خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴، در خاک قبرس، یک گروه از مردم قبرسی ترک به رهبری یک جوان شجاع، در تلاش برای دفاع از خانوادهها و سرزمینشان در برابر حملهی یونانیها، به یک مبارزهی اسطورهای میپردازند. آنها با شجاعت و ایمان، با محدودیتهای تسلیحاتی و تعدادی اندک، تصمیم میگیرند تا با تمام قدرت خود در مقابل دشمن بایستند و حقوق مسلم قبرسی ترکها را حفظ کنند. این فیلم بر اساس وقایع واقعی جنگ قبرس ساخته شده و به تصویر کشیدن شجاعت و ایثار مردم قبرس در یکی از تاریکترین روزهای کشور میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از مارینها در یک ماموریت خطرناک در منطقهای نزدیک به مرز عراق و سوریه گیر افتادهاند. آنها باید با استفاده از تجهیزات محدود و در شرایط بحرانی، از دست تکفیریها فرار کنند و به پایگاه خود بازگردند. در این بین، یکی از مارینها به نام "جک" با یک دختر بومی به نام "لمیا" آشنا میشود که به او کمک میکند تا از دام تکفیریها بیرون بیاید. در نهایت، با کمک لمیا و شجاعت جک، گروه موفق میشوند به پایگاه خود بازگردند و ماموریت را به پایان برسانند.
خلاصه داستان: در سال 1987، در شهری کوچک در ایالت آیداهو، یک مادر تنها با دو فرزندش زندگی میکند. پسر بزرگتر، چارلز، یک نوجوان 15 ساله است که با مشکلات خانوادگی و احساس تنهایی دست و پنجه نرم میکند. او به دنبال یک راه برای فرار از واقعیت سخت زندگی خود است. یک روز، چارلز به طور اتفاقی با یک موجود مرموز و دوستداشتنی مواجه میشود که او را به یک سفر خیالانگیز و پرماجرا میبرد. این سفر او را به درک عمیقتری از زندگی، عشق و خانواده راهنمایی میکند.
خلاصه داستان: در سال 1945، در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، یک گروه از سربازان آمریکایی در جنگلهای آلمان درگیر نبردی سخت با نیروهای آلمانی میشوند. در این میان، یک جوان سرباز به نام "مارک" با مواجهه با وحشتناکیهای جنگ، به دنبال راهی برای نجات همتیمیهایش و بازگشت به خانه میگردد. در حالی که زمان در حال سپری شدن است و امید به زنده ماندن کمتر میشود، مارک باید تصمیمهای سختتری بگیرد تا زندگی خود و همتیمیهایش را حفظ کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زن جوان در یک سینما در ردیف جلو نشسته و به تماشای یک فیلم غمانگیز مشغول است. او به طور غیرمنتظرهای شروع به گریه میکند و اشکهایش به طور مداوم ادامه مییابد. این وضعیت توجه دیگر تماشاگران را جلب میکند و آنها شروع به تعجب و شک کردن از دلیل گریههای او میکنند. در طول فیلم، گریههای زن ادامه پیدا میکند و این امر باعث میشود تماشاگران به شدت تحت تأثیر قرار گیرند و به فکر فرو روند. در پایان فیلم، زن بلند میشود و بدون اینکه کسی را نگاه کند، سینما را ترک میکند. تماشاگران به تعجب مینشینند و به فکر فرو میروند که آیا گریههای او واقعی بوده یا بخشی از یک بازی بزرگتر.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۳، هاروهیرو و گاکو، دو نوجوان با آرزوهای بزرگ، تصمیم میگیرند یک شرکت بازیهای کامپیوتری بنیانگذاری کنند. هاروهیرو با نبوغ در زمینهٔ کسب و کار و گاکو با استعدادی در برنامهنویسی، تلاش میکنند تا امپراتوری بازیهایی را بسازند که به سرزمین بینهایت (Trillion Game) معروف شود. اما راه طولانی و پر چالش در پیش رو دارند.
خلاصه داستان: در یک شب کریسمس سحرآمیز، یک گروه از افراد در یک بالم سالن جمع میشوند تا جشن بگیرند. اما وقتی یک اسرارآمیز و خطرناک به محضرشان میآید، شب تبدیل به یک مسابقه مرگبار میشود. آنها باید با هوش و شجاعت خود، رازهای تاریکی را که در پس زمینه جشن پنهان شده است، کشف کنند تا بتوانند زنده از این شب هراسانگیز خارج شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از روزنامهنگاران بینالمللی به شمال کره دعوت میشوند تا از آمادهسازیهای رسمی برای معرفی رهبر جدید کشور گزارش تهیه کنند. در حالی که دولت سعی میکند تصویری عاری از نقص از انتقال قدرت ارائه دهد، روزنامهنگاران با شاهد بودن رویدادهایی غیرمنتظره و دست به دست شدن اطلاعاتی درباره نقشههای پنهان رهبر جدید مواجه میشوند. این سفر آنها را به درون یک جامعه بسته و کنترل شده میبرد و از آنها میخواهد تصمیم بگیرند که حقیقت را چگونه منتشر کنند.
خلاصه داستان: در یک جهان موازی، یک مرد در یک تونل بیپایان گیر افتاده و تنها راه نجات او عبور از ۸ خروجی مختلف است. او باید با استفاده از هوش و شجاعت خود، از این تونل مرموز و خطرناک عبور کند و به سرانجام به آزادی دست یابد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، داستان "اشتراکگذاری آلوها" درباره یک گروه از دوستان که برای کمک به یک روستای بومی در هاوایی گرد هم میآیند، رخ میدهد. آنها با کمک به احیای فرهنگ و سنتهای محلی، روابط عمیقتری با مردم منطقه برقرار میکنند و در نهایت درک میکنند که واقعیترین معنای آلوها در اشتراکگذاری عشق و احترام نسبت به همه موجودات و طبیعت است.