خلاصه داستان: فیلم «عشق تکه کیکی است» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی چیوک وان-چی با بازی ایسون چان در نقش روی، سرآشپز ماهری که پس از جدایی از همسرش به دنیای کیکپزی پناه میبرد و میریام یانگ در نقش چی-یی، قناد خلاق و پرجنبوجوشی که با ورود به زندگی روی، رقابتی شیرین و عاشقانه را آغاز میکنند، داستانی دلنشین از عشق، طعمهای زندگی و تلاش برای یافتن شادی در میان چالشهای روزمره را روایت میکند که با صحنههای طنزآمیز پخت کیک و لحظات احساسی عمیق، مخاطب را مجذوب خود میسازد.
خلاصه داستان: فیلم بینظمی (۲۰۱۵) به کارگردانی آلیس وینوکور با بازی ماتیاس شونارتس در نقش ماتیاس، دایان کروگر به عنوان دنیز و پرسِی امپاتا، داستان یک کهنهسرباز ارتش فرانسه را روایت میکند که پس از آسیبهای جنگی با مشکلات شنوایی و اضطراب دستوپنجه نرم میکند. او به عنوان نگهبان شبانه در عمارتی مجلل استخدام میشود و وظیفه حفاظت از همسر جوان و جذاب صاحبخانه را بر عهده میگیرد، اما با ورود مهمانان مشکوک و ناپدید شدن ناگهانی صاحبخانه، ماتیاس وارد چرخهای از پارانویا، خشونت و روابط عاطفی پیچیده میشود که مرز میان حفاظت و obsession را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شرم پنهان خانم وارد» (۱۹۷۱) به کارگردانی سرجیو مارتینو با بازی ادویژ فنک در نقش آنا وارد، جورج هیلتون و ایوان راسیموف، داستان زنی جوان را روایت میکند که پس از نقل مکان به وین همراه همسر دیپلماتش جرج، درگیر کابوسهای گذشتهاش میشود. آنا که تمایلات مازوخیستی پنهانی دارد، با بازگشت معشوق سابقش و وقوع قتلهای زنجیرهای مرموز توسط فردی ناشناس که رازهای تاریک او را میداند، گرفتار وحشت و شکوفایی میشود و تلاش میکند تا از دام ترس و گناهانش رهایی یابد.
خلاصه داستان: فیلم استالکر ساخته آندری تارکوفسکی در سال ۱۹۷۹، داستان راهنمایی مرموز به نام استالکر را روایت میکند که افراد را به «منطقه» خطرناکی هدایت میکند؛ جایی پساآخرالزمانی با قوانین فیزیکی غیرعادی و اتاقی افسانهای که آرزوهای واقعی قلب انسان را برآورده میسازد. استالکر، نویسندهای بدبین (آناتولی سولونیتسین) و دانشمندی شکاک (نیکولای گرینکو) را با خود همراه میکند و در سفری پر از تنش فلسفی و روانی، مرزهای ایمان، ترس و معنای وجود را کاوش میکنند، در حالی که الکساندر کایدانوفسکی در نقش استالکر ایمانی عمیق به قدرت ناشناخته منطقه دارد.
خلاصه داستان: فیلم شفت (۱۹۷۱) به کارگردانی گوردون پارکس با بازی ریچارد رونتری در نقش جان شفت، کارآگاه خصوصی سیاهپوست باهوش و بیباک نیویورکی است که برای نجات دختر یک رئیس مافیای قدرتمند ایتالیایی-آمریکایی که ربوده شده، وارد ماجراجویی پرخطری در دل دنیای زیرزمینی خلافکاران هارلم میشود. شفت با استفاده از مهارتهای فوقالعاده رزمی، تیراندازی دقیق و شبکه اطلاعاتی گستردهاش، با باندهای مافیایی درگیر میشود و در حالی که با نژادپرستی و فساد روبرو است، مأموریت را با موفقیت به سرانجام میرساند و به نمادی از جنبش بلکسپلویتاسیون تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «عروسکها» (۲۰۰۲) به کارگردانی تاکشی کیتانو با بازی میهو کانو، هیدتوشی نیشیجیما و تسویوشی کیهارا، روایتی شاعرانه و بصری خیرهکننده از سه داستان عشقی موازی است که تمهای وفاداری ابدی، وسواس و قربانی را کاوش میکند؛ در نخستین خط داستانی، ستاره پاپی به نام ساواکو به دلیل از دست دادن صدا به عروسک نوهارت تبدیل شده و با نامزدش در سفری بیپایان قدم میزند، در دومین بخش، یاکوزای عاشق نازوکی از باند جنایتکارش جدا میشود تا به معشوقهاش بازگردد، و در سومین روایت، مردی ثروتمند هر ساله با عروسکمانندی به دنبال عشق گمشده دوران جوانیاش میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «این پایان دنیاست» (۲۰۱۳) به کارگردانی سث روگن و ایوان گلدبرگ، با بازی ستارگانی چون سث روگن، جیمز فرانکو، جونا هیل، دنی مکبراید و کریگ رابینسون در نقشهای خودشان، یک کمدی آخرالزمانی هالیوودی است که در آن گروهی از دوستان مشهور در مهمانی مجلل خانه جیمز فرانکو در لسآنجلس جمع شدهاند و ناگهان با وقوع فاجعهای مهیب، آخرالزمان فرا میرسد؛ زلزلههای عظیم، موجودات شیطانی و آشوب شهر آنها را محاصره میکند و این ستارهها با شوخیهای خودخواهانه و وحشتزده برای بقا و نجات روحی تلاش میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «لو داون» (۲۰۱۴) به کارگردانی زولا بارنز، با بازی درخشان جان هاوکز در نقش بیگ جان، نوازنده جاز معتاد به هروئین، الن فنینگ در نقش دختر نوجوانش پم و گلن کلوز به عنوان مادربزرگ دلسوز، داستان واقعی زندگی آنها را در لسآنجلس دهه ۱۹۷۰ روایت میکند؛ جایی که پم در میان آشفتگیهای اعتیاد پدر، غیبت مادر و تلاشهای ناکام خانواده برای نجات بیگ جان، به بلوغی دردناک میرسد و با چالشهای عاطفی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم میوههای شور (۱۹۸۱) به کارگردانی شوجی ترایانا، با بازی کلاوس کینسکی در نقش سیدنی مرد ثروتمند اروپایی و سایوکو آمانو در نقش آیمی دختر جوان ژاپنی، داستانی اروتیک و جنجالی را در هنگکنگ دهه ۱۹۲۰ روایت میکند؛ جایی که سیدنی آیمی را از یک خانه فاحشه میخرد و رابطهای پیچیده، پر از شور جنسی، سلطه و تسلیم را با او آغاز میکند، در حالی که تمهای کاوش هویت، لذت و مرزهای ممنوعه را با تصاویر جسورانه بررسی مینماید.