خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه با دختر کوچکش، درسا، در آپارتمانشان در حالی که همسرش به جبهه اعزام شده، گیر افتادهاند. بمبارانهای مداوم شهر توسط عراق، ترس و اضطراب را بر زندگی آنها حاکم کرده است. با ورود یک موشک به ساختمان که منفجر نمیشود، حالتی از ترس و وهم بر فضای خانه سایه میافکند. به تدریج، موجودات ماوراءالطبیعه و شروری که از باورهای قدیمی منطقه نشأت میگیرند، به خانه آنها نفوذ میکنند و شیده را درگیر مبارزهای فراتر از دنیای مادی میکنند. او که ابتدا این اتفاقات را ناشی از فشار روانی و توهم میداند، به تدریج متوجه میشود که تهدیدی حقیقی و باستانی، جان او و دخترش را هدف گرفته است. کارگردان این فیلم ترسناک روانشناختی، بابک انوری، با بازی نگاه محمدیفر در نقش شیده، اثری خلق کرده که در آن ترس از جنگ و موجودات ماوراءالطبیعه در هم میآمیزند و تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارند.
خلاصه داستان: «آنابلا را دوست دارم» (۲۰۰۶) به کارگردانی کاترین بروک با بازی ارین کلی، دایان گایدری و لورا برکنیج، داستانی عاشقانه و ممنوعه را روایت میکند. آنابلا، یک دانشآموز شانزده ساله سرکش که در یک مدرسه کاتولیک دخترانه ثبتنام میکند، به تدریج با سیمون، معلم ادبیات و شاعرش (با بازی ارین کلی) ارتباط عمیقی برقرار میکند. این رابطه که در ابتدا به شکل دوستی و تشویق استعدادهای ادبی آنابلا آغاز میشود، به تدریج به عشقی عمیق و پرشور تبدیل میشود. اما این عشق در محیطی مذهبی و تحت قوانین سخت مدرسه، به سرعت به چالشی بزرگ برای هر دو تبدیل میشود. فشارهای اجتماعی، تعصبات مذهبی و قوانین مدرسه، این دو را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و آنها باید بین عشق خود و عواقب آن تصمیم بگیرند. این فیلم با نگاهی ظریف و شاعرانه، پیچیدگیهای عشق، هویت و پذیرش را در برابر هنجارهای جامعه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این سریال مستند به کارگردانی مارک هاوکینز، زندگی و حرفه دیوید چیس، خالق افسانهای سریال «سوپرانوها» را بررسی میکند. این اثر با استفاده از مصاحبههای اختصاصی با دیوید چیس، بازیگران سریال سوپرانوها مانند جیمز گاندولفینی، لورین براکو و مایکل ایمپریولی، و همچنین تحلیلگران سینما، به روند خلق این سریال انقلابی، تأثیر آن بر تلویزیون و میراث پایدارش میپردازد. این مستند نه تنها یک مرور بر پشت صحنه ساخت یکی از بزرگترین سریالهای تاریخ تلویزیون است، بلکه پرترهای عمیق از ذهن خلاق مردی است که تعریف درام تلویزیونی را برای همیشه تغییر داد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۸ فرانسه به کارگردانی اَکسِل روئو است که با بازیگریهای درخشان پیر نینی، ماریون کوتار، مائودی ویکر، سیپریان روئو و فیلیپین استیندل همراه شده است. داستان حول محور سه دوست صمیمی میچرخد که هر سه در آستانه چهل سالگی قرار دارند و زندگی عشقی پر فراز و نشیبی را تجربه میکنند. یکی از آنها عاشق مرد جوانی میشود که پسر دوستش است، دیگری با یک مرد متأهل درگیر رابطهای مخفیانه میشود و سومی که تازه طلاق گرفته، سعی میکند دوباره به دنیای دوستیابی بازگردد. این سه زن در مواجهه با چالشهای عشق، دوستی و هویت خود در میانسالی، داستانی طنزآمیز و در عین حال عمیق را خلق میکنند که به بررسی روابط پیچیده انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: یک مادر نگران در دهلی، پس از سالها دوری از دخترش در آمریکا، با خوشحالی از نامزدی او استقبال میکند. اما شادی او زمانی به وحشت تبدیل میشود که متوجه میشود نامزد دخترش شباهت هولناکی به مردی دارد که سالها پیش در هند به او تعرض کرده بود. او متقاعد شده که این همان فرد است که در قالب یک مرد جدید بازگشته تا زندگی دخترش را نابود کند. مادر برای نجات دخترش از سرنوشتی شوم، وارد یک نبرد روانی و فراطبیعی میشود که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی الین چو و بازی سونیتا منون و ساریتا چودهاری است.
