داستان: فیلم «چا چا ریل اسموث» یک درام-کمدی عاشقانه آمریکایی به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری کوپر رایف است که در سال ۲۰۲۲ در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد و برنده جایزه تماشاگران شد. داستان درباره اندرو (کوپر رایف)، جوان ۲۲ سالهای است که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه تولین، بدون هدف مشخص به خانه خانوادگیاش در نیوجرسی بازمیگردد. او در یک رستوران فستفود کار میکند و برای پیوستن به دوستدخترش مایا (آمارا پدرسو ساکل) که برای برنامه فولبرایت به بارسلونا رفته، پول جمع میکند. اندرو در یک مراسم بار میتزوا که برادر کوچکترش دیوید (ایوان آسانته) در آن حضور دارد، استعدادش در بهراهانداختن مهمانی را کشف میکند و بهعنوان «شروعکننده مهمانی» برای مراسمهای بار و بات میتزوا استخدام میشود. او در یکی از این مراسمها با دومینو (داکوتا جانسون)، مادری ۳۲ ساله، و دختر اوتیستیکاش لولا (ونسا برگهارت) آشنا میشود و دوستیای غیرمنتظره شکل میگیرد. دومینو که نامزد جوزف (رائول کاستیو)، وکیلی که اغلب در شیکاگو است، میباشد، با اندرو رابطهای پیچیده و احساسی برقرار میکند. داستان با صحنههایی مانند رقصهای پرشور در مهمانیها، گفتوگوهای صمیمی درباره افسردگی، و دفاع اندرو از لولا در برابر قلدری، به موضوعات بلوغ، عشق غیرمتعارف و پذیرش خود میپردازد. با این حال، به دلیل لحن گاه ناهماهنگ، گفتوگوهای گاهی کلیشهای و پایانبندی شتابزده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی رایف و جانسون، فیلمبرداری کریستینا دانلپ و موسیقی استه هیم تحسین شدند، اما شخصیتهای فرعی مانند مادر اندرو (لسلی مان) و ناپدریاش گرگ (برد گرت) به دلیل عدم پرداخت کافی نقد شدند. فیلم در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و Apple TV+ منتشر شد و ۱۵ میلیون دلار برای حقوق توزیع توسط اپل خریداری شد.
خلاصه داستان: فیلم «بهتر از همیشه نیت» یک کمدی-موزیکال خانوادگی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی تیم فدرل، بر اساس رمان او در سال ۲۰۱۳، است که داستان بلوغ نیت فاستر (روبی وود)، پسری ۱۳ ساله از پیتسبورگ را روایت میکند که آرزوی ستاره شدن در برادوی دارد. نیت که در اجراهای مدرسهای حتی نقشهای اصلی را به دست نمیآورد و به ایفای نقش یک درخت در نمایش «ابراهام لینکلن» بسنده میکند، با بهترین دوستش لیبی (آریا بروکس) نقشهای جسورانه میکشد تا بدون اطلاع والدینش (نوربرت لئو باتز و میشل فدرر) به نیویورک سفر کند و در تست بازیگری «لیللو و استیچ: موزیکال» شرکت کند. در نیویورک، او بهطور اتفاقی با خالهاش هیدی (لیزا کودرو)، بازیگری که با مادر نیت قهر است، ملاقات میکند. هیدی به نیت کمک میکند تا در تست بازیگری شرکت کند، اما نیت هنگام خواندن دیالوگهای تمام شخصیتها به جای استیچ، مورد تمسخر قرار میگیرد. با تشویق برادر بزرگترش آنتونی (جاشوا باست) و لیبی، نیت آهنگ «هیچکس جا نمیماند» را اجرا میکند و توجه کارگردان را جلب میکند. داستان با صحنههایی مانند رقص خیالی نیت در میدان تایمز، آوازخوانی در موزه تاریخ طبیعی، و گفتوگوهای طنزآمیز با هیدی، به موضوعات خودباوری، پذیرش تفاوتها و دنبال کردن رویاها میپردازد. نیت در نهایت نقش را به دست میآورد و هیدی با خواهرش آشتی میکند. با این حال، به دلیل داستان سادهانگارانه دیزنیوار، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی و موسیقی فراموششدنی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی وود و کودرو، کارگردانی فدرل و پیام مثبت تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و عدم پرداخت صریح به موضوعات هویتی نقد شدند. فیلم