خلاصه داستان: فیلم «گریت» (۲۰۲۱) به کارگردانی دیوید آلبرت با بازی رانه اگرن در نقش اصلی، داستان دختری نوجوان به نام گریت را دنبال میکند که در آپارتمانی فرسوده با مادر و ناپدریاش زندگی میکند؛ بازگشت ناگهانی پدر بیولوژیکیاش جرقهای برای تنشهای عمیق خانوادگی، خشونت و کشف هویت شخصی میشود و گریت را درگیر سفری پر از درگیریهای احساسی و جسمانی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «استلا چطور شیطنتش را پس گرفت» محصول ۱۹۹۸ به کارگردانی کوین رادنی سالیوان با بازی درخشان آنجلا باست در نقش استلا پردی، زنی میانسال موفق اما خسته از زندگی یکنواخت و خانوادگیاش، و تای دیگز در نقش وینستون شیفر، مرد جوانی پرجنبوجوش، داستان سفری احساسی و رمانتیک را روایت میکند؛ استلا در تعطیلات جامائیکا با وینستون آشنا میشود و این رابطه غیرمنتظره او را به چالش میکشد تا با گذشتهاش روبرو شود، اعتماد به نفس از دست رفتهاش را باز یابد و دوباره شور و شوق زندگی را تجربه کند، در حالی که با تفاوت سنی، مسئولیتهای مادرانه و انتظارات اجتماعی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم چشم در آسمان (۲۰۱۵) به کارگردانی گاوین هود با بازی هلن میرن، آرون پال، الن میرن و بارکاد ابدی، داستان یک عملیات نظامی حساس را روایت میکند که در آن یک پهپاد بریتانیایی-آمریکایی بر فراز نایروبی کنیا مستقر شده تا رهبران ارشد القاعده را هدف قرار دهد، اما ورود ناگهانی یک دختر بچه بیگناه به محدوده حمله، زنجیرهای از تصمیمگیریهای پیچیده اخلاقی، حقوقی و سیاسی را در اتاقهای فرماندهی لندن و واشنگتن به راه میاندازد و مرزهای بین امنیت ملی و جان انسانها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «کاله نا هو» محصول ۲۰۰۳ به کارگردانی نیکیل آدوانی با بازی شاهرخ خان، پریتی زینتا و سیف علی خان، داستان عشقی عمیق و فداکارانه را در دل نیویورک روایت میکند؛ جایی که امان (شاهرخ خان)، جوانی سرزنده و بیمار لاعلاج، وارد زندگی ناینا (پریتی زینتا)، دختری افسرده و تنها، میشود و با انرژی بیپایان خود او را به زندگی بازمیگرداند، در حالی که تلاش میکند او را به دوستش روشن (سیف علی خان) نزدیک کند و عشق واقعی خود را پنهان نگه دارد تا شادی ناینا را تضمین کند، در سفری احساسی پر از خنده، اشک و درسهای زندگی.
خلاصه داستان: فیلم مشت خشم (۱۹۷۲) به کارگردانی لو وی با بازی بروس لی در نقش چن ژن، نورا میان و جیمز تیان، داستان جوانی مبارز را روایت میکند که پس از مرگ مرموز استادش در dojo چینی شانگهای اشغالی توسط ژاپنیها، برای انتقام خون استاد و مبارزه با تحقیر و سلطه نژادپرستانه ژاپنیها دست به یک سری درگیریهای رزمی خیرهکننده میزند و با مشتهای آهنینش نماد مقاومت ضداستعماری میشود.
خلاصه داستان: فیلم ژورنال ۶۴ (۲۰۱۸) به کارگردانی کریستوفر بو با بازی نیکولای لی کاس، فارس فارس و سونیا سورسن، داستان کارآگاهان دپارتمان کیو را دنبال میکند که پروندهای قدیمی از سال ۱۹۵۴ را باز میکنند؛ پروندهای درباره ناپدید شدن سه معلم از یک مدرسه شبانهروزی خاص که به یک شبکه گسترده فساد، شکنجه و جنایات جنسی علیه کودکان مرتبط است. کارآگاه کارل مورک و همکارانش با پیگیری سرنخهای مرموز، به توطئهای عمیق و تاریک در جامعه دانمارک میرسند که رازهای هولناکی از گذشته را آشکار میسازد و آنها را درگیر جنگی نفسگیر میکند.
خلاصه داستان: فیلم شب بخیر مامان (۲۰۱۴) به کارگردانی اولریش زیدل، داستان دو برادر دوقلو به نامهای الایاس و لوکاس را روایت میکند که پس از گذراندن تعطیلات تابستانی در خانه مادرشان در حومه اتریش، با بازگشت او روبرو میشوند که صورتش کاملاً با بانداژ پوشانده شده است. پسران که از تغییر رفتار سرد و عجیب مادر شوکه شدهاند، به تدریج متقاعد میشوند که این زن، مادر واقعیشان نیست و او را در خانه زندانی میکنند تا رازش را کشف کنند. سوزان ووست در نقش مرموز مادر و الایاس شوارتز و لوکاس شوارتز در نقش برادران دوقلو ایفای نقش میکنند و این فیلم ترسناک روانشناختی با بررسی تمهای هویت، روابط خانوادگی و جنون، جو خفقانآوری ایجاد میکند.
خلاصه داستان: فیلم در تاریکی (۲۰۱۱) به کارگردانی آگنیژکا هولند و با بازی روبرت ویچکیویچ در نقش لئوپولد سوها، کینگا پرایس و ماریا ولبرانسکا، بر اساس داستان واقعی یک لولهکش لهستانی به نام سوها در دوران اشغال نازیها در شهر لودز روایت میشود که به طور اتفاقی گروهی از یهودیان فراری را در تونلهای تاریک و مرطوب فاضلاب شهر پنهان میکند و با وجود خطرات جانی و اخلاقی پیچیده، برای نجات آنها از مرگ حتمی مبارزه میکند و روابط انسانی عمیقی میان آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: در فیلم پنهان و جستجو (۲۰۰۵) به کارگردانی جان پولسون، رابرت دنیرو در نقش دیوید کالاوی ظاهر میشود که پس از خودکشی همسرش، با دختر هفتسالهاش امیلی (داکوتا فنینگ) به خانهای روستایی دورافتاده نقل مکان میکند تا زندگی جدیدی بسازد. اما امیلی از دوست خیالی مرموزی به نام چارلی سخن میگوید که شیطنتهایش به سرعت به تهدیدهای وحشتناکی تبدیل میشود و دیوید را وادار به کشف رازهای تاریک گذشته خود و همسرش میکند، در حالی که مرز بین واقعیت و توهم محو میشود و تنش روانی به اوج میرسد.