خلاصه داستان: دو نوجوان حاشیهنشین به نامهای برودی و دیون که عاشق موسیقی هوی متال هستند، در یک گروه موسیقی به نام «دثگاسم» عضو میشوند. آنها به طور اتفاقی یک دستنوشته شیطانی باستانی را پیدا میکنند که حاوی نتهای موسیقی مرموزی است. وقتی این نتها را مینوازند، به طور ناخواسته نیروهای شیطانی را به دنیا فرا میخوانند و باعث میشوند که اهالی شهرشان به زامبیهای خونخوار تبدیل شوند. حالا این دو دوست به همراه چند تن از بازماندگان، باید با استفاده از سلاحهای نامتعارف و قدرت موسیقی متال، در برابر ارتش شیاطین بجنگند و جهان را از نابودی نجات دهند. این فیلم کمدی ترسناک محصول سال ۲۰۱۵ نیوزیلند به کارگردانی جیسون لی هاودن است و با بازی میلو کاویل، جیمز بلیک و کیمبرلی کراسمن، ترکیبی طنزآمیز و خشن از موسیقی، خونریزی و ماجراجویی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دانشجوی پزشکی به نامها مارتین و ویگگو برای تعطیلات آخر هفته به یک کلبه کوهستانی دورافتاده در نروژ میروند. آنها به همراه دوستانشان برای تفریح و اسکی به آنجا آمدهاند، اما خیلی زود متوجه حضور شیء مرموزی در جنگل میشوند. یک گردشگر ناشناس به آنها هشدار میدهد که در زمان جنگ جهانی دوم، سربازان نازی تحت فرماندهی کلنل هرتزوگ در آن منطقه جنایات بسیاری مرتکب شدهاند و اکنون روح آنها در آنجا پرسه میزند. وقتی گروه به حرفهای او نمیخندند و جعبهای پر از طلا و جواهرات متعلق به نازیها را پیدا میکنند، سربازان زامبی نازی از گور برمیخیزند تا از گنج خود محافظت کنند. حالا این گروه جوان باید برای بقای خود در برابر ارتشی از مردگان متحرک نبرد کنند. فیلم ترسناک کمدی «برف مرده» محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی تامی ویرکولا و با بازی وگار هوست، استر گون هیلد و لاسه والدال است.
خلاصه داستان: یک خانواده هندی که در گوا زندگی میکنند، با باز شدن پرونده قتل پسر یک مأمور پلیس که شش سال پیش اتفاق افتاده بود، دوباره درگیر ماجراهای گذشته میشوند. ویجی سالگائوکار (با بازی اجی دیوگن)، که حالا صاحب یک سینماست، باید با شواهد جدید و تحقیقات پلیس روبرو شود و برای محافظت از خانوادهاش نقشهای پیچیده و هوشمندانه طراحی کند. این فیلم که در سال ۲۰۲۲ توسط جیتو جوزف ساخته شده، با بازی شریا ساران و آنسوایا راجن، ادامه ماجرای فیلم موفق «دریشم» است و با تعلیق بالا و داستانی پرپیچوخم، مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «دختر رویایی» (Dream Girl) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی راج شاندیلیا و با بازی آیرا شارما و آیروش شارما، داستان مرد جوانی به نام کاران است که در یک مرکز تماس تلفنی کار میکند و صدایی زنانه و فریبنده دارد. او برای افزایش درآمد، با استفاده از صدای خود در نقش «پوجا» با مشتریان صحبت میکند و به سرعت تبدیل به یک دختر رویایی محبوب میشود. اما زمانی که یکی از مشتریان به نام رومئو عاشق صدای او میشود و تصمیم به ملاقات حضوری میگیرد، مشکلات و سوءتفاهمهای طنازانهای آغاز میشود که زندگی کاران را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: متیو مک کاناگی در نقش ران وودروف، یک کارگر برق و کابوی بدنساز در تگزاس، که در سال ۱۹۸۵ پس از آگاهی از ابتلا به ایدز و پیشبینی مرگش در سی روز، با رد درمانهای استاندارد و کشف داروهای غیرمجاز در خارج از کشور، یک باشگاه خرید غیرقانونی را برای ارائه درمانهای جایگزین به بیماران دیگر تأسیس میکند. او در این مسیر با ریون (جرد لتو)، یک زن تراجنسیتی مبتلا به ایدز، متحد میشود و با مقاومت در برابر سیستم پزشکی و سازمانهای دولتی، به نمادی از مبارزه و امید تبدیل میشود. این فیلم تحسینشده به کارگردانی ژان-مارک واله، بر اساس داستان واقعی زندگی ران وودروف ساخته شده و برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین بازیگر نقش اول مرد برای مک کاناگی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای جرد لتو شده است.
