خلاصه داستان: فیلم «مبارز» (The Fighter) داستان واقعی مبارز مشتزنی به نام میکی وارد (با بازی مارک والبرگ) را روایت میکند که در سایه برادر ناتنیاش، دیکی اکلند (با بازی کریستین بیل)، که زمانی قهرمان مشتزنی بود و اکنون به مواد مخدر اعتیاد دارد، تلاش میکند تا به قهرمانی جهان دست یابد. میکی در این مسیر پر فراز و نشیب با چالشهای خانوادگی، اعتیاد برادر و فشارهای روانی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت با حمایت نامزد جدیدش و تلاش خود، موفق به کسب عنوان قهرمانی میشود.
خلاصه داستان: فیلم چشم (The Eye) داستان دختری نابینا به نام ویرا را روایت میکند که پس از عمل پیوند قرنیه، بینایی خود را به دست میآورد اما به جای دیدن دنیای واقعی، شروع به دیدن ارواح و موجودات ماوراءالطبیعه میکند. او برای یافتن منشأ این قرنیهها و دلیل این پدیده عجیب، به همراه پزشکش راهی سفری پرچالش میشود و در این مسیر با ترسهای عمیق و حقایق تکاندهندهای روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «بت سقوطکرده» داستان یک پسر بچه به نام فیلیپ است که خدمتکار سفارت بریتانیا در لندن را که به نظر میرسد یک قهرمان بینقص است، میپرستد. وقتی پسر متوجه میشود که قهرمانش درگیر یک رابطه پیچیده و خطرناک شده و در نهایت متهم به قتل میشود، دنیای معصومانهاش فرو میریزد و او باید بین وفاداری کورکورانه و حقیقت تلخی که درکش برایش دشوار است، دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: مردگان شیطانی فیلمی ترسناک محصول سال ۱۹۸۱ است که داستان گروهی از دانشجویان را روایت میکند که به کلبهای جنگلی سفر میکنند و به طور تصادفی با خواندن متنی از کتاب مردگان، ارواح شیطانی را احضار میکنند که شروع به تسخیر و کشتار آنها میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «ساعات خالی» داستان پسر جوانی به نام کریس را روایت میکند که در تابستان سال ۲۰۱۳ به جزیرهای دورافتاده در سواحل انگلستان سفر میکند تا در یک هتل متروکه به عنوان نگهبان کار کند. او در آنجا با زنی به نام آن مواجه میشود که به نظر میرسد همسرش به طرز مرموزی ناپدید شده است. کریس به تدریج درگیر رازهای پیچیدهای میشود که بین گذشته و حال در جریان است و تلاش میکند تا حقیقت ماجرا را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم The Endless در سال 2017، داستان دو برادر به نامهای جاستین و آرون را روایت میکند که سالها پیش از یک فرقه فضایی به نام "کمپ ابدیت" گریختهاند. آنها که زندگی عادی را تجربه میکنند، پس از دریافت یک بسته مرموز از سوی اعضای سابق فرقه، ترغیب میشوند تا برای یک آخر هفته به آنجا بازگردند. بازگشت آنها به کمپ، خاطرات قدیمی را زنده میکند، اما به زودی متوجه میشوند که این فرقه بسیار عجیبتر و خطرناکتر از آن چیزی است که به خاطر میآوردند. آنها در مییابند که اعضای کمپ در یک حلقه زمانی گرفتار شدهاند و باید انتخاب کنند که آیا به این زندگی مرموز بپیوندند یا دوباره فرار کنند، در حالی که با حقایق تکاندهندهای در مورد فرقه و رهبر آن مواجه میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «اگر» (If) داستان دختری جوان به نام وایتی را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، با پدرش که یک جراح مغز و اعصاب است، در یک آپارتمان زندگی میکند. وایتی در دنیایی از افکار و خیالات خود غرق شده و با مشکلاتی نظیر بیخوابی و اضطراب دست و پنجه نرم میکند. او در این مسیر با دوستان خیالیاش که موجوداتی کارتونی هستند، ارتباط برقرار میکند و سعی در درک و پذیرش احساساتش دارد. در این میان، او با پسری به نام کانر که او نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم میکند، آشنا میشود و این آشنایی به او کمک میکند تا با واقعیتهای زندگی و غم از دست دادن عزیزان کنار بیاید.
خلاصه داستان: فاطمه، زنی ترکیهای ساکن آلمان، برای کمک به دخترش یاسمین که در استانبول زندگی میکند، به ترکیه سفر میکند. اما این سفر به دلیل وقایع غیرمنتظرهای که منجر به قتل یاسمین میشود، به کابوسی تبدیل میگردد. در همین حال، نیلوفر، دانشجوی جوان کمونیست، برای پیدا کردن مادرش که در آلمان کار میکند، به آنجا سفر میکند و درگیر ماجراهای پیچیدهای میشود که سرنوشت این دو خانواده را به هم گره میزند.
خلاصه داستان: فیلم «لبه عشق» (The Edge of Love) در سال 2008، داستان زندگی شاعر مشهور ولزی، دیلن توماس، و رابطه پیچیدهاش را با دو زن در زمان جنگ جهانی دوم روایت میکند. این درام عاشقانه، ماجراهای دیلن و همسرش کیتلین را در کنار دوست قدیمیاش، ورا، و همسر او ویلیام، نشان میدهد که در روستایی کوچک در ولز درگیر مسائل عاشقانه، حسادت و وفاداری میشوند. با ورود جنگ به خانههایشان، این روابط تحت فشار شدید قرار گرفته و به تدریج به سمت تراژدی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «گوشوارههای خانم دو...» به کارگردانی ماکس افولس، داستانی عاشقانه و تراژیک را در قرن نوزدهم روایت میکند. خانم دو (با بازی شارل بوآیه)، همسر یک ژنرال ثروتمند، برای پرداخت بدهیهای شخصیاش، گوشوارههای الماس گرانقیمتی را که همسرش به او هدیه داده است، به یک جواهرفروش میفروشد. برای پنهان کردن این راز، او گوشوارههای تقلبی را جایگزین میکند. وقتی گوشوارهها به طور اتفاقی به دست معشوقهاش، دی نورپلی (با بازی ویلیام هولدن)، میرسد، زنجیرهای از رویدادها آغاز میشود که عشق، خیانت و سرنوشت غمانگیز این مثلث عاشقانه را رقم میزند.