خلاصه داستان: فیلم یک اکشن-جنایی-درام هندی به کارگردانی فاروک کبیر و دنباله فیلم «خدا حافظ» (2020) است. داستان درباره سمیر (ویدیوت جاموال) و نارگیس (شیوالکا اوبروی) است که پس از ماجراهای فیلم اول، با ورود دختری کوچک به نام ناندینی به زندگیشان، آرامشی پیدا میکنند. اما وقتی ناندینی در یک حادثه غمانگیز ربوده میشود، سمیر برای یافتن او و انتقام وارد مسیری پر از خشونت میشود و با دشمنانی قدرتمند مانند شیلا تاکور (شیبا چادا) روبرو میشود. داستان با صحنههایی از جستجوی سمیر، مبارزات خشن، و درگیریهای احساسی، به موضوعات انتقام، عدالت، و محافظت از خانواده میپردازد. فیلم به دلیل اکشنهای قوی و بازی جاموال و چادا تحسین شد، اما داستان قابلپیشبینی و خشونت بیشازحد نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم یک درام-رازآلود به کارگردانی مایک بارکر و بر اساس رمانی از جسیکا نول است. داستان درباره آنی فانلی (میلا کونیس)، زنی موفق در نیویورک است که زندگی بهظاهر کاملی دارد. اما گذشتهای traumatic از دوران نوجوانیاش، شامل حادثهای در مدرسه، او را آزار میدهد. وقتی مستندسازی درباره گذشتهاش شروع به تحقیق میکند، آنی مجبور میشود با حقیقت روبرو شود. داستان با صحنههایی از فلشبکهای گذشته، زندگی حرفهای آنی، و رویاروییهای احساسی، به موضوعات تروما، حقیقت، و بازسازی خود میپردازد. فیلم به دلیل بازی کونیس و داستان احساسی تحسین شد، اما برخی ریتم نامنظم را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-ترسناک به کارگردانی میمی کیو است. داستان درباره نوآ (دیزی ادگار-جونز)، زنی جوان است که از آشناییهای آنلاین خسته شده و در یک سوپرمارکت با استیو (سباستین استن)، مردی جذاب، آشنا میشود. پس از شروع رابطهای عاشقانه، نوآ به زودی متوجه رازهای تاریک و خطرناک استیو میشود که او را در موقعیتی وحشتناک قرار میدهد. داستان با صحنههایی از قرارهای عاشقانه، افشاگریهای ترسناک، و تلاش نوآ برای بقا، به موضوعات اعتماد، فریب، و قدرت زنان میپردازد. فیلم به دلیل بازیهای قوی و ترکیب طنز و وحشت تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد غیرواقعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-اکشن فرانسوی به کارگردانی لویی لتریه و دنبالهای بر فیلم «آن سوی مسیرها» (2012) است. داستان درباره اوسمان دیاکیت (عمر سی)، پلیسی جسور از پاریس، و فرانسوا مونژ (لوران لافیت)، پلیسی با سبک کاری متفاوت، است که پس از یک دهه دوباره با هم متحد میشوند. آنها برای تحقیق درباره قتلی ظاهراً ساده به شهری کوچک در فرانسه میروند، اما متوجه توطئهای بزرگتر شامل قاچاق مواد مخدر و گروههای نئونازی میشوند. داستان با صحنههایی از تعقیب و گریز، طنز دوستانه، و رویارویی با نژادپرستان، به موضوعات همکاری، دوستی، و مبارزه با فساد میپردازد. فیلم به دلیل بازی عمر سی و لافیت و صحنههای اکشن سرگرمکننده تحسین شد، اما داستان کلیشهای و طنزهای گاهی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم یک اکشن-کمدی ژاپنی به کارگردانی توئیچیرو روتو و بر اساس مانگایی به همین نام است. داستان درباره کیکورا (کanna هاشیموتو)، یک دانشجوی ظاهراً معمولی که در واقع قاتلی حرفهای با مهارتهای رزمی است. او برای یک سازمان مخفی کار میکند و ماموریتهایی برای از بین بردن جنایتکاران انجام میدهد، اما در آخرین ماموریتش با خیانت و دشمنانی قدرتمند روبرو میشود. داستان با صحنههایی از مبارزات سریع، طنزهای سبک، و روابط کیکورا با دوستانش، به موضوعات دوگانگی