خلاصه داستان: روز، دانشجوی جوان رشته بازیگری در لندن، تصمیم میگیرد هویت واقعی خود را که از طریق اهدای اسپرم به دنیا آمده کشف کند. پس از یافتن والدین بیولوژیکی خود، متوجه میشود که مادرش الن، بازیگری موفق است که او را به فرزندخواندگی داده و پدرش پیتر، دامپزشکی متاهل است که هرگز از وجود او خبر نداشته. الن که از ملاقات با روز امتناع میکند، به او هشدار میدهد که پیتر مرد خطرناکی است. روز با اصرار برای ملاقات با پدرش، با حقیقت تلخ و هولناک گذشته مواجه میشود و نقشهای انتقامجویانه را در ذهن میپروراند. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ ایرلند و بریتانیا به کارگردانی جو لاوتون و کریستین مولوی با بازی آن اسکیل، ایدین گیلن و اورلا بردی است.
خلاصه داستان: «متولد نشده» (The Unborn) فیلم ترسناک فراطبیعی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی دیوید اس. گویر و با بازی اودرا بل، گری الدمن، مگان گود و ادریس البا است. داستان حول محور کیسی بلدن (اودرا بل) میچرخد؛ دانشجویی که پس از تجربه کابوسهای مکرر و رویت یک پسر بچه با چشمان آبی مرموز، دچار وحشت میشود. او به تدریج درمییابد که این موجودات فراطبیعی به دنبال او هستند تا از طریق او به دنیای فیزیکی وارد شوند. کیسی متوجه میشود که این پدیده ریشه در گذشته خانوادهاش و یک نفرین باستانی یهودی به نام «دیباک» دارد که روح یک پسر بچه مرده است. برای نجات جان خود و اطرافیانش، او باید با کمک یک کشیش (الدمن) و یک ربی (البا) به جنگ این نیروهای شیطانی برود و آیینهای پیچیدهای را برای بیرون راندن این موجود شرور انجام دهد. فیلم با ترکیب عناصر فولکلور یهودی و ترسهای روانی، فضایی پرتنش و ترسناک خلق کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم اقتباسی از رمان کلاسیک «بلندیهای بادگیر» اثر امیلی برونته است که داستان عشق پر شور و ویرانگر «هیثکلیف» را روایت میکند. هیثکلیف یک یتیم سر راهی است که توسط خانواده «ارنشاو» به فرزندی پذیرفته میشود و در عمارت «بلندیهای بادگیر» بزرگ میشود. او به تدریج با «کتی»، دختر خانواده، پیوندی عمیق و عشقی آتشین پیدا میکند. اما تفاوتهای طبقاتی و ورود «ادگار لینتون» به عنوان رقیبی از طبقه اشراف، مسیر زندگی آنها را تغییر میدهد. کتی که تحت تأثیر موقعیت اجتماعی قرار گرفته، ادگار را به ازدواج انتخاب میکند و این خیانت، هیثکلیف را مبدل به مردی کینهتوز میسازد. او سالها بعد به عنوان فردی ثروتمند بازمیگردد تا انتقام خود را از تمام کسانی که به نظرش به او خیانت کردهاند، بگیرد و این انتقام، زندگی نسل بعدی هر دو خانواده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این داستان، تراژدی عشقی است که بر اثر غرور و کینه به نابودی میگراید و ویرانی را برای همه به ارمغان میآورد.