خلاصه داستان: فیلم «زن، اسلحه و مغازه نودل» ساخته ژانگ ییمو در سال ۲۰۰۹، با بازی سون هونگلی در نقش صاحب مغازه نودل حسود، یان نی به عنوان همسر خیانتکار و شیائو شنیانگ در نقش قاتل ناشی، روایتی کمدی-تریلر و بازسازی چینی از فیلم «خون ساده» برادران کوئن است. داستان در دوران دودمان مینگ چین رخ میدهد؛ صاحب مغازهای نودلفروشی پس از کشف رابطه همسرش با کارگر جوان، قاتلی ناشی را استخدام میکند تا او را از میان بردارد، اما سوءتفاهمها، تعقیب و گریزها و جنایتهای زنجیرهای ناخواسته، همه را در گردابی از دروغ، خشونت و طنز سیاه فرو میبرد و پایانی غیرمنتظره رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم چشم شر (۲۰۱۹) به کارگردانی نپور آشتانا با بازی ساریتا چودری در نقش اوشا و سونیتا مانی در نقش پالاک، داستان مادری هندیتبار مقیم آمریکا را روایت میکند که پس از آشنایی دخترش با نامزد هندیاش ساندیپ، احساس میکند یک نیروی اهریمنی از گذشتهاش بازگشته و از طریق «چشم شر» سعی در تسخیر و نابودی خانواده دارد؛ اوشا با تکیه بر باورهای سنتی و خرافات هندی، درگیر جنگی نفسگیر با این موجود نامرئی میشود که ریشه در تراژدی کودکیاش دارد و مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم «انجیل متی» ساخته پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۶۴، روایتی نئورئالیستی و مستندگونه از انجیل متی است که با بازی انریکه ایرازوکی در نقش عیسی مسیح، سوزانا پازولینی به عنوان مریم و ماریو سوکراته در نقش یوسف، داستان تولد معجزهآسای مسیح، تعلیمات الهی او، معجزات شگفتانگیز، خیانت یهودا، محاکمه، مصلوب شدن و رستاخیز او را با زبانی ساده، شاعرانه و نزدیک به متن مقدس به تصویر میکشد و با فیلمبرداری سیاهوسفید در لوکیشنهای واقعی جنوب ایتالیا، عمق ایمانی و انسانی انجیل را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم کمدی-ماجراجویانه «آستریکس و اوبلیکس: خدا بریتانیا را حفظ کن» به کارگردانی لوران تیرار با بازیهای درخشان ژرار دوپاردیو در نقش اوبلیکس، ادوآر بر در نقش آستریکس، فابیس لوشینی به عنوان ژولیوس سزار و کاترین دنوو در نقش ملکه کوردلیا اکران شد. داستان در بریتانیای باستان میگذرد؛ سزار روم که از شکستهای مداوم در برابر گائولهای شکستناپذیر خشمگین است، با فتح بریتانیا قصد انتقام دارد. ملکه بریتانیا از سزار کمک میخواهد، اما او به جای لژیونرها، آستریکس و اوبلیکس را با معجون جادویی به جزیره میفرستد تا مقاومت را درهم بشکنند، غافل از اینکه دو جنگجوی غولپیکر به اشتباه به شورشیان بریتانیایی میپیوندند و با ماجراهای خندهدار و نبردهای حماسی، نقشه سزار را به هم میریزند.
خلاصه داستان: فیلم «اگر چهار شتر یکبرگ داشتم» ساخته کریس مارکر در سال ۱۹۶۶، یک اثر مستند شاعرانه و تجربی است که از مجموعهای از تصاویر آرشیوی سفرهای مارکر به نقاط مختلف جهان مانند چین، اسرائیل، ژاپن و سیبری تشکیل شده و با شعرهای الهامبخش و موسیقی زیبا همراه است؛ این فیلم کوتاه بدون روایت خطی، خاطرات شخصی، تصاویر خیابانی و مناظر فرهنگی را به صورت collageای زیبا به نمایش میگذارد و کاوشی عمیق در هویت، سفر و گذر زمان ارائه میدهد، بدون حضور بازیگران اصلی و تمرکز بر جنبههای بصری و صوتی خیرهکننده.
خلاصه داستان: فیلم کافه فلور (۲۰۱۱) به کارگردانی ژان-مارک واله، دو داستان موازی را به تصویر میکشد: در مونترال سال ۲۰۱۱، آنتوان (کوین پرنت) دیجی موفقی است که با جدایی از همسر سابقش کارول (هلن فلورانت) و عشق جدیدش رزی (ونسا پارادیس) درگیر چالشهای عاطفی است، و در پاریس دهه ۱۹۶۰، مادری به نام رزی (ونسا پارادیس) با عشق بیحد به پسر معلولش لوران (امیل واله) او را از مرگ نجات میدهد و بزرگ میکند. این روایتهای بههمپیوسته، کاوشی عمیق در عشق، جدایی و پیوندهای ماورایی است که با موسیقی و تصاویر خیرهکننده، تماشاگر را مسحور میکند.
خلاصه داستان: فیلم غرابت (۲۰۲۲) به کارگردانی مارکوس کاروسو و رافائل پورکاتی با بازی مارکو ریکا، کلودیا آبرو و هرمیلا گردس، داستان دو برادر به نامهای آگوستو و ژائو را روایت میکند که پس از سالها جدایی به دلیل اختلافات خانوادگی، دوباره با یکدیگر ملاقات میکنند و در سفری احساسی، روابط پیچیده، عشقهای ناکام، رازهای پنهان گذشته و پیوندهای خانوادگی را کاوش میکنند و با مواجهه با غرابتهای عمیق زندگیشان به دنبال آشتی و درک متقابل میگردند.
خلاصه داستان: فیلم «ما نتونستیم بزرگ بشیم» (۲۰۲۱) به کارگردانی ریو تاکهبایاشی با بازی یویا یاگیرا در نقش آکاشی و کاسومی آريمورا در نقش نائو، داستان دو دوست دوران کودکی را روایت میکند که پس از سالها جدایی، در دوران دانشگاه دوباره با یکدیگر ملاقات میکنند؛ آکاشی جوانی بیمسئولیت و نائو دختری بالغ و منظم است، اما رابطه پیچیده و پرتنش آنها با گذشتهای تلخ و ناتوانی در پذیرش بزرگسالی، آنها را به چالش میکشد و مرزهای دوستی، عشق و بلوغ را محک میزند.
خلاصه داستان: فیلم «کلیدهای سارا» ساخته ژیل پاکه-برنر در سال ۲۰۱۰، داستان دوگانهای را روایت میکند که در دو بازه زمانی ۱۹۴۲ و ۲۰۰۹ رخ میدهد؛ در پاریس اشغالی توسط نازیها، دختری ۱۰ ساله یهودی به نام سارا استارزینسکی (با بازی نلیت فاروآر)، برای نجات برادر کوچکش از دستگیری، او را در کمد آپارتمانشان قفل میکند و کلید را نگه میدارد، اما خودش به اردوگاه کار اجباری منتقل میشود. دههها بعد، خبرنگار آمریکایی جولیا جرماکووا (کریستین اسکات توماس) در حال تحقیق برای مقالهای درباره سالگرد دستگیری یهودیان پاریس، آپارتمان خانواده سارا را کشف میکند و سفری احساسی و پرماجرا برای کشف راز کلید آغاز میشود، با بازیگرانی چون نیلز آرستروپ و آیدان کوئین که عمق درام هولوکاست و میراث خانوادگی را به تصویر میکشند.