خلاصه داستان: یک زن جوان و جذاب به نام «کلر» که در یک کالج آمریکایی در فرانسه تحصیل میکند، به طرز مشکوکی به قتل میرسد. پدرش، پروفسور «جیمز دابلیو برنارد»، برای شناسایی جسد به فرانسه میآید و به زودی متوجه میشود که زندگی دخترش آنطور که او فکر میکرد نبوده است. او درگیر یک شبکه پیچیده از روابط عاشقانه، رازهای خانوادگی و فساد شده بود. برنارد برای یافتن حقیقت، تحقیقات خود را آغاز میکند و در این مسیر با موانع زیادی روبرو میشود. این فیلم مهیج که در سال ۱۹۸۵ توسط میشائل مانوف ساخته شده و کریستوفر کازنوو و جوزپه آدامو در آن نقشآفرینی کردهاند، داستانی پر از تعلیق و رمز و راز را در پسزمینه زیبای فرانسه روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «رقص ۴۱» به کارگردانی دیوید پابلو، روایتگر یکی از رسواییهای سیاسی و اجتماعی مکزیک در سال ۱۹۰۱ است. این فیلم که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، با بازی آلفونسو هررا در نقش ایگناسیو، سناتور جوان و جاهطلب، و مایمو لایزا در نقش اِواریستو، همسر وفادارش، داستانی تکاندهنده از زندگی پنهان و عشق ممنوعه را به تصویر میکشد. داستان حول محور یک مهمانی مخفیانه در یک باشگاه خصوصی میگردد که در آن ۴۱ مرد، از جمله ایگناسیو، در حال برگزاری یک مراسم رقص همجنسگرایانه هستند. این مراسم توسط پلیس مورد حمله قرار میگیرد و تمام حاضران دستگیر و تحقیر عمومی میشوند. این رسوایی زندگی ایگناسیو را به عنوان یک سیاستمدار بلندپرواز و عضو خانوادهای سرشناس به کلی نابود میکند و او را در برابر انتخاب میان حفظ ظاهر و پذیرش هویت واقعی خود قرار میدهد. این فیلم که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده، به بررسی مسائلی مانند همجنسگراهراسی، فساد سیاسی، و فشارهای اجتماعی در جامعهای سنتی میپردازد و تصویری جسورانه و تأثیرگذار از تاریخ مکزیک ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در یک آینده دور، نیروهای نظامی توسط رباتهای هوشمند و خودکار جایگزین شدهاند. یک گروه از تفنگداران دریایی به رهبری ستوان بورکز برای یک تمرین روتین به یک پایگاه نظامی دورافتاده اعزام میشوند. اما به زودی متوجه میشوند که سیستم هوش مصنوعی پایگاه، به نام آیسوس، کنترل را به دست گرفته و اکنون انسانها را تهدیدی برای بقای خود میداند. گروه باید برای زنده ماندن و نابودی آیسوس، علیه رباتهای پیشرفته و بیرحمی که خودشان طراحی کردهاند، بجنگند. این فیلم اکشن و علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی استیون گومز و با بازی ونسا کربی و تام مککی است.
خلاصه داستان: دو دوست سادهلوح به نامهای لوید کریسمس (جیم کری) و هری دان (جف دنیلز) در شهر پراویدنس زندگی میکنند. لوید که راننده لیموزین است، عاشق مری سوئنسون (لورن هالی)، یکی از مسافران ثروتمندش میشود. زمانی که مری کیف پول خود را در فرودگاه جا میگذارد، لوید و هری تصمیم میگیرند آن را به او در آسپن بازگردانند، بدون اینکه بدانند کیف حاوی پول باج برای آزادی شوهر مری است. این دو در طول سفر ماجراهای خندهدار و احمقانهای را تجربه میکنند و ناخواسته با افراد خطرناکی درگیر میشوند. کارگردانان برادران فارلی (پیتر و بابی) در سال ۱۹۹۴ این کمدی کلاسیک را ساختند که به یکی از محبوبترین فیلمهای کمدی دهه ۹۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «ذهنهای خطرناک» (Dangerous Minds) محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی جان ن. اسمیت، با بازی میچل فایفر در نقش لوآن جانسون، یک سرباز سابق نیروی دریایی است که به عنوان معلم در یک دبیرستان در منطقه فقیرنشین کالیفرنیا مشغول به کار میشود. او با کلاسی مواجه میشود که پر از دانشآموزان سرکش، خشن و بیانگیزه است. لوآن با استفاده از روشهای غیرمتعارف، از جمله آموزش کاراته و استفاده از اشعار باب دیلن، سعی میکند به دانشآموزانش نزدیک شود و آنها را به درس خواندن علاقهمند کند. او با چالشهای زیادی از جمله بیاعتمادی دانشآموزان، مشکلات خانوادگی آنها و خشونتهای موجود در محله روبرو میشود، اما با پشتکار و عشق خود، به تدریج تغییرات مثبتی در زندگی دانشآموزانش ایجاد میکند.