خلاصه داستان: فیلم کمدی «دیو چپل: مکاشفه پرنده» محصول سال ۲۰۱۷، یک اجرای استندآپ کمدی خصوصی از دیو چپل است که در تئاتر کمدی الایت در هالیوود به روی صحنه رفت. این ویژه برنامه که توسط استن لاتانزیو کارگردانی شده، در آن چپل با سبک منحصر به فرد خود به نقد مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روز آمریکا میپردازد. او با استفاده از طنز تلخ و هوشمندانه، موضوعاتی مانند جنبش «من هم»، رسواییهای هالیوود، نژادپرستی سیستماتیک و وضعیت فعلی کشور را به چالش میکشد. چپل در این اجرا داستانسراییهای پیچیدهای را ارائه میدهد که بیننده را به تفکر وامیدارد و در عین حال با شوخیهای خود او را میخنداند. این برنامه به عنوان یکی از عمیقترین و بحثبرانگیزترین کارهای چپل شناخته میشود که در آن او مرزهای کمدی را جابجا کرده و حقیقتهای ناخوشایند را با طنز بیان میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، دنیای پساآخرالزمانی توسط ماشینهای هوشمند به رهبری اسکای نت تسخیر شده است. جان کانور (کریستین بیل)، رهبر مقاومت انسانی، باید با ارتش رباتهای کشنده مبارزه کند. هنگامی که مارکوس رایت (سام وورثینگتون)، یک سرباز مرموز با گذشتهای تاریک، ظاهر میشود، جان متوجه میشود که سرنوشت بشریت به تصمیم او برای اعتماد کردن یا نکردن به این غریبه بستگی دارد. این فیلم که توسط مکجی کارگردانی شده و در سال ۲۰۰۹ ساخته شده، چهارمین قسمت از فرنچایز نابودگر است و داستانی حماسی از جنگ میان انسان و ماشین را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک سرباز جنگ داخلی به نام کارولین به همراه گروهی از شکارچیان خبره، مأمور تعقیب و دستگیری یک کشیش سابق و مرموز به نام گیدئون را بر عهده میگیرد. این تعقیب و گریز نفسگیر از کوهستانهای پوشیده از برف «سیرا نوادا» آغاز میشود و تا بیابانهای سوزان و بیآب و علف «نوادا» ادامه مییابد. گیدئون که به نظر میرسد مهارتهای بقا و جنگیدن فوقالعادهای دارد، با تمام توان در حال فرار است و کارولین نیز با تعهدی راسخ به دنبال اوست. با پیشروی داستان، رازهای تاریک گذشته این دو مرد و انگیزههای واقعی این تعقیب مرگبار آشکار میشود. فیلم «سقوط سِرفیم» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید فون آنکن و با بازی درخشان پیرس برازنان در نقش گیدئون و لیام نیسون در نقش کارولین، داستانی حماسی از انتقام، بخشش و نبرد انسان در برابر طبیعت خشن و همچنین در برابر شرارت درونی خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک، گروهی از کارگران کارخانه که از شرایط سخت کاری و دستمزد ناچیز خود به ستوه آمدهاند، با هم پیمان میبندند تا با جمعآوری پول و خرید بلیت بختآزمایی، شانس خود را برای تغییر زندگیشان امتحان کنند. اما زمانی که یکی از بلیتهای آنها برنده میشود، طمع و حرص، دوستیهای دیرینه را به چالش میکشد و هر یک از آنها برای به دست آوردن سهم خود از جایزه، دست به اقدامات غیرمنتظرهای میزنند. این فیلم که با بازی بازیگرانی توانمند ساخته شده، داستانی جذاب و پرکشش درباره آزمون وفاداری، دوستی و ارزش واقعی پول در مواجهه با وسوسههای بزرگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۹۰، داگلاس کوئید (آرنولد شوارتزنگر)، کارگر ساختمانی ساده در زمینی که تنها دو ایالت باقی مانده است، از زندگی یکنواخت خود خسته شده و رویای سفر به مریخ را در سر میپروراند. او برای تجربهای متفاوت به شرکت «ریکال» مراجعه میکند تا خاطرات یک سفر تخیلی به مریخ را در ذهنش کار بگذارند، اما این کار به ظاهر ساده، تمام زندگی او را زیر و رو میکند. کوئید ناگهان متوجه میشود که ممکن است یک مأمور مخفی به نام «هاوزر» باشد که خاطراتش پاک شده و هویت جدیدی برایش ساخته شده است. او به سرعت توسط نیروهای امنیتی به رهبری کوهاگن (رانی کاکس) تحت تعقیب قرار میگیرد و در این میان با زنی مرموز به نام ملینا (ریچل تیکوتین) روبرو میشود که ادعا میکند او را از گذشته میشناسد. حالا کوئید باید برای نجات جان خود و کشف حقیقت هویت واقعیاش، به مریخ سفر کند و با توطئهای بزرگ که کل ساکنان این سیاره را تهدید میکند، روبرو شود. این فیلم علمی-تخیلی اکشن به کارگردانی پل ورهوون، با بازی شوارتزنگر، تیکوتین و شارون استون، داستانی پیچیده و پر از اکشن را درباره هویت، واقعیت و توهم روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «شیطان عشق» (Ein Unding der Liebe) به کارگردانی کارل فرولیش و با بازی لی دیویس و ویلیام دیترله، داستانی از عشق ممنوعه و فداکاری را روایت میکند. در این فیلم، یک دختر جوان با یک مرد متأهل آشنا شده و عاشق او میشود. با وجود موانع اخلاقی و اجتماعی، عشق آنها به تدریج عمیقتر میشود. اما زمانی که مرد تصمیم میگیرد برای همیشه با او بماند، دختر به دلیل عشق عمیقی که به او دارد، از او میخواهد که به زندگی خود بازگردد تا خانوادهاش را نجات دهد. این فیلم که در سال ۱۹۲۹ ساخته شده، یکی از آثار مهم سینمای آلمان در دوران گذار به سینمای ناطق است و به بررسی پیچیدگیهای روابط انسانی و تضاد میان عشق و وظیفه میپردازد.
