خلاصه داستان: داستان این سریال درباره بازیگر مرد مشهوری است که مجبور است در ماه به مدت یک هفته در نقش و شخصیت جدیدی زندگی کند و زندگی او بعد از دیدن زنی زیبا که در یک شرکت هواپیمایی کار میکند عوض می شود. البته آن زن نیز برخلاف ظاهرش زندگی دچار بیماری خاصی با اختلال تشخیص چهره می باشد. این دو پس از آشنایی
خلاصه داستان: تد لاسو؛ سریالی ورزشی کمدی محصول شبکه اپل تی وی پلاس و بازیگری جیسون سودیکیس است. داستان زندگی «تد لاسو» مربی فوتبال که در بالاترین سطح فوتبال انگلستان مربیگری تیم پر حاشیه لندنی را برعهده میگیرد…
خلاصه داستان: در این مجموعه با معروف ترین ابر قهرمان جهان و محبوب ترین خبرنگار در کتاب های کمیک همراه خواهید شد. آن ها با استرس، فشار و مشکلات ناشی از پدر و مادر بودن در جامعه ی امروزی دست و پنجه نرم می کنند…
خلاصه داستان: سایه و استخوان؛ سریالی فانتزی ساخته اریک هیزرر بر اساس رمانی به همین نام از لی باردوگو است. یک جوان پس از جدایی از هر آنچه که میشناخت، باید بهعنوان یک سرباز ارتشی تشکیلشده از افراد جادویی مشغول سفر شود. او آرامآرام میفهمد که در جهان پرشده از افراط پیرامون او، همه همزمان میتوانند دشمن و همراه باشند. او درک میکند که تقریبا هیچچیز و هیچکس در این جهان، در حقیقت به شکلی نیستند که در ابتدا به نظر میرسند. او مشغول تلاش برای افزایش توانایی خود در استفاده از قدرت جادویی شده است…
خلاصه داستان: یو سه پونگ یک پزشک سلطنتی است که پس از یک توطئه از قصر اخراج می شود. او به روستای گیسو می رود. در آنجا با یون وو و کی جی هان آشنا می شود. او کم کم تبدیل به پزشکی می شود که نه تنها جسم بیماران بلکه دردهای روحی مردم را درمان می کند…
خلاصه داستان: داستان در سال 2138 اتفاق می افتد ، عصری که در آن بازی های واقعیت مجازی در اوج خود هستند. روزی یک بازی آنلاین محبوب به نام ایگدراسیل را تعطیل می کنند اما شخصیت اصلی داستان “مومونگا” تصمیم میگیرد از بازی خارج نشود. مومونگا به عنوان قوی ترین جادوگر به شکل یه اسکلت در می آید. جهان به عوض شدن ادامه می دهد و شخصیت های غیر بازیکن (NPC) ها دارای احساسات می شوند. مومونگا بدون والدین یا دوستی یا موقعیتی در جامعه ، تلاش می کند تا بر جهان تازه ای که بازی بوده چیره شود.
خلاصه داستان: اوغوز یک زن جوان مبتلا به فراموشی به نام دفنه را نجات داده است که او را به خانه خود می آورد. اما زمانی که دفنه حافظه خود را بازیابی می کند، متوجه می شود که او یک کلاهبردار بوده که باید مخفی بماند.
خلاصه داستان: یک طرفدار جوان راه خود را به اتاق خبر یک مجری کارکشته مانور می دهد اما به زودی با جنبه تاریک جاه طلبی، حسادت و میل به دیده شدن مواجه می شود.