در ۱ آوریل ۲۰۲۲ در دیزنی+ منتشر شد و در مراسم امی کودکان و خانواده ۲۰۲۲ هشت نامزدی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «بلفاست» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی کنت برانا است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در بلفاست، ایرلند شمالی، در طول درگیریهای فرقهای معروف به «مشکلات» رخ میدهد. داستان از نگاه بادی (جود هیل)، پسری ۹ ساله از یک خانواده پروتستان طبقه کارگر، روایت میشود که با والدینش، ما (کترین بالف) و پا (جیمی دورنان)، برادر بزرگترش ویل (لوئیس مکاسکی)، و پدربزرگ و مادربزرگش (کیارن هایندز و جودی دنچ) زندگی میکند. بادی در محلهای مختلط با دوستان کاتولیک و پروتستان بزرگ میشود، اما با شروع خشونتها در ۱۵ اوت ۱۹۶۹، که در آن اوباش پروتستان به خانههای کاتولیکها حمله میکنند، زندگی آرام او بههم میریزد. خانواده بادی با مشکلات مالی، تهدیدهای گروههای شبهنظامی، و تصمیمگیری درباره مهاجرت به انگلستان یا استرالیا مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند بازیهای خیابانی بادی، تماشای فیلمهای وسترن در سینما، و گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگ درباره عشق و زندگی، به موضوعات خانواده، از دست دادن معصومیت و تأثیر درگیریهای اجتماعی میپردازد. فیلم در پایان با ادای احترام به بلفاست و نسلهای گذشته به اوج میرسد. با این حال، به دلیل لحن گاهی بیشازحد نوستالژیک و روایت یکجانبه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هیل، بالف، هایندز و دنچ، فیلمبرداری سیاهوسفید هریس زامبارلوکوس، و موسیقی ون موریسون تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۲۱ جایزه انتخاب مردم را کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «باچان پاندی» یک کمدی-اکشن-جنایی هندی به کارگردانی فرهاد سامجی و تولید ساجید نادیادوالا است که بازسازی رسمی فیلم تامیل «جیگارتاندا» (۲۰۱۴) و الهامگرفته از فیلم کرهای «کارناوال کثیف» (۲۰۰۶) است. داستان در شهر خیالی باغوا رخ میدهد و درباره مایرا دوِکار (کریتی سانون)، کارگردان جوانی است که برای ساخت یک فیلم بیوگرافی گانگستری، به پیشنهاد تهیهکنندهاش راکش ورما (اشوین موشران)، به تحقیق درباره باچان پاندی (آکشی کومار)، گانگستر یکچشم و بیرحم، میپردازد. مایرا با کمک دوست قدیمیاش ویشو (ارشاد وارسی)، بازیگر ناموفق، سعی میکند مخفیانه اطلاعاتی درباره باچان و افرادش، از جمله کندی (ساهارش کومار شکلا)، بافریا چاچا (سانجی میشرا)، پاندولوم (ابهیمانیو سینگ) و ویرجین (پراتیک بابار)، جمعآوری کند. اما وقتی میکروفونی که روی ویرجین کار گذاشتهاند لو میرود، مایرا و ویشو توسط باند باچان گیر میافتند. باچان که عاشق بازیگری است، با شرط بازی در نقش اصلی فیلم مایرا، آنها را آزاد میکند. داستان با پیچشهایی مانند عشق باچان به سوفی (ژاکلین فرناندز)، قتل او توسط رقیب سیاسی لالجی، و تبدیل فیلم مایرا به یک کمدی به نام «BP» (به جای گانگستری)، به موضوعات جاهطلبی، خیانت و شهرت میپردازد. در پایان، باچان که ابتدا از فیلم کمدی عصبانی است، پس از قدردانی همسر ویرجین و دخترش که برای اولین بار پس از مرگ پدرش میخندد، از کشتن مایرا منصرف میشود. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، فیلمنامه ضعیف و بازسازی غیرخلاقانه، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آکشی کومار و کریتی سانون، فیلمبرداری و طنز برخی صحنهها تحسین شدند، اما کارگردانی فرهاد سامجی، دیالوگهای ضعیف و موسیقی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵۰ کرور روپیه، تنها ۷۳.۱۷ کرور روپیه فروش جهانی داشت و یک شکست تجاری بود.