خلاصه داستان: فیلم سینمایی لیویاتان (Leviathan) به کارگردانی آندری زویاگینتسف در سال ۲۰۱۴ ساخته شده است. این فیلم داستان نیکولای، مردی ساکن در یک شهر کوچک ساحلی در روسیه را روایت میکند که با زمینخواری و فساد مقامات محلی دست و پنجه نرم میکند. وقتی شهردار میخواهد زمین او را تصاحب کند، نیکولای برای مقابله با این ظلم، از کمک دوست قدیمیاش که وکیل است استفاده میکند. اما این درگیریها به تدریج خانواده او را به سمت فروپاشی میکشاند و او را در برابر قدرت سیستم و طبیعت بیرحم قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ملاقات در پاریس» داستان زن و مرد جوانی را روایت میکند که در یکی از خیابانهای شلوغ پاریس با یکدیگر آشنا میشوند و تصمیم میگیرند یک قرار ملاقات کور بگذارند. این دو که از تنهایی و روزمرگی خسته شدهاند، با وجود تفاوتهای فاحش شخصیتی، شیفته یکدیگر میشوند اما این آشنایی هیجانانگیز به سرعت با چالشهای پیشبینینشدهای روبرو میشود. آنها در طول شبی پر فراز و نشیب در شهر نور، ضمن کشف رازهای پنهان یکدیگر، با حقایق تلخ و شیرینی درباره عشق، اعتماد و سرنوشت روبرو میشوند که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: استودیوی انیمیشن گودوکس در سال ۱۹۷۶ انیمیشن «دوازده کار استریکس» را تولید کرد. در این فیلم، ژولیوس سزار برای فتح گالیا، به سربازانش دستور میدهد تا با استریکس و اوبلیکس روبرو شوند. اما آنها شکست میخورند و سزار تصمیم میگیرد تاکتیک خود را تغییر دهد. او پیشنهاد میکند که اگر استریکس و اوبلیکس بتوانند دوازده آزمون سخت را پشت سر بگذارند، رومیها گالیا را به حال خود رها میکنند. در این مسیر، استریکس و اوبلیکس با چالشهایی همچون مسابقه با ارابههای جنگی، نبرد با گلادیاتورها و مبارزه با هیولاهای اسطورهای روبرو میشوند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در فیلم «بهترین سالهای زندگی»، داستان ژان و ماری را دنبال میکند که پس از ۵۰ سال جدایی، بار دیگر در پاریس به هم میرسند. این دیدار، خاطرات گذشته و عشق از دست رفتهشان را زنده میکند، اما با چالشهایی از جمله خانوادههایشان، گذشتهی پیچیده و بیماری آلزایمر ژان روبرو میشوند. این ملاقات به آنها فرصتی برای بازگشت به بهترین سالهای زندگیشان میدهد.
خلاصه داستان: فیلم لپرکان بازمیگردد در سال 2018 داستان لپرکان شروری را روایت میکند که پس از 25 سال به دلیل اشتباه یک دانشجو به شهرک ساندیون بازمیگردد تا سکههای طلایش را پس بگیرد و انتقامش را از کسی که او را کشته بود بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «ترک لاسوگاس» داستان مردی به نام بن را روایت میکند که پس از اخراج از کار و ناکامی در زندگی حرفهای، تصمیم میگیرد به لاسوگاس سفر کند تا با نوشیدن الکل به زندگی خود پایان دهد. او در این مسیر با دختری جوان به نام سرا آشنا میشود که در خیابانهای لاسوگاس کار میکند و این آشنایی، داستانی تلخ و تاثیرگذار از عشق و ناامیدی را در سال ۱۹۹۵ شکل میدهد.
خلاصه داستان: زمانی که جنگهای داخلی سلسله هان در چین باستان، مردم را به ستوه آورده، ژائو یون، جوانی شجاع و پرورشیافته در نزد خانوادهای سرشناس، با مهارتهای رزمی بینظیر خود وارد میدان نبرد میشود. او که برای نجات جان دوستانش و حفظ اصول اخلاقی خود دست به شمشیر برده، با شخصیتهای تاریخی همچون ژائو یون، ژانگ فی و لیو بی مواجه میشود و در جریان نبردهای حماسی، مسیر خود را به سوی قهرمانی و اسطوره شدن در تاریخ چین طی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «باغبان» داستان مردی به نام جوزف را روایت میکند که به عنوان باغبان در یک عمارت مجلل در حومه شهر مشغول به کار است. او مردی ساکت و منزوی است که ترجیح میدهد در دنیای گلها و گیاهان خود غرق شود، اما بهطور اتفاقی با دختر جوانی به نام آنا آشنا میشود که بهتازگی به آن منطقه نقل مکان کرده است. این آشنایی، آغازگر رابطهای غیرمنتظره میشود که در آن، باغبان و دختر جوان با کمک یکدیگر، زخمهای گذشته را التیام میبخشند و به دنبال راهی برای فرار از تنهایی و سایههای زندگی خود میگردند.
خلاصه داستان: پادشاه و مرغ مقلد (Le Roi et l'Oiseau) یک انیمیشن کلاسیک فرانسوی به کارگردانی پل Грیمو است که داستان پادشاه خودپسند و مستبدی به نام رودلف چهارم را روایت میکند که عاشق یک دختر چوپان به نام ماریا میشود. اما مرغ مقلدی که به آزادی علاقه دارد، تلاش میکند تا نقشههای شاه را برهم زند و به دختر کمک کند. این فیلم که ساخت آن از سال 1952 آغاز شد و پس از وقفههای طولانی در سال 1980 تکمیل گردید، به دلیل طراحیهای هنری منحصربهفرد و نقد اجتماعیاش شهرت دارد.
خلاصه داستان: در سال 2006، داستان فیلم «پارتیر» (Partir)围绕 یک زن جوان به نام سوزان میچرخد که برای فرار از زندگی روزمره و پر از رکود خود، تصمیم به ترک خانه و خانوادهاش میگیرد. او که در یک شهر کوچک در جنوب فرانسه زندگی میکند، با پزشکی به نام ایوان آشنا میشود که به او پیشنهاد میدهد تا در کلینیکش کار کند. این آشنایی به رابطهای عاطفی و پیچیده منجر میشود و سوزان را در مسیری قرار میدهد که بین وفاداری به خانواده و دنبال کردن رویاهایش سرگردان است. او در نهایت با ترک همه چیز، عازم سفری میشود که نه تنها مکانی، بلکه سفری درونی برای کشف خود و استقلال است.