خلاصه داستان: دو دنیا با یکدیگر برخورد می کنند که دوستی غیرمحتملی بین یک مرد بی خانمان خوش بین به نام آدام و یک عروس جوان خسته به نام امیرا شکل می گیرد و متوجه می شوند که هر دو برای بردن یک میلیون دلار بازی می کنند و توافق می کنند که سهم برنده هال را تقسیم کنند...
خلاصه داستان: زندگی افراد متعددی در هم تنیده می شود که آنها زندگی خود را به روش های منحصر به فرد خود می گذرانند و درگیر اعمالی می شوند که جامعه به عنوان یک کل ممکن است در جستجوی ناامیدانه برای ارتباط انسانی آزاردهنده باشد.
خلاصه داستان: رقابتها، رازهای تاریک و تنشهای جنسی زمانی پدیدار میشوند که سه دوست صمیمی خود را در یک قایق تفریحی در وسط اقیانوس سرگردان میبینند که از جان گذشته هستند.
خلاصه داستان: ملانی، 16 ساله، با مادرش زندگی می کند. او به مدرسه رفتن، دوستانش، نواختن ویولن سل را دوست دارد و می خواهد دنیا را تغییر دهد. اما وقتی در اینترنت با پسری آشنا میشود و عاشق او میشود، دنیای او تغییر میکند و به تدریج توسط داعش جذب میشود. سونیا 17 ساله است و تقریباً کاری غیرقابل برگشت انجام داد تا به خانوادهاش جایی در بهشت «تضمین» کند. این دختران نوجوان ممکن است آنائیس، مانون یا لیلا نام داشته باشند و یک روز ممکن است همه آنها تا حدودی روند استخدام را پایین بیاورند. اما آیا آنها هرگز می توانند از آن برگردند؟