خلاصه داستان: فیلم «بلفاست» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی کنت برانا است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در بلفاست، ایرلند شمالی، در طول درگیریهای فرقهای معروف به «مشکلات» رخ میدهد. داستان از نگاه بادی (جود هیل)، پسری ۹ ساله از یک خانواده پروتستان طبقه کارگر، روایت میشود که با والدینش، ما (کترین بالف) و پا (جیمی دورنان)، برادر بزرگترش ویل (لوئیس مکاسکی)، و پدربزرگ و مادربزرگش (کیارن هایندز و جودی دنچ) زندگی میکند. بادی در محلهای مختلط با دوستان کاتولیک و پروتستان بزرگ میشود، اما با شروع خشونتها در ۱۵ اوت ۱۹۶۹، که در آن اوباش پروتستان به خانههای کاتولیکها حمله میکنند، زندگی آرام او بههم میریزد. خانواده بادی با مشکلات مالی، تهدیدهای گروههای شبهنظامی، و تصمیمگیری درباره مهاجرت به انگلستان یا استرالیا مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند بازیهای خیابانی بادی، تماشای فیلمهای وسترن در سینما، و گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگ درباره عشق و زندگی، به موضوعات خانواده، از دست دادن معصومیت و تأثیر درگیریهای اجتماعی میپردازد. فیلم در پایان با ادای احترام به بلفاست و نسلهای گذشته به اوج میرسد. با این حال، به دلیل لحن گاهی بیشازحد نوستالژیک و روایت یکجانبه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هیل، بالف، هایندز و دنچ، فیلمبرداری سیاهوسفید هریس زامبارلوکوس، و موسیقی ون موریسون تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۲۱ جایزه انتخاب مردم را کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «باچان پاندی» یک کمدی-اکشن-جنایی هندی به کارگردانی فرهاد سامجی و تولید ساجید نادیادوالا است که بازسازی رسمی فیلم تامیل «جیگارتاندا» (۲۰۱۴) و الهامگرفته از فیلم کرهای «کارناوال کثیف» (۲۰۰۶) است. داستان در شهر خیالی باغوا رخ میدهد و درباره مایرا دوِکار (کریتی سانون)، کارگردان جوانی است که برای ساخت یک فیلم بیوگرافی گانگستری، به پیشنهاد تهیهکنندهاش راکش ورما (اشوین موشران)، به تحقیق درباره باچان پاندی (آکشی کومار)، گانگستر یکچشم و بیرحم، میپردازد. مایرا با کمک دوست قدیمیاش ویشو (ارشاد وارسی)، بازیگر ناموفق، سعی میکند مخفیانه اطلاعاتی درباره باچان و افرادش، از جمله کندی (ساهارش کومار شکلا)، بافریا چاچا (سانجی میشرا)، پاندولوم (ابهیمانیو سینگ) و ویرجین (پراتیک بابار)، جمعآوری کند. اما وقتی میکروفونی که روی ویرجین کار گذاشتهاند لو میرود، مایرا و ویشو توسط باند باچان گیر میافتند. باچان که عاشق بازیگری است، با شرط بازی در نقش اصلی فیلم مایرا، آنها را آزاد میکند. داستان با پیچشهایی مانند عشق باچان به سوفی (ژاکلین فرناندز)، قتل او توسط رقیب سیاسی لالجی، و تبدیل فیلم مایرا به یک کمدی به نام «BP» (به جای گانگستری)، به موضوعات جاهطلبی، خیانت و شهرت میپردازد. در پایان، باچان که ابتدا از فیلم کمدی عصبانی است، پس از قدردانی همسر ویرجین و دخترش که برای اولین بار پس از مرگ پدرش میخندد، از کشتن مایرا منصرف میشود. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، فیلمنامه ضعیف و بازسازی غیرخلاقانه، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آکشی کومار و کریتی سانون، فیلمبرداری و طنز برخی صحنهها تحسین شدند، اما کارگردانی فرهاد سامجی، دیالوگهای ضعیف و موسیقی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵۰ کرور روپیه، تنها ۷۳.۱۷ کرور روپیه فروش جهانی داشت و یک شکست تجاری بود.
