خلاصه داستان: فیلم فدریا (۱۹۶۲) به کارگردانی ژول داسن با بازی درخشان ملینا مرکوری در نقش فدریا و آنتونی پرکینز در نقش میشل، اقتباسی مدرن از تراژدی یونانی هیپولیتوس است. فدریا، همسر ثروتمند و میانسال تاجر قدرتمند یونانی زانون، در سفری به پاریس با پسرخوانده جوان و ایدهآلیست شوهرش آشنا میشود و به او عشقی سرکش و ممنوعه پیدا میکند؛ این احساسات پرشور به تدریج به جنونی ویرانگر تبدیل شده و خانواده را به سوی فاجعهای تلخ و اجتنابناپذیر سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم دریای آبی عمیق (۲۰۱۲) به کارگردانی ترنس دیویس با بازی ریچل وایز در نقش هتی، تام هیدلستون به عنوان فردdy و سیمون راسل بیلی در نقش ویلیام، داستان زنی جوان و متاهل را در لندن پس از جنگ جهانی دوم روایت میکند که زندگی آرام خود با همسر محترم و موفقش را رها کرده و به عشقی پرشور اما ناپایدار با یک خلبان سابق نیروی هوایی سلطنتی میپردازد؛ رابطهای که با تنهایی، حسادت و ناامیدی عمیق همراه است و هتی را به مرز خودکشی میرساند، در حالی که تلاش میکند میان قلب و عقل خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «خدمتکار» ساخته تیتس تیلور در سال ۲۰۱۱، داستان اسکلبیا «اسکیتر» (با بازی اما استون) را روایت میکند که جوانی جاهطلب در جکسون میسیسیپی دهه ۱۹۶۰ است و میخواهد کتابی درباره تجربیات تلخ و نژادپرستانه خدمتکاران سیاهپوست بنویسد. او با همکاری آبیلین (ویولا دیویس) خدمتکار وفادار و مینی (اکتاویا اسپنسر) خدمتکار جسور، رازهای پنهان جامعه سفیدپوست را فاش میکند و با چالشهای اجتماعی، خانوادگی و نژادی روبرو میشود که زندگی همه را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: فیلم بهترینهایشان (۲۰۱۶) به کارگردانی لونه شرفیگ با بازی جما آرترتون، بیل نای و سام کلاسفیل، داستان کاترین کول را روایت میکند که در اوج جنگ جهانی دوم به عنوان نویسنده دیالوگهای زنانه برای فیلمهای تبلیغاتی وزارت اطلاعات بریتانیا استخدام میشود. او درگیر پروژه ساخت یک فیلم تبلیغاتی الهامبخش با الهام از داستان دو خواهر آمریکایی میشود که روحیه مردم را در برابر بمبارانهای نازیها تقویت کند، اما با چالشهای خلاقانه، روابط عاطفی پیچیده و فشارهای جنگی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت به کشف استعدادهای پنهان خود میرسد.
خلاصه داستان: پارانورمال اکتیویتی ۳، فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی هنری جوست و آریل شولمن در سال ۲۰۱۱، پیشدرآمدی بر وقایع سری است و داستان زوجی به نام ریک (کریستوفر نیکولاس اسمیت) و سارا (لورن بیتنر) را روایت میکند که با دو دختر کوچک خود، کتی (کتی فدرستون در نقش جوان) و کریستی (اسپراگ گرییدن)، در خانهای در سال ۱۹۸۸ زندگی میکنند. وقتی پدیدههای ماوراء طبیعی عجیب مانند صداهای غریب، اشیای متحرک و سایههای مرموز آغاز میشود، آنها با نصب دوربینهای مخفی در سراسر خانه، تلاش میکنند راز موجود شیطانی توبی را کشف کنند و این رویدادها به وحشت فزایندهای منجر میشود که ریشههای نفرین خانوادگی را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «باز کردن مشتها» ساخته Kira Kovalenko در سال ۲۰۲۱، داستان آدا (با بازی Milana Mastandykova)، دختری جوان و سرکش را روایت میکند که در روستایی دورافتاده در اوستیای شمالی روسیه، همراه برادر دوقلویش (Alisu Abulkhanov) و مادری منزوی زندگی میکند. پس از مرگ پدرشان، آدا با سایه سنگین سنتهای خانوادگی، خشونت پنهان و تمایل شدید به فرار به شهر دست و پنجه نرم میکند و تلاش میکند مشتهای گرهخوردهاش را باز کند تا به آزادی برسد، در حالی که روابط پیچیده خانوادگی و فشارهای فرهنگی او را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: فیلم جوان بالغ (۲۰۱۱) به کارگردانی جیسون ریتمن با بازی شارلیز ترون در نقش مریلین، نویسندهای ناموفق و الکلی کتابهای نوجوانان، روایتگر زنی است که پس از شنیدن خبر تولد فرزند همسر سابق دبیرستانش، به شهر کوچک زادگاهش بازمیگردد تا با او رابطهای عاطفی برقرار کند و زندگی گذشتهاش را احیا نماید. مریلین با پاتون آزوالت در نقش دوست دوران دبیرستان معلول و پاتریک ویلسون به عنوان همسر سابق همبازی است و فیلم با طنزی تلخ به بحران میانسالی، توهمات نوجوانی و ناتوانی در رشد شخصیتی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «پس از مرگ» (۲۰۱۰) به کارگردانی پابلو لاراین با بازی آلفردو کاسترو و آنتونیا زگرز، روایتی تلخ و سوررئال از زندگی ماریو کورنئو، تکنسین کالبدشکافی در سانتیاگو شیلی در دوران کودتای نظامی آگوستو پینوشه در سال ۱۹۷۳ است؛ جایی که او در میان جسدهای بیشمار، عشقی بیمارگونه به همسایه رقاصهاش پیدا میکند و شاهد سقوط سالوادور آلنده و وحشتهای دیکتاتوری میشود، در حالی که روابط پیچیده و جنونآمیز او با اطرافیانش، تصویری سیاه از انحطاط انسانی ترسیم میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کنفرانس» (۲۰۲۳) به کارگردانی سورن بستر راسموسن، با بازی میکل بو فولسگارد، برتیل دی لورنزی و دولسه ماریا دال، یک کمدی ترسناک دانمارکی است که داستان گروهی از مدیران یک شرکت بزرگ را روایت میکند؛ آنها برای شرکت در یک سمینار تیمسازی به قلعهای دورافتاده در جنگل برده میشوند، اما ناگهان توسط گروهی از مهاجمان ناشناس و بیرحم مورد حمله قرار میگیرند و در میان هرجومرج، طنز تلخ و وحشت، باید برای بقا بجنگند و رازهای یکدیگر را برملا کنند.
خلاصه داستان: فیلم «پاریس وقتی داغ میشود» (۱۹۶۴) به کارگردانی ریچارد کوئینت، با بازی درخشان آدری هپبورن در نقش ایرین و ویلیام هولدن در نقش ریک مککال، داستان یک فیلمنامهنویس هالیوودی الکلی و تحت فشار را روایت میکند که در پاریس، یک منشی جوان و باهوش را استخدام میکند تا به او در نوشتن فیلمنامهای عاشقانه کمک کند؛ اما به زودی مرز بین واقعیت و خیال محو میشود و آنها خود را در دنیای پرماجرای فیلمنامهشان غرق میکنند، جایی که عشق، کمدی و ماجراهای دیوانهوار در خیابانهای زیبای پاریس جریان دارد.