خلاصه داستان: "تعقیب باد" داستان لین گه رو روایت میکنه، یه دختر پرشور که بهخاطر یه مسابقه بچگی، با پیشنهاد نیه چی وارد مدرسه ورزشی میشه و اسکیتسواری سرعت روی یخ رو شروع میکنه. اونا زیر نظر مربیشون، فانگ شی ژونگ، که مثل پدر براشونه، بزرگ میشن و با پسر مربی، فنگ چائو، تیمی تشکیل میدن. لین گه با مشکلات خانوادگی و نیه چی با شخصیت سردش دستوپنجه نرم میکنن، اما با حمایت همدیگه، به تیم ملی المپیک زمستونی پکن میرسن و توی این راه، عشق بینشون شکل میگیره.
خلاصه داستان: "تعقیب توپ" داستان گروهی از جوونها رو روایت میکنه که بهخاطر تنیس روی میز با هم دوست میشن. اونا توی تلاش برای پیدا کردن حقیقت یه راز از ۲۰ سال پیش، نقش مهمی توی برگردوندن شکوه قدیمی آکادمی تنگیوان دارن. یان شیائو شی، یه بازیکن بااستعداد که پدرخوندش، یه استاد تنیس، بهش یاد داده، وقتی به کالج تنگیوان میره، خیلی زود استعدادش توسط چی جینگ هائو، رهبر خوشتیپ باشگاه پینگپنگ، کشف میشه. چی از یان میخواد به باشگاه ملحق شه و با هم برای بردن جام ملی آکادمی تلاش کنن.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: انگ جو که پسرش را به دلیل بیماری قلبی از دست داده، همچنان درگیر درد این ضایعه تلخ است و قادر به فراموش کردن آن نیست. او روزهای خود را با کار، نوشیدن و رفتن به کلیسا سپری میکند، اما هیچکدام از این کارها مرهمی بر زخمهایش نیست.
یک روز، مین گو، جوانی که تازه از زندان آزاد شده است، در شرکتی که جانگ جو در آن کار میکند، استخدام میشود. جانگ جو با دیدن لباسهای کهنه و زخمهای روی صورت مین گو، خاطرات تلخی از ۱۲ سال پیش را به یاد میآورد و...
خلاصه داستان: "آدامس بادکنکی" داستان پارک ری هوآن رو روایت میکنه، یه دکتر طب شرقی که با کیم هانگ آه، دوست دوران بچگیش که حالا تهیهکننده رادیوه، زندگی آرومی داره. این دو که مثل برادر و خواهرن، کمکم احساسات عاشقانه بینشون شکل میگیره، اما مشکلات خانوادگی و گذشتهشون، این عشق ساده رو با چالشهای بزرگ روبهرو میکنه.
خلاصه داستان: "غریق در ماه" داستان کیم سونگ گون رو روایت میکنه، یه مرد شکستخورده که بعد از خودکشی ناموفق توی رودخونه هان، خودش رو توی یه جزیره وسط سئول پیدا میکنه. اون تصمیم میگیره اونجا زندگی کنه و با چیزای دورریخته شده، یه دنیای جدید میسازه. از اون طرف، کیم جونگ یون، یه دختر منزوی که از خونه بیرون نمیاد، با دوربینش اونو میبینه و کمکم یه ارتباط عجیب بینشون شکل میگیره.
خلاصه داستان: "کاسیوپیا" داستان سو جین رو روایت میکنه، یه وکیل موفق که بعد از طلاق، با دخترش جین آه زندگی میکنه. وقتی سو جین به آلزایمر زودرس مبتلا میشه، حافظهاش کمکم از بین میره و رابطهاش با جین آه که داره برای تحصیل به خارج میره، توی یه موقعیت تلخ و عاطفی قرار میگیره. این فیلم با نگاهی لطیف به عشق خانوادگی و از دست دادن، قلب بیننده رو لمس میکنه.
خلاصه داستان: فیلم «کارتر» یک اکشن-تریلر کرهای به کارگردانی جونگ بیونگ-گیل است که داستان مأمور کارتر (جو وون) را روایت میکند. او در یک متل خونآلود در سئول، بدون هیچ خاطرهای از گذشتهاش، با یک دستگاه مرموز در سر و یک بمب در دهانش بیدار میشود. در بحبوحه یک بیماری همهگیر مرگبار (ویروس DMZ) که آمریکا و کره شمالی را ویران کرده، صدایی ناشناس در گوشش (هان جونگ-هی) او را هدایت میکند تا هانا (کیم بو-مین)، دختر دانشمندی که آنتیبادی ویروس را دارد، را نجات دهد. کارتر، که نمیداند هویت واقعیاش چیست (مایکل بین، جاسوس سابق CIA، یا شهروند کره شمالی)، با CIA و کودتاچیان کره شمالی در تعقیبش مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه در حمام عمومی با صدها گانگستر، تعقیب و گریز با موتور و هلیکوپتر، و پایانبندی مبهم روی ریل قطار، به موضوعات هویت، بقا و توطئه میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، استفاده بیشازحد از تکنیک تکبرداری ظاهری، و CGI ارزان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی جو وون، فیلمبرداری خلاقانه و سکانسهای اکشن (مانند مبارزه در هلیکوپتر) تحسین شدند، اما داستان آشوبناک، بازی ضعیف بازیگران غیرکرهای و دوربین لرزان نقد شدند
خلاصه داستان: "کانولا" داستان هه جی رو روایت میکنه، یه دختر جوون که بعد از ۱۲ سال گم شدن، دوباره با مادربزرگش، گیه چون، توی یه روستای ساحلی روبهرو میشه. گیه چون که یه غواص سالخوردهست، با عشق و امید هه جی رو بزرگ کرده بود. حالا که برگشته، هر دو سعی میکنن زخمهای گذشته رو ترمیم کنن، اما رازهایی از اون ۱۲ سال گمشده، آرامششون رو بهم میزنه.
خلاصه داستان: "نفسگیر" داستان سانگ هون رو روایت میکنه، یه وصولکننده بدهی خشن و بیرحم که توی یه محله فقیرنشین کار میکنه. اون که از بچگی با خشونت بزرگ شده، با یون هی، یه دختر دبیرستانی روبهرو میشه که مثل خودش سرسخته. این دو کمکم یه رابطه عجیب و شکننده شکل میدن که توی دنیای تاریک و بیرحمشون، یه نور امیده.