خلاصه داستان: در داستان «مرد چوبی»، شرلوک، یک کارآگاه پلیس سرسخت، برای بررسی ناپدید شدن یک دختر جوان به جزیره ای معمولی سفر میکند. او به زودی کشف میکند که ساکنان جزیره به یک فرقه مرموز و خطرناک تعلق دارند که با آیینهای عجیب و ترسناکی به خدایان باستانی خود عبادت میکنند. شرلوک با هر گامی که بر میدارد، به شبکهای از رمزها و تاریکیها در جزیره فرو میرود و متوجه میشود که ناپدید شدن دختر تنها بخشی از یک طرح بزرگتر و مرموز است. در نهایت، او با مواجه شدن با حقیقت وحشتناک و آیینهای خونین فرقه، خود در معرض خطر جدی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی-درام، دو دوست قدیمی که به دلیل شکستهای متوالی در زندگی شخصی و شغلی از هم جدا شدهاند، به طور ناگهانی دوباره با هم ملاقات میکنند. آنها تصمیم میگیرند تا با انجام یک مسابقه سرنوشتسازی - جهت سکه - زندگی خود را دوباره کنترل کنند. هر ضرب یا شکست سکه، یک قدم بزرگ در زندگی آنها محسوب میشود و آنها را به مسیرهای غیرمنتظرهای میبرد. در حین این سفر پر از ماجرا، دوستی و روابط خانوادگی، آنها با شکستهای گذشته خود مواجه میشوند و تلاش میکنند تا آیندهای بهتر برای خود بسازند.
خلاصه داستان: در سال 1912، در یک روز تابستانی گرم، خانواده تیرنن در خانهی خود در کنکورد، ماساچوست، گرد هم جمع میشوند. جیمز تیرنن، یک هنرپیشهی سابق، با همسرش مری و دو پسرش جیمی و ادموند، در حالی که به دنبال یکدیگر پنهان میکنند، با گذشته و حقیقتهای دردآور زندگی خود مواجه میشوند. مری، که به خاطر اعتیادش به مورفین در حال تلاش برای بهبودی است، و جیمی و ادموند، که با بیماری و مشکلات شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، همگی در یک چرخهی از دروغ، پشیمانی و ناامیدی گیر افتادهاند. در طول روز، حقیقتهای تلخ زندگی آنها به تدریج آشکار میشود و خانواده به سفری طولانی و دردناک به درون خود و گذشته شان وارد میشوند.
خلاصه داستان: چارلی و فیلیپ دو پدر خانهنشین هستند که تصمیم میگیرند اردوگاه تابستانی خود را راه بیندازند. آنها به زودی متوجه میشوند که مدیریت اردوگاه بسیار سختتر از آن است که فکر میکردند و با چالشهای زیادی روبرو میشوند. در نهایت، با کمک هم و کودکان، موفق میشوند اردوگاه را به یک مکان لذتبخش و آموزشی تبدیل کنند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به همراه پسرش به یک روستای دورافتاده در جنگلهای ایرلند منتقل میشود تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اما پس از مدتی، پسرش رفتار عجیب و غریبی پیدا میکند و او کشف میکند که در نزدیکی خانهشان یک حفره مرموز وجود دارد که ممکن است پسرش را تغییر داده باشد. او مجبور میشود با ترس و شک در خودش، به دنبال حقیقت در مورد این تغییرات و حفره مرموز باشد.
خلاصه داستان: Laura Black، مهندس کامپیوتر جوان و باهوش، به عنوان کارمند جدید در یک شرکت فناوری بزرگ استخدام میشود. او به زودی با ریچارد فارمن، یکی از همکارانش، آشنا میشود. ریچارد، که به نظر میرسد مردی معمولی و دوست داشتنی باشد، به لورا علاقهمند میشود و تلاش میکند دوستی بین آنها شکل گیرد. اما این دوستی به سرعت به دنبالهای از رفتارهای وسواسآمیز و تهدیدآمیز تبدیل میشود. ریچارد شروع به تعقیب لورا در محل کار، خانه و حتی فضای مجازی میکند و تمام تلاش خود را میکند تا ارتباطی بین آنها برقرار کند. لورا که در ابتدا سعی میکند ریچارد را نسبتاً بیخطر بداند، به تدریج میفهمد که با یک سایکوپات دیوانه روبروست و مجبور میشود برای حفظ جانش با او دست به مبارزه زندگی و مرگ بزند.
خلاصه داستان: در سال 1974، جیمز لیسنر، یک مرد جوان، به طور تصادفی یک زندانی را آزاد میکند. این زندانی، آرتور جانسون، یک قاتل سریال است که اخیراً از زندان فراری شده. جیمز به آرتور کمک میکند تا به خانهاش برود و پدر و مادر آرتور را بکشد. سپس، آرتور جیمز را به یک رستوران میبرد و به او اعتراف میکند که قاتل است و میخواهد خودش را تسلیم پلیس کند. جیمز با ترس و شگفتی، به آرتور کمک میکند تا به پلیس برسد و خودش را تحویل دهد. اما آرتور، پس از تحویل دادن خودش به پلیس، به جیمز میگوید که قتلهایی که انجام داده، به دستور شخصی بنام "آقای براون" بوده است. جیمز، که به دنبال حقیقت است، شروع به تحقیق در مورد آقای براون میکند و به تدریج به یک شبکه قدرت و فساد در دولت و پلیس میرسد. در نهایت، جیمز با کمک یک روزنامهنگار، موفق میشود آقای براون را شناسایی کند و او را به عدالت تحویل دهد.
خلاصه داستان: فیلم "فقط شجاع" بر اساس داستان واقعی گروه گرنیل هاتشوتز است که در سال ۲۰۱۳ در حریق واقع در یارنل هیل، آریزونا جان خود را از دست دادند. این فیلم به زندگی و ایستادگی این آتشنشانان حرفهای میپردازد که با شجاعت و فداکاری در برابر آتش سوزی وحشیانه میجنگند. داستان به خوبی روابط شخصی و حرفهای این گروه را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه ایمان و وفاداری آنها به یکدیگر، آنها را قادر میسازد تا با خطرات روبرو شوند.
خلاصه داستان: در سال 1970، فیلمی به نام «مرد کوچک بزرگ» (Little Big Man) ساخته شد که داستان جیک کراب، یک مرد ۱۲۱ ساله را روایت میکند که به عنوان آخرین بازمانده از نبرد کاستر رویدادهای زندگیاش را به یاد میآورد. او به عنوان یک پسر ۱۰ ساله توسط سرخپوستان مانندو در گرفته شده و با آنها بزرگ میشود. جیک در دو دنیای مختلف سفیدپوستان و سرخپوستان زندگی میکند و شاهد تجربیات متفاوتی در هر کدام از آنها است. او با شخصیتهای تاریخی مانند جنرال کاستر و وایلد بیل هیکوک نیز روبرو میشود و در نهایت در نبرد کاستر شرکت میکند.
خلاصه داستان: در داستان "Open Your Eyes"، یک مرد جوان به نام سزار (کوآت) پس از یک تصادف وحشتناک، دچار آسیبهای شدید در صورت خود میشود و زندگیاش بهم میریزد. او تلاش میکند زندگیاش را دوباره سرپا کند و عشق جدیدی پیدا کند، اما به طور مرموزی به یک جنایت متهم میشود. در حالی که او تلاش میکند حقیقت را کشف کند، متوجه میشود که واقعیت پیرامونش ممکن است توهمی ساختگی باشد. این فیلم سینمایی در سال 1997 ساخته شده و به کارگردانی آمون باردم و آلیکس ده لا ایگلسیا است.