خلاصه داستان: شهر مردان داستان دو دوست صمیمی به نامهای آسیس و مانو را روایت میکند که در محلهای فقیرنشین در ریو دو ژانیرو بزرگ شدهاند و در تلاش برای یافتن هویت و جایگاه خود در جامعهای پر از خشونت و جنایت هستند. این فیلم به کارگردانی فرناندو میرلس و با بازی دو بازیگر نقش اصلی، داستانهای شخصی آنها را در بستر تاثیرگذاری از فقر، بیکاری و فعالیتهای باندی در هم میتند و به بررسی روابط پیچیده خانوادگی، دوستی و مسئولیتپذیری در میان جوانان این مناطق میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «مرغ کُشتی» (Chicken Run) که در سال 2000 به کارگردانی پیتر لرد و نیک پارک ساخته شد، داستان گروهی از مرغهای ساکن یک مزرعه را روایت میکند که در انتظار سرنوشتی تلخ در دستگاه سوخاری صاحبشان هستند. با ورود «راکی»، خروسی ماجراجو و پرندهای که از ترسش از دستگاه فرار کرده، امیدی تازه در دل «جری»، مرغی سرکش و باهوش زنده میشود. جری با دیدن توانایی راکی در پرواز، نقشهای جسورانه برای نجات جان همه مرغها میکشد: آموزش پرواز به آنها تا بتوانند از مزرعه بگریزند. اما در این میان، خطری بزرگتر در کمین است؛ «خانم توبی»، صاحب مزرعه، که با نقشههای شیطانی و دستگاه سوخاری غولپیکرش، قصد دارد تا آخرین مرغ را هم به سوخاری تبدیل کند.
خلاصه داستان: فیلم غریزه (Instinct) به کارگردانی هنری هاثورن و بازی آنتونی هاپکینز و کیسی افلک در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. داستان درباره روانشناسی به نام ایتن پاول است که به جرم قتل به زندان محکوم شده اما هیچ حرفی برای گفتن ندارد تا اینکه دکتر تئودور گریک برای بررسی پروندهاش به زندان میآید و متوجه میشود که او حقایقی عمیق درباره ذات انسان و حیوانات کشف کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «دل دیوانه» (Crazy Heart) به کارگردانی اسکات کوپر و با بازی درخشان جف بریجز در نقش بیگل کانری، خوانندهٔ مشهور موسیقی کانتری است که در اواخر دههٔ ۴۰ زندگی خود، با مشکلات حرفهای، مالی و اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند. او که در حاشیهٔ شهرهای کوچک آمریکا کنسرتهای نامنظمی برگزار میکند، با خبرنگار جوانی به نام جین (با بازی مگی جیلنهال) آشنا میشود که رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد و امیدی تازه برای نجات زندگیاش پدیدار میشود. اما این رابطه و موفقیت مجدد، او را در برابر چالشهای عمیقتری قرار میدهد که نیازمند رویارویی با گذشته و تغییری اساسی است.
خلاصه داستان: فیلم «اینتیمیسی» (Intimacy) به کارگردانی پاتریس شرو در سال 2001 ساخته شده و بازیگرانی چون کیرا نایتلی و اسکات اسپیدمن در آن به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره زنی جوان به نام «کلر» است که در یک کافه با مردی به نام «جی» آشنا می
خلاصه داستان: فیلم روز روشن (Daylight) به کارگردانی راب کوهن و با بازی سیلوستر استالونه در سال 1996 ساخته شده است. داستان این فیلم درباره یک گروه از مسافران است که پس از انفجاری در یک تونل زیردریایی در نیویورک، در دل زمین گرفتار میشوند. سیلوستر استالونه در نقش کیت لاتوره، رانندهای باتجربه که در گذشته مرتکب اشتباهی شده، ظاهر میشود و تلاش میکند تا بازماندگان را نجات دهد. این فیلم پر از صحنههای اکشن و هیجانانگیز است که تلاش انسان برای بقا در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ژرمنال (Germinal) یک فیلم درام تاریخی به کارگردانی کلود بری با بازی میو-میو، ریچارد بورژ، جرارد دیپاردیو و برنار ژیرود است. این فیلم که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد، داستان کارگران معدن زغال سنگ در شمال فرانسه در اواخر قرن نوزدهم را روایت میکند که برای دستمزد عادلانه و شرایط کاری بهتر دست به اعتصاب میزنند.
خلاصه داستان: فیلم «فریاد» به کارگردانی میکلآنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۵۷ ساخته شده است. داستان درباره آدریانو (با بازی استیو کوکوآ) مردی است که پس از ترک معشوقهاش به دلیل مشکلات اقتصادی، در جستجوی کار و آرامش روانی در مناطق صنعتی شمال ایتالیا سفر میکند. او در این مسیر با زنان و افراد مختلفی مواجه میشود که هر یک به نوعی درگیر بحرانهای وجودی و اجتماعی خود هستند. این سفر پر فراز و نشیب، او را به تدریج به سمت ناامیدی و فروپاشی روحی سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «Chicuarotes» به کارگردانی برایان یازک در سال 2019 منتشر شد. این فیلم داستان دو نوجوان به نامهای سرخیو و والنتین را روایت میکند که در حاشیه شهر مکزیکوسیتی زندگی میکنند. آنها برای فرار از فقر و بیآیندگی، نقشه سرقت از یک خانه را طراحی میکنند، اما این نقشه باعث میشود وارد دنیایی از خشونت و عواقب غیرمنتظره شوند.
خلاصه داستان: سریال انیمه «دارلینگ در فرانکس» (Darling in the Franxx) در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آتسوشی ناکایاما و توشیکازو یاسوئو ساخته شد. این انیمه داستان نوجوانی به نام هیرو را روایت میکند که زمانی خلبان نابغهای بود اما اکنون تواناییهایش را از دست داده و توسط جامعه طرد شده است. در این دنیای پسا-آخرالزمانی، بشریت برای بقا به مبارزه با موجودات غولپیکری به نام «کایزو» با استفاده از رباتهای غولپیکری به نام «فرانکس» وابسته است. هیرو بهطور اتفاقی با دختری مرموز به نام «Zero Two» (زیرو تو) ملاقات میکند که نیمی از DNA او از یک کایزو است و به عنوان «مجرم» شناخته میشود. هیرو و زیرو تو با همکاری یکدیگر، به عنوان یک تیم قدرتمند به نام «دارلینگ» تبدیل میشوند و در کنار دیگر نوجوانان، مبارزه برای نجات بشریت را آغاز میکنند.