خلاصه داستان: یک دندانپزشک خوششانس به نام چارلی لوگان (با بازی دین کوک) متوجه میشود که هر زنی که با او رابطه برقرار میکند، بلافاصله پس از جدایی، مرد رویاهایش را پیدا کرده و ازدواج میکند. این شهرت او را به یک مقصد محبوب برای زنان ناامید تبدیل میکند. اما زمانی که چارلی عاشق کیم (جسیکا آلبا) میشود، با یک معضل مواجه میشود: آیا باید او را رها کند تا خوشبخت شود یا برای حفظ عشق خود تلاش کند؟ این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی مارک هلفریک و با بازی دن فوگلر در نقش بهترین دوست چارلی، داستانی طنزآمیز از عشق، شانس و انتخابهای دشوار را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «افسر خندان» محصول سال ۱۹۳۱ به کارگردانی ارنست لوبیچ و با بازی موریس شوالیه، کلودت کولبرت و میریام هاپکینز، داستان افسر خوشمشربی به نام نیکی را روایت میکند که در وین با نوازندهای زیبا به نام فرانزی آشنا شده و عاشق او میشود. اما زندگی او زمانی دستخوش تغییرات بزرگی میشود که شاهزاده خانمی از کشوری کوچک به نام فلوسنتیا به او دل میبندد و پادشاه برای حفظ آبروی دخترش، نیکی را مجبور به ازدواج با او میکند. نیکی که نمیتواند فرانزی را فراموش کند، در دربار غریب و سرد فلوسنتیا گرفتار میشود و شاهزاده خانم جوان نیز به دلیل نادیده گرفته شدن توسط همسرش، غمگین و افسرده میماند. این فیلم موزیکال کمدی با ترانههای به یاد ماندنی و بازی درخشان بازیگرانش، داستانی طنزآمیز از عشق، ازدواج اجباری و تلاش برای یافتن شادی در شرایط دشوار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «تیغههای آتشین» (Tropic Thunder) محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی بن استیلر، کمدی اکشن طنزی است که صنعت هالیوود را به باد انتقاد میگیرد. داستان حول گروهی از بازیگران خودشیفته و پرزرق و برق به نامهای تاج اسپید (بن استیلر)، جف پورتبوی (جک بلک) و کرک لازاروس (رابرت داونی جونیور) میگردد که برای ساخت بزرگترین فیلم جنگی تاریخ به جنگلهای جنوب شرقی آسیا فرستاده میشوند. اما وقتی تهیهکننده بیرحم فیلم (تام کروز) تصمیم میگیرد آنها را در شرایط واقعی جنگی رها کند تا صحنههای طبیعیتری بگیرند، بازیگران ناآگاهانه درگیر گروههای مسلح واقعی میشوند و برای زنده ماندن باید از تمام مهارتهای بازیگری خود استفاده کنند. این فیلم با حضور ستارههایی چون استیو کوگان، جی باروشل و متیو مککانهی، هجو بیپروایی از فرهنگ سلبریتی و تولیدات هالیوودی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم اکشن و هنرهای رزمی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی رزا و با بازی رزا، ریک یون، دیوید باتیستا، لوئیس تان و جیمی چان است. داستان در چین باستان و در دهکده جنگلی به نام جنگل آهن رخ میدهد، جایی که یک آهنگر سیاهپوست (رزا) که اسلحههای مرگبار میسازد، درگیر جنگ بین قبیلههای مختلف میشود. هنگامی که طلای امپراتور توسط یک جنگجوی خائن به نام سیلور لیون (ریک یون) دزدیده میشود، آهنگر باید با کمک جنگجویان وفادار و یک مامور مخفی امپراتور، طلا را بازپس بگیرد و از فاجعه جلوگیری کند. در این راه، او با استفاده از مهارتهای خود، اسلحههای افسانهای میسازد و در نبردهای مرگبار شرکت میکند.