خلاصه داستان: فیلم «زمان آرماگدون» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی جیمز گری است که در سال ۱۹۸۰ در کوئینز، نیویورک رخ میدهد. داستان حول محور پل گراف (بنکس رپتا)، پسری ۱۱ ساله از خانوادهای یهودی-آمریکایی طبقه متوسط، است که با والدینش، استر (آن هتوی) و ایروینگ (جرمی استرانگ)، و برادر بزرگترش تد (رایان سل) زندگی میکند. پل با جانی دیویس (جیلن وب)، دانشآموز سیاهپوست و فقیر که به دلیل تبعیض نژادی در مدرسه دولتی منزوی شده، دوست میشود. آنها با رویاپردازی درباره موفقیت، مانند تبدیل شدن به هنرمند (پل) یا فضانورد (جانی)، و کارهای شیطنتآمیز مانند دزدیدن آبنبات، به هم نزدیک میشوند. اما وقتی پل و جانی به دلیل یک سوءتفاهم درگیر مشکل میشوند، پل به مدرسه خصوصی فرستاده میشود، جایی که با نژادپرستی نهادی، از جمله سخنان مریلین ترامپ (جسیکا چستین)، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگش آرون (آنتونی هاپکینز)، که از تبعیض علیه یهودیان در اوکراین میگوید، و لحظات جدایی پل و جانی، به موضوعات نژاد، طبقه اجتماعی، و امتیازات خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تمرکز بیشازحد روی دیدگاه پل و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۷۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هاپکینز، هتوی و رپتا، فیلمبرداری داریوش خنجی و موسیقی کریستوفر اسپلمن تحسین شدند، اما داستان یکجانبه و فقدان عمق برای شخصیت جانی نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ به نمایش درآمد و تشویق ایستاده دریافت کرد.
خلاصه داستان: فیلم «طمع» یک تریلر اکشن استرالیایی به کارگردانی جان وی. سوتو است که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره کیت متیوز (جیلین الکسی)، کماندار حرفهای در سطح المپیک، است که به همراه همسرش اش (لوک فورد)، بانکدار حوزه کریپتوکارنسی، و دخترشان سارا (تیا هیتکوت-مارکس) برای تعطیلات به خانهای دورافتاده در پرت میروند. زندگی آنها با تهاجم وحشیانه گروهی از مزدوران، به رهبری رید (الکساندرا نل) و کین (رایان پانیزا)، که اش را برای انتقال غیرقانونی ۱۰ میلیون دلار ربودهاند، به هم میریزد. کیت، که به دلیل استرس خانوادگی و شغلی اش در مسابقه اخیر کمانداری دوم شده، از مهارتهای کمانداری خود برای نجات خانوادهاش استفاده میکند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در جنگل، تیراندازیهای دقیق کیت، و رویارویی با مزدوران در خانهای با نورپردازی رنگارنگ (سبز و آبی)، به موضوعات مقاومت، خانواده و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل بازیهای ضعیف (بهویژه بازیگران فرعی)، فیلمنامه پیشپاافتاده، و شروع کند تا ۵۰ دقیقه ابتدایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی الکسی، سکانسهای اکشن جنگلی، و ایده نوآورانه استفاده از کمانداری تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، موسیقی پسزمینه عجیب، و منطق ضعیف (مانند فرار مکرر از زیپتایهای نظامی) نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انک» یک اکشن-تریلر سیاسی هندی به کارگردانی و نویسندگی آنوباو سینها و تولید مشترک T-Series و Benaras Mediaworks است که در ۲۷ مه ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره امان (آیوشمان خورانا)، مأمور مخفی RAW با نام مستعار جاشوا، است که به شمال شرق هند فرستاده میشود تا با گروه جداییطلب بزرگ منطقه به رهبری تایگر سانگا (لویتونگبام دورندرا) برای مذاکرات صلح همکاری کند. امان برای نفوذ به گروه جداییطلب جانسون، با آیدو (آندریا کویچوسا)، بوکسور جوانی که رویای کسب مدال طلای ملی برای اثبات هویت هندی خود را دارد، دوستی میکند. آیدو با تبعیضهای نژادی مداوم مواجه است و پدرش، وانگناو (میفام اوتسال)، که مخفیانه گروه جانسون را هدایت میکند، معتقد است مردمش به هند تعلق ندارند. امان، که عاشق آیدو شده، با تضادهای درونی درباره وظیفهاش برای حفظ هند یا حمایت از مردم محلی مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیری در جنگل، مسابقه بوکس آیدو، و رویارویی امان با وانگناو در میانمار، به موضوعات هویت ملی، تبعیض