خلاصه داستان: این سریال حول محور شخصیت قدرتمند جامعه سوریه به نام الحکم است که فعالیت های غیرقانونی از جمله قاچاق مواد مخدر انجام می دهد. تمام نقشه های او توسط زنی که به دنبال انتقام قتل او است فاش می شود ...
خلاصه داستان: جین مارپل که با نام خانم مارپل (یا دوشیزه مارپل) نیز شناخته میشود، یکی از شخصیت های داستانی نویسنده انگلیسی جنایی نویس، آگاتا کریستی است. او زن مسن تنهایی است که برای تفنن به حل مسائل جنایی می پردازد
خلاصه داستان: وقتی یک آهنگساز عاشق یک پیشخدمت مرموز می شود، به سرعت متوجه می شود که ملاقات آنها بخشی از یک ترفند انتقام جویانه برای متهم کردن او به قتل است.
خلاصه داستان: قیام عثمان درباره مبارزات داخلی و خارجی عثمان و چگونگی تأسیس و کنترل سلسله عثمانی است. این سریال مبارزات او را علیه بیزانس و مغول ها نشان میدهد که چگونه توانست استقلال خود را از سلطان رام تأمین کند تا یک کشور مستقل برقرار کند و …
خلاصه داستان: این سریال داستان یک زن و سه دخترش که سعی میکنند قوی باشند را بیان میکند. اینجی که یکی از این سه خواهر است با دکتر اویگار آشنا میشود و علیرغم دشمنی که با مردها دارد بالاخره گاردش را میاندازد و عاشق همدیگر میشوند ولی موانع زیادی جلوی عشقشان وجود خواهد داشت…
خلاصه داستان: تارا، دختری مجرد در ایران با وضعیتی ظالمانه روبرو می شود و سعی می کند در جامعه ای آشفته، زندگی خود را پس بگیرد و استقلال خود را پس بگیرد.
خلاصه داستان: تشکیلات ، نام سریالی اکشن و غمانگیز میباشد که توسط یاووز آلپ آکایدین و کچه ساخته شده است. پس از وقوع یک انفجار تروریستی در آنکارا پایتخت ترکیه، ماموران سازمان اطلاعات و امنیت ملی ترکیه با به خطر انداختن جان خود، تلاش می کنند نیروهای پشت این حمله را شناسایی و آنها را نابود کنند و…
خلاصه داستان: سریال رودخانه بکر به کارگردانی سو تنی در سال 2019 توسط کشور آمریکا در ژانر عاشقانه ساخته شده است.کالین لارنس و بنجامین هالینگوورث در آن حضور دارند. پس از دیدن آگهی برای یک ماما ، یک پرستار بزرگ شهر که به تازگی بیوه شده است، به جنگل های سرخ درخت شمال کالیفرنیا نقل مکان می کند ، جایی که با یک مرد جذاب آشنا می شود..
خلاصه داستان: دزدیدن از ثروتمند و کمک به فقیر، هنوز هم بین مردم یک داستان قهرمانی است یا دیگر قهرمان همهی ما، حتی فقیرترینمان هم، خود پول است؟ فرهان پول رشوهبگیرها، کلاهبردارها و کسانی که با غارت چیزهایی که حقشان نبوده ثروتمند شدند را میدزدد و با آن پول به جوانهای فقیر محلهشان کمک میکند و خرج تحصیلشان را میدهد و به خانوادههایشان کمک میکند ولی یک مرگ غیرمنتظره تمام زندگی او را متزلزل میکند. فرهان وقتی میفهمد نمیتواند بعنوان فرهان با ناحقیها بجنگد، خود را اورهان جا میزند…