خلاصه داستان: فیلم شکارچیان سر (۲۰۱۱) به کارگردانی مورتن تیلدوم با بازی آکسل هنی در نقش راجر براون و نیکولای کاستر-والدائو در نقش کلاس گرو، داستان یک شکارچی سر موفق و ثروتمند به نام راجر را روایت میکند که برای حفظ زندگی لوکس خود و همسرش، به دزدی آثار هنری گرانبها روی میآورد؛ اما پس از سرقت یک نقاشی ارزشمند از خانه یک تاجر مرموز، وارد تعقیب و گریزی نفسگیر و پر از خیانت، خشونت و رازهای تاریک میشود که زندگیاش را به خطر میاندازد و او را به مرز جنون میرساند.
خلاصه داستان: فیلم بلک (۲۰۰۵) به کارگردانی سانجای لیلا بهانسالي با بازی درخشان آمیتاب باچان در نقش دیبراج ساهایی، معلم سختگیر و عایشواریا رای باچان در نقش دیبی، دختری نابینا و ناشنوا از کودکی، داستان واقعی الهامبخش زندگی هلن کلر را به تصویر میکشد؛ دیبراج با روشهای نوآورانه و اراده آهنین خود، دیبی را از انزوای کامل به سوی استقلال، آموزش زبان اشاره و حتی فارغالتحصیلی از دانشگاه هدایت میکند، اما بیماری آلزایمر معلم، آزمون نهایی عشق و فداکاری را رقم میزند و پیوند عمیق استاد و شاگرد را جاودانه میسازد.
خلاصه داستان: فیلم دزد صادق (Honest Thief) ساخته سال ۲۰۲۰ به کارگردانی مارک ویلیامز، با بازی لیام نیسون در نقش تام مککال، دزد بانک حرفهای ملقب به «دزد در سایه» است که پس از عاشق شدن به آنی (کیت باسورث)، تصمیم میگیرد پولهای دزدیدهشده را به FBI تحویل دهد تا زندگی جدیدی شروع کند. اما مأموران فاسد FBI به نامهای نیلسون (جی کورتنی) و بیکر (آنتونی راموس) او را خیانت میکنند، نامزدش را میکشند و به دنبال نابود کردنش میافتند، که این امر تام را به جنگی نفسگیر برای انتقام و اثبات صداقتش وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم زیر تپه ۶۰ (۲۰۱۰) به کارگردانی جرمی سیمز، داستان واقعی اولیور وودوارد (با بازی برندان کاول) معدنچی ماهر استرالیایی را روایت میکند که در جریان جنگ جهانی اول به واحد تونلکنهای ارتش بریتانیا میپیوندد تا تونلهای عمیقی زیر تپه ۶۰ در خط مقدم بلژیک حفر کند و با انفجار عظیم آن، موقعیت استراتژیک آلمانیها را نابود سازد. این درام جنگی با بازیگرانی چون بلا هیثکوت در نقش همسر اولیور و هریسون گیلبرتسون، ترکیبی از عشق، فداکاری و چالشهای فنی زیرزمینی را به تصویر میکشد و بر اساس وقایع تاریخی ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم چشمههای امید (۲۰۱۲) به کارگردانی دیوید فرانکل با بازی مریل استریپ، تامی لی جونز و استیو کارل، داستان زوجی میانسال به نامهای کِی و آرنولد را روایت میکند که پس از ۳۱ سال زندگی مشترک بدون شور و هیجان، برای نجات ازدواجشان به شهر کوچکی به نام امید بهارها (Hope Springs) سفر میکنند تا با دکتر فِلد، مشاور برجسته ازدواج، جلسات درمانی خصوصی داشته باشند؛ این کمدی-رمانتیک دلنشین به بررسی چالشهای روابط طولانیمدت، مسائل جنسی و عاطفی زوجها میپردازد و با طنزی ظریف و لحظاتی احساسی، تلاش آنها برای بازسازی عشق را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم برنی (۲۰۱۱) به کارگردانی ریچارد