و پیچیدگیهای دموکراسی هند میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، فیلمنامه پراکنده و مدت زمان طولانی (۲ ساعت و ۲۷ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۶۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای خورانا و کویچوسا، لوکیشنهای شمال شرق و موسیقی آنوراگ سایکیا تحسین شدند، اما کارگردانی ضعیف، CGI غیرواقعی و لحن موعظهگونه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارناژ آمریکایی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیهگو هالویس و نویسندگی برادران لوپز است که با الهام از مضامین مهاجرت و تبعیض نژادی ساخته شده است. داستان در شهری خیالی رخ میدهد، جایی که فرماندار (آلن ترامِل) فرمانی اجرایی برای بازداشت فرزندان مهاجران غیرقانونی صادر میکند. جیپی (خورخه لیندبورگ جونیور)، یک جوان مکزیکی-آمریکایی، به همراه دوستانش کامیلا (مالینا وایسمن) و ادی (سباستین چاکون) به یک مرکز بازداشت عجیب به نام «پالومینو» فرستاده میشوند. این مرکز که توسط اِدی ویلسون (اریک دین) اداره میشود، ظاهراً یک برنامه بازپروری برای آمادهسازی مهاجران برای «رویای آمریکایی» است. اما جیپی و دوستانش به زودی متوجه میشوند که این مرکز آزمایشگاهی برای اهداف شوم و غیرانسانی است که توسط نگهبانان خشن و یک دانشمند مرموز هدایت میشود. داستان با صحنههایی مانند آزمایشهای وحشتناک در زیرزمین، فرارهای پرتنش و طنزهای اجتماعی تند درباره نژادپرستی و سیاستهای مهاجرتی، به موضوعات هویت، مقاومت و نقد سیستم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و وحشت، داستان شلوغ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی جننا اورتگا بهعنوان کامیلا، طنز اجتماعی و ارجاعات به فیلمهایی مانند «برو بیرون»، تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «همراه با سفر» یک درام عاشقانه-جوانانه به کارگردانی و نویسندگی سوفیا آلوارز، بر اساس رمان سارا دسن (2009) است که در ۶ مه ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره آدِن وست (اما پاسارو)، دانشآموز ممتاز ۱۸ سالهای است که پیش از شروع دانشگاه، تابستان را در شهر ساحلی کولبی نزد پدرش رابرت (درموت مالرونی)، همسر جدیدش هایدی (کیت باسورث) و فرزند نوزادشان میگذراند. آدِن، که به دلیل تربیت سختگیرانه مادرش ویکتوریا (اندی مکداول)، استاد فمینیست، از لذتهای دوران نوجوانی محروم بوده، به دلیل بیخوابی شبانه در کولبی با الی (بلمونت کاملی)، پسری مرموز و دوچرخهسوار BMX که از ترومای مرگ دوستش، آبه، رنج میبرد، آشنا میشود. آنها با ماجراجوییهای شبانه، مانند دوچرخهسواری، شکستن قفل فانوس دریایی و مهمانی چهارم ژوئیه، به آدِن کمک میکنند تا زندگی بیخیال نوجوانی را تجربه کند. آدِن همچنین با دختران محلی، مگی (لورا کاریوکی)، لیا (جنیویو هانلیوس) و استر (سامیا فینرتی)، دوست میشود و روابط خانوادگیاش را بهبود میبخشد. داستان با صحنههایی مانند یادگیری دوچرخهسواری آدِن، بوسه زیر آتشبازی و پایانبندی در دانشگاه که آدِن کارتپستالی از الی در بارسلونا میخواند، به موضوعات بلوغ، دوستی و عشق اول میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود شیمی بین دو بازیگر اصلی، داستان قابلپیشبینی و سادهسازی شخصیتهای رمان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مکداول و پاسارو، فیلمبرداری پاستلی لوکا دل پوپو و موسیقی متن (مانند Beach House) تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «همه چاقوهای قدیمی» یک تریلر جاسوسی آمریکایی به کارگردانی یانوس متز و نویسندگی اولن استاینهاور، بر اساس رمان او در سال ۲۰۱۵، است که در سال ۲۰۲۰ رخ میدهد. هنری پلهام (کریس پاین)، مامور کهنهکار سیا، ماموریت مییابد تا پرونده پرواز ۱۲۷ ترکیه در سال ۲۰۱۲ را که با ربوده شدن توسط تروریستها و کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر به پایان رسید، بررسی کند. سیا مشکوک است که یک جاسوس در ایستگاه وین اطلاعات را لو داده است. هنری برای مصاحبه با همکار سابق و معشوقه قدیمیاش، سلیا هریسون (تندیوی نیوتن)، که پس از فاجعه از سیا جدا شد و اکنون در کارمل-بای-د-سی