هویت، وفاداری، و شجاعت میپردازد. فیلم به دلیل اکشنهای پرهیجان و بازی هاشیموتو تحسین شد، اما داستان ساده و کمبود عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام بیوگرافی به کارگردانی رینالدو مارکوس گرین است. داستان درباره ریچارد ویلیامز (ویل اسمیت)، پدر ونوس و سرنا ویلیامز، است که با عزمی راسخ دو دخترش را در محلهای فقیرنشین برای تبدیل شدن به ستارگان تنیس جهان تربیت میکند. او با برنامهریزی دقیق و فداکاری، با چالشهای مالی، اجتماعی، و خانوادگی روبرو میشود. داستان با صحنههایی از تمرینات سخت تنیس، درگیریهای خانوادگی، و موفقیتهای اولیه ونوس و سرنا، به موضوعات جاهطلبی، خانواده، و پشتکار میپردازد. فیلم به دلیل بازی اسمیت و داستان الهامبخش تحسین شد، اما برخی ریتم کند و تمرکز بیشازحد روی ریچارد را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-هیجانی به کارگردانی اسکات دریکسون و بر اساس داستانی از جو هیل است. داستان درباره فینی (میسون تامز)، پسری ۱۳ ساله در دهه ۱۹۷۰، است که توسط یک قاتل زنجیرهای معروف به «گرابر» (ایتان هاوک) ربوده و در زیرزمینی زندانی میشود. فینی از طریق تلفنی مرموز در دیوار با ارواح قربانیان قبلی گرابر ارتباط برقرار میکند که به او کمک میکنند تا برای فرار تلاش کند. داستان با صحنههایی از آدمربایی، مکالمات ماورایی، و تلاشهای فینی برای بقا، به موضوعات شجاعت، بقا، و رویارویی با ترس میپردازد. فیلم به دلیل بازی هاوک و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی پایانبندی را ساده یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-رازآلود هلندی به کارگردانی نیکو ون دن برینک است. داستان درباره بتریک (سالی هارمسن)، زنی که در نزدیکی باتلاقی در هلند زندگی میکند، است. وقتی گروهی باستانشناس بقایای عجیبی را کشف میکنند، بتریک و خانوادهاش با حوادث ماورایی و نفرینی باستانی مرتبط با موجودی به نام مولُخ روبرو میشوند. داستان با صحنههایی از کاوشهای باستانشناسی، اتفاقات ترسناک در خانه، و تلاش برای رهایی از نفرین، به موضوعات ترس، اساطیر، و بقا میپردازد. فیلم به دلیل فضای وهمآلود و بازی هارمسن تحسین شد، اما برخی داستان را کند و قابلپیشبینی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک علمی-تخیلی-ترسناک به کارگردانی دیوید کراننبرگ است. در آیندهای که انسانها با تغییرات زیستی سازگار شدهاند، ساول تنسر (ویگو مورتنسن)، هنرمندی است که با رشد ارگانهای جدید در بدنش اجراهای زنده خلق میکند. او با شریکش کاپریس (لئا سیدو) و در مواجهه با یک گروه مرموز، درگیر توطئهای درباره آینده بشریت میشود. داستان با صحنههایی از جراحیهای هنری، تحقیقات مخفی، و کاوشهای فلسفی، به موضوعات بدن، هنر، و تکامل میپردازد. فیلم به دلیل سبک بصری کراننبرگ و بازیها تحسین شد، اما محتوای سنگین و داستان مبهم برای برخی چالشبرانگیز بود.
خلاصه داستان: فیلم یک درام لهستانی به کارگردانی بارتوش بلاشچیک است. داستان درباره گریگورز، پسری ناشنوا که در خانوادهای فقیر زندگی میکند. وقتی والدینش متوجه استعداد موسیقی او میشوند، او را به مدرسهای موسیقی میفرستند، اما گریگورز با چالشهای عاطفی و اجتماعی روبرو میشود. او با کمک معلمش و کشف پیانوی سوناتا، راهی برای بیان احساساتش پیدا میکند. داستان با صحنههایی از تمرینهای موسیقی، روابط خانوادگی پرتنش، و لحظات کشف خود، به موضوعات هنر، معلولیت، و رشد شخصی میپردازد. فیلم به دلیل داستان احساسی و بازیهای قوی تحسین شد، اما برخی ریتم کند را نقد کردند.