لینکلیتر، بر اساس داستان واقعی برنی تید (جک بلک) را روایت میکند؛ کمکمراسم محبوب و خوشبرخورد در شهر کوچک کارتاژ تگزاس که با بیوه ثروتمند و بداخلاق مارجوری نوگنت (شیرلی مکلین) وارد رابطهای پیچیده میشود. برنی پس از تحمل آزارهای مارجوری، او را به قتل میرساند و جسد را ماهها در فریزر خانه پنهان میکند، در حالی که جامعه محلی همچنان او را ستایش میکنند. دادستان محلی دِیوین ویلسون (متیو مککانهی) با چالش کشف جنایت و محاکمه برنی روبرو میشود و فیلم با طنزی سیاه، مرزهای اخلاق و عدالت را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «میکسد بای اری» (Mixed by Erry) محصول ۲۰۲۳ به کارگردانی جله ده جونگ با بازی ارری واینهارد، داستان واقعی نوجوانی ۱۹ ساله هلندی-سورینامی به نام اری را روایت میکند که در دوران قرنطینه کرونا با انتشار میکسهای موسیقی خلاقانه و ویروسی در تیکتاک به شهرت انفجاری میرسد؛ اما این موفقیت ناگهانی با چالشهای فشار روانی، انتظارات بیش از حد طرفداران، مشکلات خانوادگی و تلاش برای حفظ هویت شخصی همراه میشود و او را در مسیر رشد و بلوغی پرتلاطم قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم نبرد برج (۱۹۶۵) به کارگردانی کنت آناکین با بازی هنری فوندا در نقش ژنرال آمریکایی سرسخت، رابرت شاو به عنوان سرهنگ تانکسوار شجاع، رابرت رایان و تلی ساوالاس، روایتی حماسی از یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم در زمستان ۱۹۴۴ ارائه میدهد. نیروهای آلمانی به فرماندهی ژنرال هاسو فون مانتوفل با حمله غافلگیرانه به خطوط متفقین در جنگل آردن در بلژیک، تلاش میکنند تا پورت اشنور را تصرف کرده و متفقین را شکست دهند، اما ژنرال فوندا و نیروهایش با مقاومت جانانه، تانکهای شاهتوت آلمانی را در برف و مه متوقف میکنند و پیروزی نهایی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: شنبه سیاه (۱۹۶۳)، ساخته ماریو باوا، یکی از شاهکارهای کلاسیک ژانر وحشت ایتالیایی است که به صورت آنتولوژی از سه داستان مستقل تشکیل شده: در «تلفن»، زنی پارانوئید از تماسهای تهدیدآمیز یک قاتل سابق رنج میبرد؛ در «ووردالاک»، مردی به خونآشام تبدیل شده و خانوادهاش را تهدید میکند با بازی بوریس کارلوف در نقش اصلی؛ و در «قطره آب»، پرستاری با روح انتقامجوی زنی مصری روبرو میشود. بازیگران برجستهای چون لیدیا آلمانی، جاکومینا باکاردی و میشل مرسیه، این فیلم را به تجربهای فراموشنشدنی از ترسهای ماوراءطبیعی تبدیل کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «بوی» (۲۰۱۰) به کارگردانی تایکا وایتیتی با بازی جیمز رولستون و تایکا وایتیتی در نقشهای اصلی، داستان بوی ۱۱ ساله را روایت میکند که در تابستان ۱۹۸۴ در روستایی مائوری در نیوزیلند زندگی میکند و با برادر کوچکش و مادربزرگش، شیفته مایکل جکسون است و پدرش را به عنوان قهرمان افسانهای تصور میکند. وقتی پدر بیمسئولیت و تازه از زندان آزاد شده سرانجام بازمیگردد، بوی با واقعیتهای خشن زندگی بزرگسالی روبرو میشود و سفری احساسی از بلوغ، خیالپردازی و پذیرش هویت را تجربه میکند.