خلاصه داستان: خانواده کرود، آخرین انسانهای باقیمانده روی زمین، در غاری زندگی میکنند که توسط پدر خانواده، گرگ، به شدت محافظت میشود. او معتقد است که هرگونه ماجراجویی در دنیای بیرون، مرگبار است و تنها قانونش این است: «هرگز از غار بیرون نرو!». اما دختر نوجوانش، ایپ، که کنجکاو و ماجراجوست، از این زندگی یکنواخت خسته شده و مشتاق کشف دنیای اطراف است. زمانی که یک زمینلرزه بزرگ غارشان را ویران میکند، خانواده کرود مجبور میشوند برای اولین بار وارد دنیایی ناشناخته و پر از خطر شوند. در این سفر پرماجرا، آنها با یک پسر باهوش و خلاق به نام «گای» آشنا میشوند که با ایدههای نوآورانهاش (مانند «آتش» و «کفش») دنیای آنها را دگرگون میکند. گرگ که در ابتدا با گای مخالف است، به تدریج متوجه میشود که برای بقا در این دنیای جدید، باید یاد بگیرد که تغییر کند و به خانوادهاش اعتماد کند. این انیمیشن کمدی-ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۳، به کارگردانی کریس سندرز و کرک د میکو، با صداپیشگی ستارگانی چون نیکلاس کیج، اما استون و رایان رینولدز، داستانی سرگرمکننده و احساسی درباره اهمیت خانواده، پذیرش تغییر و غلبه بر ترسها را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی و درام محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی اسپن هورنبای، داستان دانشجویی به نام نیکولای را روایت میکند که پس از یک حادثه مرموز نامرئی میشود و در وضعیتی بین مرگ و زندگی گرفتار میگردد. او که تنها توسط دختری به نام آنیا قابل مشاهره است، باید قبل از اینکه برای همیشه ناپدید شود، راز مرگ خود را کشف کرده و به زندگی بازگردد. این فیلم بر پایه رمانی از ماتس وال به همین نام ساخته شده و بازیگرانی چون پال سوور هوگن، ماریا آلما و دنیل ادوارد اسپن در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند. داستان به شکلی جذاب مفاهیم زندگی، مرگ و ارتباطات انسانی را در قالب یک ماجراجویی فراطبیعی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی تاد ویلیامز و با بازی جف بریجز، کیم بیسینگر و جان فاستر است. داستان زندگی زوجی نویسنده به نامهای تد و ماریون کول را روایت میکند که پس از مرگ دو پسرشان در یک سانحه رانندگی، درگیر بحران عاطفی عمیقی شدهاند. آنها تصمیم میگیرند برای مدتی از هم جدا زندگی کنند و تد که یک نویسنده مشهور کتابهای کودکان است، از یک جوان دانشجو به نام ادی به عنوان دستیار شخصی خود استفاده میکند. ورود ادی به خانه تد، باعث آشکار شدن رازهای پنهان و تنشهای موجود در خانواده میشود و روابط پیچیده عاطفی بین آنها شکل میگیرد که همگی تحت تأثیر غم از دست دادن فرزندان قرار دارد.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی روانشناختی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی رند راویک و با بازی جانی دپ و شارلیز ترون است. داستان درباره فضانوردی به نام اسپنسر آرماکوست (جانی دپ) است که پس از یک مأموریت فضایی مرموز که در آن برای دو دقیقه ارتباطش با زمین قطع میشود، به خانه بازمیگردد. همسرش جیلیان (شارلیز ترون) که معلم مدرسه است، به تدریج متوجه تغییرات عجیبی در رفتار و شخصیت شوهرش میشود. اسپنسر که قبلاً مردی مهربان و عاشق بود، اکنون رفتاری سرد و مرموز از خود نشان میدهد و به نظر میرسد که موجودی کاملاً متفاوت شده است. جیلیان باردار میشود و به زودی متوجه میگردد که این تغییرات ممکن است پیوندی با موجودات فرازمینی داشته باشد. او با کمک یک کارآگاه سابق به نام شرمن (جو مورتون) تلاش میکند تا حقیقت آنچه در فضا برای شوهرش رخ داده را کشف کند و از خود و فرزندانش در برابر تهدیدی فرازمینی محافظت نماید.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره لزلی، زنی الکلی و تنها در تگزاس است که سالها پیش برنده لاتاری دو میلیون دلاری شده بود، اما تمام پول را در طول سالها به دلیل اعتیادش از دست داده است. حالا او بیخانمان و ورشکسته، سعی میکند با بازگشت به شهر زادگاهش و روبرو شدن با گذشتهاش، زندگی خود را دوباره بسازد. در این راه با مردی مهربان به نام اسوینی آشنا میشود که به او فرصت دوباره میدهد، اما لزلی باید با اعتیاد و اشتباهات گذشته خود مقابله کند تا بتواند اعتماد خانواده و دوستانش را بازگرداند.
