خلاصه داستان: ملانی، 16 ساله، با مادرش زندگی می کند. او به مدرسه رفتن، دوستانش، نواختن ویولن سل را دوست دارد و می خواهد دنیا را تغییر دهد. اما وقتی در اینترنت با پسری آشنا میشود و عاشق او میشود، دنیای او تغییر میکند و به تدریج توسط داعش جذب میشود. سونیا 17 ساله است و تقریباً کاری غیرقابل برگشت انجام داد تا به خانوادهاش جایی در بهشت «تضمین» کند. این دختران نوجوان ممکن است آنائیس، مانون یا لیلا نام داشته باشند و یک روز ممکن است همه آنها تا حدودی روند استخدام را پایین بیاورند. اما آیا آنها هرگز می توانند از آن برگردند؟
خلاصه داستان: مامور سرویس مخفی جیمز باند مأمور می شود یک کشتی گمشده بریتانیایی مجهز به یک دستگاه رمزگذاری سلاح را پیدا کند و از افتادن آن به دست دشمن جلوگیری کند.
خلاصه داستان: پالم با بهترین دوستش، گینک، که از دوران دبیرستان نسبت به او احساسات داشت، در منطقه دوست بوده است. او اغلب سعی می کند به او اعتراف کند، اما او همیشه او را رد می کند. با این حال، در طول سال ها، آنها همیشه برای همیشه آنجا بوده اند ...