خلاصه داستان: فیلم در میدلتن (۲۰۱۳) به کارگردانی اندرو فلمینگ با بازی اندی گارسیا در نقش جورج و ورا فارمیگا در نقش ادیث، داستان دو والدینی را روایت میکند که فرزندانشان برای ثبتنام در دانشگاه میدلتن به آنجا سفر میکنند. در طول تور بازدید دانشگاه، جورج و ادیث با یکدیگر آشنا شده و از برنامه خارج میشوند تا روزی پر از ماجراجویی، خنده و لحظات رمانتیک را با هم سپری کنند، در حالی که با مسائل شخصی و گذشتههای خود مواجه میشوند و پیوندی عمیق برقرار میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «قطارهای به دقت تحت نظر» (۱۹۶۶) به کارگردانی ییری منزل با بازی واتسلاو نِکار، جوزف سومر و ولاستیمیل برودسکی، داستان میلووش جوان و تازهکار را روایت میکند که در ایستگاه قطار کوچک چکاسلواکی در دوران اشغال نازیها مشغول به کار میشود. او درگیر مسائل نوجوانی، عشق نافرجام به دختر بلیطفروش و مشکلات جنسی است، در حالی که همکارانش درگیر عملیات خرابکارانه مقاومت علیه قطارهای آلمانی هستند؛ این کمدی تلخ و شاعرانه با ترکیبی از طنز سیاه، اروتیسیسم و تصاویر جنگ، به بررسی بلوغ، وفاداری و پوچی جنگ میپردازد و برنده اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.
خلاصه داستان: فیلم همه چیز خوب خواهد شد (۲۰۱۵) به کارگردانی ویم وندرس، داستان تام (جیم استورجس)، نویسندهای جوان را روایت میکند که در یک حادثه رانندگی تصادفی، پسرخوانده برادرش را از دست میدهد و با بار سنگین گناه و تلاش برای رستگاری، روابطش با سارا (ریچل مک آدامز)، مادر کودک، و دیگران را در طول سالها بازسازی میکند؛ این درام تأملبرانگیز با تصاویر خیرهکننده و روایتی غیرخطی، کاوشی عمیق در سوگ، بخشش و گذر زمان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۱، سارا پولی در فیلم «این والتز را بپذیر» داستانی عاشقانه و پیچیده را روایت میکند؛ میشل ویلیامز در نقش مارگارت، زنی خلاق و شاد که با شوهرش دن (ست روگن)، نویسنده کتابهای آشپزی، زندگی آرامی در اتاوا دارد، اما در سفری کاری با همسایه جذاب جدیدش دنیل (لوک کیربی) آشنا میشود و شور و اشتیاقی ناگهانی او را به چالش میکشد. مارگارت میان عشق پایدار اما تکراری زندگی فعلی و هیجان ناشناختهای که دنیل نوید میدهد، گرفتار میشود و فیلم با کاوش عمیق در احساسات، خیانت و جستجوی شادی، تمثیلی از والتز زندگی و تصمیمگیریهای دشوار ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «شمشیر تباهی» (۱۹۶۶) به کارگردانی کینجی فوکاساکو با بازی درخشان تتسویا ناکادای در نقش ریوما تسوکاسا، شمشیرزنی بیرحم و روانپریش از دوران ادو ژاپن را روایت میکند که با کشتن استادش در مسابقه شمشیربازی، وارد سفری پر از خشونت، انتقام و سقوط اخلاقی میشود؛ او به گروهی از دزدان شمشیر میپیوندد و روابط پیچیدهای با زنی جوان برقرار میکند که او را به مرز جنون میرساند، در حالی که گذشته تاریکش او را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلم «تری» (۲۰۱۱) به کارگردانی آزان هارمن با بازی جیکوب ویسوکی در نقش اصلی، جان سی. رایلی و کریستوفر میندیل، داستان نوجوانی چاق و منزوی به نام تری را روایت میکند که در دبیرستان با مشکلات هویتی، قلدری همکلاسیها و مسائل نوجوانی دستوپنجه نرم میکند؛ مدیر مدرسه غیرمتعارفش آقای فیتز با روشهای خلاقانه به او کمک میکند تا با یک دانشآموز سرکش دوست شود، اعتمادبهنفس پیدا کند و راهی برای پذیرش خود بیابد، در حالی که روابط انسانی عمیق و لحظات طنزآمیز، سفری احساسی از رشد شخصی را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم تاراس بولبا (۱۹۶۲) به کارگردانی جی. لی تامپسون با بازی درخشان یول برینر در نقش تاراس بولبا، رهبر قزاقهای اوکراینی، و تونی کورتیس در نقش یکی از پسرانش، داستانی حماسی از قرن شانزدهم در اوکراین را روایت میکند؛ تاراس پس از سالها اسارت، پسران جوانش آندری و اوستاپ را برای انتقام از لهستانیها و دفاع از سرزمینشان تربیت میکند، اما عشق ممنوعه آندری به دختری لهستانی، وفاداری خانوادگی را به چالش میکشد و به نبردهای خونین و فداکاریهای بزرگ منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «جاسوسی که از سرما آمد» (۱۹۶۵) به کارگردانی مارتین ریت، با بازی ریچارد برتون در نقش الک لیماس مأمور ارشد MI6 بریتانیا، کلر بلوم و اسکار ورنر، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند. لیماس پس از از دست دادن مأمور خود در برلین، مأموریت پیچیدهای برای فریب هانس-دیتر موندت، مقام ارشد KGB، دریافت میکند و با هویت جعلی وارد برلین شرقی میشود. در این میان، با نانسی، زنی کمونیست و سابقاً فعال صلحطلب آشنا شده و عاشق او میگردد، اما توطئههای جاسوسی لایهلایه، خیانتهای پنهان و دادگاهی ساختگی مرزهای وفاداری را به چالش میکشد و لیماس را در سرمای بیرحم جاسوسی گرفتار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم وَمپس (۲۰۱۲) به کارگردانی ایمی هکرلینگ با بازی آلیشیا سیلورستون در نقش گوئندولین و کریستن ریتِر در نقش استلا، داستان دو خونآشام جوان و شیکپوش ساکن نیویورک را روایت میکند که پس از قرنها زندگی در سایه، تصمیم میگیرند با دنیای مدرن همگام شوند، به کلابهای شبانه بروند، عاشق پسرانی بشوند که تهدیدی برای راز خونآشامیشان هستند و از قوانین سختگیرانه قبیله قدیمیشان سرپیچی کنند، در حالی که با موقعیتهای کمدی و رمانتیک خندهداری روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «اولین چیز زیبا» ساخته پائولو ویرتزی در سال ۲۰۱۰، داستان برونو و والنتینا دو خواهر و برادر را روایت میکند که در دهه ۱۹۷۰ در توسکانی ایتالیا با مادر زیبایشان برونته زندگی میکنند؛ برونته ملکه زیبایی محلی است و با روابط پرشور و زندگی بیثباتش، فرزندانش را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد. سالها بعد در سال ۲۰۰۰، برونو که از بیماری ایدز رنج میبرد و به عنوان دستیار پزشکی کار میکند، برای شرکت در مسابقه زیبایی مادرش به زادگاه بازمیگردد و با خاطرات گذشته و روابط خانوادگی پیچیده روبرو میشود. میشلا روستی در نقش برونته درخشان ظاهر شده و استفانو اچیکاره و کلارا پونتو نقشهای برونو و والنتینا را ایفا میکنند.