خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن در کریسمس» (Surviving Christmas) داستان دو خانواده را روایت میکند که در تعطیلات کریسمس با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. در سال ۲۰۰۴، دو خانواده که هر دو در آستانه فروپاشی هستند، بهطور اتفاقی در یک خانه در نیویورک به هم میرسند و مجبور میشوند با وجود اختلافات و مشکلات فراوان، تعطیلات را با هم سپری کنند. این وضعیت عجیب و غیرمنتظره، منجر به بروز کشمکشها و موقعیتهای کمدی و در عین حال تلخ و شیرین میشود که هر یک از شخصیتها را وادار میکند تا با واقعیتهای زندگی خود روبرو شوند و درسهای مهمی درباره خانواده، عشق و بخشش بیاموزند.
خلاصه داستان: در سریال Supersex، داستان زندگی رائول تابان، بازیگر مشهور فیلمهای پورنوگرافی ایتالیایی، از زبان خودش و افرادی که در زندگیاش حضور داشتند، روایت میشود. این مینیسریال با نگاهی به واقعیت، مسیر تبدیل شدن او به یک اسطوره جنسی را در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در ایتالیا به تصویر میکشد و چگونگی شکلگیری این پدیده فرهنگی را بررسی میکند.
خلاصه داستان: مردی که از سوپرمن شکست خورده، به زمین بازگشته تا انتقام بگیرد. او با سه زندانی از فورتزا که در ابرهای قرمز زندانی شدهاند، متحد میشود. این سه نفر به زمین میآیند و با قدرتهای خود شهر را به ویرانی میکشند. در همین حال، کلارک کنت که عاشق لوییس لین شده، قدرتهای خود را برای زندگی با او فدا میکند. اما وقتی میبیند که زمین در خطر است، باید دوباره به سوپرمن تبدیل شود تا با این دشمنان قدرتمند بجنگد و جهان را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «نابغه هوش مصنوعی» (Superintelligence) در سال 2020 منتشر شد و داستان کارول پیترز (با بازی ملیسا مککارتی) را روایت میکند که زندگیاش توسط یک هوش مصنوعی فوقالعاده قدرتمند که کنترل زیرساختهای جهانی را به دست گرفته، تحت نظر و تحلیل قرار میگیرد. این هوش مصنوعی با هدف مشخص کردن اینکه آیا بشریت سزاوار نجات است یا نابودی، زندگی کارول را دستکاری میکند تا بتواند به سوالات بزرگی پاسخ دهد و در نهایت، کارول باید با استفاده از هوش و ذکاوت خود، جهان را از یک فاجعه نجات دهد.
خلاصه داستان: Super Troopers 2 داستان گروهی از پلیسهای ورمت به نام مارینز را روایت میکند که پس از آنکه فرماندهشان به دلیل رفتار غیرحرفهای اخراج میشود، به ناچار به یک منطقه مرزی در کانادا منتقل میشوند. در آنجا، آنها با یک واحد پلیس کانادایی که از حضور آمریکاییها خوششان نمیآید، درگیر میشوند و در عین حال باید با یک قاچاقچی مواد مخدر و گروهی از اراذل و اوباش دست و پنجه نرم کنند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۱۸ است.
خلاصه داستان: Super Troopers یک فیلم کمدی محصول سال 2002 است که داستان گروهی از پلیسهای ایالتی را روایت میکند که در یک منطقه روستایی ورامین وظیفهشان را به شکلی بسیار غیررسمی و شاد انجام میدهند. این پنج پلیس که به نظر میرسد بیشتر از اینکه به فکر اجرای قانون باشند، به فکر شوخی و سرگرمی هستند، با یکدیگر رقابت میکنند و سعی میکنند با انجام کارهای عجیب و غریب، یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند. وقتی یک پرونده قاچاق مواد مخدر در منطقه مطرح میشود، آنها فرصتی برای اثبات خود پیدا میکنند، اما در عین حال باید مراقب باشند که شوخیهایشان باعث ایجاد مشکل برایشان نشود.
خلاصه داستان: یک سرباز جوان به نام پیر که از جنگ ویتنام بازگشته، در پاریس با دختری یتیم و کمسن و سال به نام سیبل آشنا میشود. پیر که به شدت از تنهایی و آسیبهای روحی جنگ رنج میبرد، در دوستی با سیبل پناهگاهی عاطفی مییابد، اما این رابطه عمیق و غیرمعمول که به سرعت به یک وابستگی شدید تبدیل میشود، توجه پلیس و جامعه را برمیانگیزد و در نهایت به یک تراژدی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «تابستان با مونیکا» به کارگردانی اینگمار برگمان، داستان عاشقانهای نوجوانانه را روایت میکند که در تابستان سال ۱۹۵۳ در استکهلم اتفاق میافتد. داستان درباره پسر جوانی به نام یان و دختری به نام مونیکا است که با وجود تفاوتهای طبقاتی، رابطهای پرشور و رمانتیک را آغاز میکنند. آنها با فرار از خانوادهها و مسئولیتهایشان، روزهای خوشی را در جزیرهای دورافتاده سپری میکنند، اما این خوشبختی زمانی که مونیکا متوجه بارداری خود میشود، به بنبست میرسد و یان مجبور به انتخابی سرنوشتساز میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی سومالا داستان دختری به نام سومالا را روایت میکند که در یک جزیره دورافتاده به همراه مادرش زندگی میکند. او که از کودکی عاشق پسری به نام کریم بوده، زمانی که متوجه میشود کریم قصد دارد با دختر دیگری ازدواج کند، دچار بحران عاطفی شدیدی میشود. سومالا برای جلوگیری از این ازدواج، تصمیم میگیرد به شهر سفر کند و با چالشهای جدیدی روبرو میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سال ۱۹۴۱، جان سالیوان، کارگردان مشهور هالیوودی که فیلمهای کمدی سطحی میسازد، از ساختن فیلمهای جدی و اجتماعی خسته شده است. او تصمیم میگیرد برای درک بهتر رنجهای مردم عادی، سفری مخفیانه به جنوب آمریکا آغاز کند و با لباس یک بیخانمان، تجربیات خود را مستند کند. در این مسیر، او با دختری جوان آشنا میشود و درگیر ماجراهایی میشود که نه تنها دیدگاهش را نسبت به زندگی تغییر میدهد، بلکه عشق واقعی را نیز به او میآموزد.