زندگی میکند، به کالیفرنیا میرود. آنها در رستورانی خلوت به نام «ون دو وی» ملاقات میکنند و گفتوگویی پرتنش درباره گذشته، عشق و خیانت آغاز میشود. داستان از طریق فلشبکهایی به وین، لندن و مسکو، و مصاحبه با دیگر همکاران مانند بیل کامپتون (جاناتان پرایس) و ویک والینگر (لارنس فیشبرن)، به موضوعات جاسوسی، اخلاق و خیانت میپردازد. هنری متوجه میشود سلیا توسط کارل اشتاین، مامور اتریشی، متهم به همکاری با تروریستها شده بود، اما او نیز اطلاعاتی درباره تماسهای مشکوک بیل با تهران دارد. با این حال، به دلیل ریتم کند، داستان پیچیده با پرشهای زمانی متعدد و فقدان اکشن کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین پاین و نیوتن، فیلمبرداری و موسیقی یون اکستراند و ربکا کارییورد تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم در ۸ آوریل ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و آمازون پرایم ویدیو منتشر شد
خلاصه داستان: فیلم «در برابر یخ» یک درام تاریخی-ماجراجویی به کارگردانی پیتر فلینت و بر اساس کتاب «دو نفر در برابر یخ» نوشته اینار میکِلسن است که داستان واقعی اکتشاف قطبی دانمارک در سال ۱۹۰۹ را روایت میکند. کاپیتان اینار میکِلسن (نیکولای کاستر-والدو) و ایور ایورسن (جو کول)، یک مهندس موتور بیتجربه، برای اثبات یکپارچگی جزیره گرینلند و رد ادعای آمریکا مبنی بر تقسیم آن به دو بخش، به جزیره شانون در شرق گرینلند سفر میکنند. آنها برای یافتن اسناد گمشده اکتشاف قبلی دانمارک، با سورتمه و سگها عازم سفری خطرناک میشوند. پس از موفقیت در یافتن مدرک (نامهای از ۱۹۰۷ که ثابت میکند کانال پیری وجود ندارد)، بازگشت به کشتی بسیار دشوار میشود. آنها با گرسنگی شدید، خستگی، حمله خرس قطبی (که دو سگ را میکشد و میکِلسن را زخمی میکند)، و یخزدگی مواجه میشوند و پس از ماهها، کشتی خود را خردشده در یخ و کمپ را متروکه مییابند. داستان با صحنههایی مانند کشتن سگهای سورتمه برای غذا، توهم میکِلسن از همسرش ناجا (هیدا رید)، و گفتوگوهای عجیب درباره آدمخواری، به موضوعات بقا، دوستی و اراده انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، دیالوگهای غیرواقعی (مانند اصطلاح مدرن «walk and talk»)، و CGI ضعیف خرسهای قطبی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کاستر-والدو و کول، فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی ایسلند و گرینلند، و فضای سرد تحسین شدند، اما داستان سطحی و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «پس از آفتاب» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک و اولین اثر بلند شارلوت ولز است که در سال ۱۹۹۹ در یک استراحتگاه ساحلی در ترکیه رخ میدهد. داستان درباره سوفی (فرانکی کوریو در کودکی و سلیا رولسون-هال در بزرگسالی)، دختری ۱۱ ساله اسکاتلندی، است که با پدر جوانش، کالوم (پل مسکال)، تعطیلات تابستانی را سپری میکند. سوفی با دوربین MiniDV لحظات را ضبط میکند، در حالی که کالوم، که پس از جدایی دوستانه از مادر سوفی به لندن نقلمکان کرده، نشانههایی از افسردگی و اضطراب را پنهان میکند. داستان از دیدگاه سوفی بزرگسال روایت میشود که بیست سال بعد به این تعطیلات و رابطهاش با پدرش میاندیشد. صحنههایی مانند رقص زیر نور استروب به آهنگ «Under Pressure» از کوئین و دیوید بویی، بازیهای کنار استخر، و گفتوگوهای صمیمی درباره آینده، به موضوعات حافظه، فقدان و درک گذشته میپردازند. سوفی با پسری به نام مایکل دوست میشود و رفتارهای نوجوانان را مشاهده میکند، در حالی که کالوم با کتابهای تایچی و مدیتیشن به دنبال آرامش است. فیلم با پایانی تأثیرگذار و انتقالی درخشان به نام «شات انتقال» به اوج میرسد که نشاندهنده جدایی عاطفی سوفی از پدرش است. با این حال، به دلیل ریتم کند و داستان ظریف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی مسکال (نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد) و کوریو، فیلمبرداری گرگوری اوکه و موسیقی الیور کویتس تحسین شدند، اما برخی داستان را بیشازحد مبهم نقد کردند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ نمایش داده شد و جایزه French Touch را برد.