خلاصه داستان: فیلم انیمیشن «مرغ با آلو» به کارگردانی مارجان ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۱۱، داستان ناصرعلیخان، نوازنده ویولن برجسته ایرانی را روایت میکند که پس از گم شدن ویولن گرانبهایش و جدایی از همسرش، به یاد عشق جوانیاش فروغ میافتد و در ناامیدی کامل، تصمیم به مرگ میگیرد. این اثر بر اساس خاطرات شخصی ساتراپی ساخته شده و با بازی ماتئو آمالریک در نقش ناصرعلی، ماریا د مدرو در نقش فروغ، و ژرار دارمون در نقش پدر ناصرعلی، سفری احساسی به عمق عشق، حسرت و فرهنگ ایرانی را به تصویر میکشد و با ترکیبی از انیمیشن خیرهکننده و موسیقی سنتی، تماشاگران را مجذوب خود میکند.
خلاصه داستان: کت بالو (۱۹۶۵)، ساخته الیوت سیلورستین با بازی جین فوندا در نقش معلم جوان و شجاع کت بالو و لی ماروین در دو نقش اسلحهدار الکلی و قاتل پدرش، داستان زنی تحصیلکرده را روایت میکند که پس از قتل ناعادلانه پدرش توسط شرکت راهآهن، از دنیای آرام خود خارج شده و گروهی از راهزنان بیمصرف و یک هفتتیرکش ورشکسته را استخدام میکند تا انتقام سختی بگیرد؛ این وسترن کمدی کلاسیک پر از طنز، آهنگهای فولک و لحظات اکشن نفسگیر است که به موفقیتهای اسکار لی ماروین در نقشهای دوگانهاش منجر شد.
خلاصه داستان: فیلم اطلاعات مرکزی (۲۰۱۶) به کارگردانی راو اوزبرگ با بازی دواین جانسون در نقش رابرت "باب" استون، مأمور مخفی سابق CIA، و کوین هارت در نقش کالب میچل، حسابدار معمولی، روایتگر داستان دو دوست دوران کودکی است که پس از سالها، دوباره با هم ملاقات میکنند و کالب ناخواسته درگیر مأموریت خطرناک جاسوسی باب میشود؛ ماجرایی پر از خنده، اکشن و لحظات کمدی که زندگی آرام کالب را به یک تعقیب و گریز هیجانانگیز تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم حتی باران هم به کارگردانی ایسیار بولاین در سال ۲۰۱۰، با بازی گائل گارسیا برنال در نقش کارگردان فیلم و لوئیس توسار به عنوان تهیهکننده، داستان گروهی از فیلمسازان اسپانیایی را روایت میکند که برای ساخت اثری درباره کریستف کلمب و استعمار اولیه آمریکا به بولیوی سفر میکنند، اما همزمان با اعتراضات گسترده مردم محلی علیه خصوصیسازی آب توسط شرکتهای خارجی روبرو میشوند و این بحران واقعی، مرزهای میان فیلم و واقعیت را محو کرده و آنها را وادار به بازنگری در تاریخ و اخلاقیات خود میکند.
خلاصه داستان: فیلم «انتوراژ» (۲۰۱۵) به کارگردانی داگ الین با بازی آدریان گرینیر در نقش وینسنت چیس، کوین کانلی، جرمی فرارا، کوین دیلون و جرمی پایون در نقش آری گلد، ادامه ماجراهای وینسنت و دوستان دوران کودکیاش را در هالیوود روایت میکند؛ جایی که وینسنت برای اولین بار کارگردانی فیلمی پرهزینه را بر عهده میگیرد اما با کمبود بودجه ۱۰ میلیون دلاری مواجه شده و با کمک آری و دوستانش به ترفندهای خلاقانه و پرماجرای صنعت سرگرمی روی میآورد تا پروژه را نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۴، فیلم اکشن و علمی-تخیلی «لبهی فردا» به کارگردانی داگ لیمان با بازی تام کروز در نقش سرهنگ بیل کیج و امیلی بلانت در نقش ریتا ورتاسکی ساخته شد. داستان حول محوری میچرخد که کیج، افسر تبلیغاتی ارتش، در روز حمله بیگانگان فضایی به زمین مجبور به جنگ میشود و پس از مرگ، در یک حلقه زمانی گیر میافتد؛ هر بار که میمیرد، به همان روز اول بازمیگردد و با کسب تجربه، مهارتهایش را افزایش میدهد. با کمک ریتا، جنگجوی ماهر، او تلاش میکند تا راز شکست بیگانگان را کشف کند و آینده بشریت را نجات دهد، در حالی که این چرخه مرگبار او را به یک سرباز بینظیر تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «الها» (Elles) به کارگردانی مالگورژاتا شوموفسکا در سال ۲۰۱۱، با بازی ژولیت بینوش در نقش آن، روزنامهنگار مجله معتبر الِ، روایتگر زندگی دو دانشجوی دختر به نامهای شارلوت (آنايس دموستييه) و آلوا (ژوزفين دو لا فالِز) است که برای تأمین هزینههای دانشگاه، به فاحشهگری روی آوردهاند. آن در حین مصاحبههای عمیق برای مقالهاش، با واقعیتهای تلخ و پیچیده زندگی این دختران روبرو میشود و این تجربیات، روابط شخصیاش با همسر نویسندهاش (کريستوف پيچينسکي) و فرزندانش را زیر سؤال میبرد و او را به سفری درونی برای کشف تمایلات سرکوبشده خود میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم ورود به هیچکجا (۲۰۱۲) به کارگردانی جک هلر با بازی اسکات باکولا، ویلیام مپوتر و سارا تامکو، داستان سه غریبه را روایت میکند که در یک پمپبنزین متروکه در دل بیابان به طور تصادفی به هم میرسند؛ آنها با وقوع رویدادهای ماوراءطبیعی و عجیب، وارد یک حلقه زمانی یا بُعد موازی میشوند و برای رهایی از این تله مرگبار و کشف راز پشت پرده آن دست و پا میزنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم اکشن و هیجانی «محو شده» به کارگردانی فیلیپ اشتولزل با بازی آرون اکهارت در نقش بن لوگان، مأمور سابق CIA که پس از ترک سرویس مخفی به بلژیک میرود تا زندگی آرامی با دختر نوجوانش آنا (لیانا لیبراتو) داشته باشد، اما ناگهان هویتش توسط شرکت فناوریای که برایش کار میکند پاک میشود و به عنوان قاتل تحت تعقیب درمیآید؛ او با کمک همکار سابقش (اولگا کوریلنکو) باید از دام توطئهای پیچیده رها شود، دخترش را نجات دهد و راز پشت عملیات مخفیانهای را که زندگیشان را نابود کرده کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم الویرا مادیگان (۱۹۶۷) به کارگردانی بو ویدربِرگ، داستان واقعی عشقی پرشور و تراژیک بین الویرا مادیگان (پیاها دگرمارک)، دلقک جوان و زیبای سیرک، و سیکستن اسپاره (تومی برگِرن)، افسر متأهل ارتش سوئد را روایت میکند. آنها با وجود موانع اجتماعی و خانوادگی، از جامعه فرار کرده و در طبیعت بکر سوئد به دنبال زندگی رویایی و بیقیدوشرط میگردند، اما سرنوشت تلخ عشقشان را به پایان میرساند و فیلمی عاشقانه و شاعرانه خلق میکند.