خلاصه داستان: در سال ۱۶۳۰ نیوانگلند، خانواده یک کشاورز مسیحی پس از اخراج از مزرعه خود در یک کلونی، به حاشیه یک جنگل بزرگ و اسرارآمیز نقل مکان میکنند. اما آرامش آنها با ناپدید شدن ناگهانی نوزاد تازه متولد شدهشان، ساموئل، در حالی که تحت مراقبت دختر بزرگ خانواده، توماسین، بوده است، به هم میریزد. با گذشت زمان، اتفاقات عجیب و ترسناکی در اطراف خانواده رخ میدهد: محصولاتشان از بین میرود، دامهایشان به طرز مرموزی میمیرند و فرزندان یکی پس از دیگری دچار توهمات و حملات وحشتآور میشوند. خانواده که درگیر ترس و بدگمانی شدهاند، به تدریج یکدیگر را متهم به جادوگری میکنند و این سوءظنها به ویژه متوجه توماسین میشود. در حالی که پدر خانواده، ویلیام، سعی در حفظ ایمان و یکپارچگی خانواده دارد، مادر، کاترین، در غم از دست دادن نوزادش به مرز جنون نزدیک میشود و پسران دوقلو، مرسی و جونااس، شاهد رؤیاهای شیطانی هستند. آنها که در انزوای کامل به سر میبرند، باور دارند که یک نیروی شیطانی در جنگل در حال تسخیر روح و جانشان است. فیلم ترسناک «جادوگر» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی رابرت اگرز، با بازی آنیا تیلور-جوی در نقش توماسین، رالف اینسون، کیت دیکی و هاروی اسکریمشایر، داستانی هولناک از ترس، خرافات و فروپاشی یک خانواده در مواجهه با نیروهای ماوراءالطبیعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ترک ۱۴۳» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی پل کاتانئو، روایتگر داستان واقعی و دردناک خانواده ای است که در جریان انفجار بمب در بازیهای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، فرزندشان را از دست میدهند. این فیلم که با بازیگری درخشان اریک بانا در نقش جان و جولیا بلاک در نقش برندا، والدین این کودک، همراه است، به بررسی فرآیند غم و اندوه، خشم و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک فاجعه بزرگ میپردازد. داستان بر پایه خاطرات واقعی جان و برندا و تجربیاتشان از این حادثه تروریستی و پیامدهای ویرانگر آن بر زندگی شخصی و خانوادگیشان بنا شده است. فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، مراحل مختلف سوگواری، از انکار و خشم تا پذیرش و یافتن معنای جدیدی برای زندگی را به تصویر میکشد و مخاطب را با احساسات عمیق این خانواده همراه میکند.
خلاصه داستان: یک فروشنده کتاب یهودی در نیویورک سال ۱۹۷۶، برای کمک به دوستان نویسندهاش که در لیست سیاه هالیوود قرار گرفتهاند، پیشنهاد میدهد که آثارشان را به نام او منتشر کنند. او که «صورت» یا Front این نویسندگان میشود، به تدریج در دنیای تلویزیون غرق شده و با موفقیت و شهرت ناگهانی مواجه میشود. اما زمانی که تحقیقات کمیته فعالیتهای ضدآمریکایی آغاز میشود، او باید بین حفظ زندگی مرفه جدیدش و دفاع از اصول و دوستانش یکی را انتخاب کند. وودی آلن در این درام تاریخی که خودش نیز در آن نقش آفرینی کرده، به همراه کارگردان مارتین ریت، داستانی جذاب از شجاعت، فداکاری و هزینههای مقاومت در برابر مککارتیسم را روایت میکند.
خلاصه داستان: مردی جوان به نام اسحاق برای عکاسی از دختری تازه درگذشته به نام آنخلکا به خانه خانواده او دعوت میشود. در حالی که اسحاق از آنخلکا در تابوتش عکس میگیرد، ناگهان تصویر او در منظرهیاب دوربین زنده به نظر میرسد و حتی به او لبخند میزند. این اتفاق آغازگر وسواسی عمیق در اسحاق است که او را درگیر رابطهای ماوراء طبیعی با روح آنخلکا میکند و مرزهای میان واقعیت و خیال را برای او محو میسازد. این فیلم که در سال ۲۰۱۰ توسط مانوئل دی اولیویرا، کارگردان پرتغالی، ساخته شده، داستانی شاعرانه و فلسفی را درباره عشق، مرگ و ادراک روایت میکند و با بازی ریچاردو ترینداد و پیلار لوپز دی آیالا، تماشاگر را به تأملی عمیق درباره ماهیت وجود دعوت مینماید.
خلاصه داستان: داستان این فیلم عاشقانه حول محور «سارا»، یک وارث ثروتمند و تحصیلکرده هنر، میچرخد که پس از مرگ پدربزرگش، برای فروش خانه مجلل خانوادگی به خانهی دوران کودکی خود بازمیگردد. در آنجا با «جیک»، یک نجار و تعمیرکار محلی که برای بازسازی خانه استخدام شده، آشنا میشود. سارا که در ابتدا قصد دارد هرچه سریعتر خانه را بفروشد و به زندگی مدرن خود بازگردد، به تدریج تحت تأثیر جیک، که عشق عمیقی به تاریخ و اصالت خانه دارد، قرار میگیرد. او از طریق جیک با خاطرات فراموششدهی دوران کودکی و ارزشهای واقعی زندگی آشنا میشود. درگیری اصلی داستان زمانی شکل میگیرد که یک توسعهدهنده ثروتمند قصد خرید خانه و تبدیل آن به یک مجتمع تجاری لوکس را دارد و سارا باید بین زندگی راحت و برنامهریزیشدهی قبلی خود و عشق تازهیافتهاش به جیک و حفظ میراث خانوادگی، یکی را انتخاب کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون «کیتی لوینگ» و «دنیل استاین»، داستانی کلاسیک از عشق، طبقه اجتماعی و پیدا کردن خانه واقعی در دل آدمها را به تصویر میکشد.