خلاصه داستان: «کیف سیاه» یه فیلم جاسوسی-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کپ. داستان درباره جورج وودهوس (مایکل فاسبندر)، مأمور اطلاعاتی بریتانیاییه که تو مرکز امنیت سایبری ملی لندن کار میکنه. وقتی همسرش، کاترین (کیت بلانشت)، که خودش هم یه مأمور افسانهایه، مظنون به خیانت به کشور میشه، جورج مأمور میشه تا حقیقت رو کشف کنه. این مأموریت جورج رو تو یه دوراهی سخت قرار میده: وفاداری به ازدواجش یا به کشورش. فیلم با ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه، پر از دیالوگهای تند، پیچشهای داستانی، طنز خشک و فضای پرتنش جاسوسیه که به روابط شخصی و خیانت تو دنیای جاسوسی میپردازه. بازیگرای مکمل مثل رژه-ژان پیج (سرهنگ جیمز استوکس)، ماریسا آبلا، نائومی هریس (دکتر زوئی وان)، تام برک و پیرس برازنان، عمق بیشتری به داستان میدن.
خلاصه داستان: «WWE بکلش: سنت لوئیس» یه رویداد ویژه تلویزیونی کشتی حرفهایه که توسط WWE تولید شده و بیستمین رویداد بکلش محسوب میشه. این برنامه تو ۱۰ مه ۲۰۲۵ تو سنترپرایز سنتر، سنت لوئیس، میزوری برگزار شد و کشتیگیرای برندهای راو و اسمکدان توش شرکت کردن. تم رویداد بر اساس واکنشها و پیامدهای رسلمنیا ۴۱ بود. پنج مسابقه تو این رویداد برگزار شد. تو مسابقه اصلی، جان سینا (جان سینا) تو یه مبارزه جنجالی مقابل رندی اورتن (رندی اورتن)، تو زادگاه اورتن، از عنوان قهرمانی بلامنازع WWE دفاع کرد. تو یه مسابقه برجسته دیگه از برند راو، گانتر (والتر هان) با سابمیشن فنی پت مکافی (پت مکافی) رو شکست داد. مسابقه افتتاحیه هم یه مبارزه چهارجانبه مرگبار بود که جیکوب فاتو (جیکوب فاتو) با کمک جف کاب (با نام جدید JC ماتئو)، مقابل الای نایت (شان مایکلز)، دیمین پریست (لوئیس مارتینز) و درو مکینتایر (اندرو گالووی) از عنوان قهرمانی ایالات متحده WWE دفاع کرد. رویداد با حضور ۱۷,۱۰۰ تماشاگر، پر از لحظات هیجانانگیز و معرفی کاب بهعنوان یه تازهوارد بود
خلاصه داستان: «دپارتمان کیو» یه سریال جنایی-روانشناختی اسکاتلندیه که توسط اسکات فرانک و چندنی لاخانی ساخته شده و اقتباسی از رمانهای جنایی یوسی آدلر-اولسن، نویسنده دانمارکیه. داستان درباره کارل مورک (متیو گود)، کارآگاه سابق برجسته ادینبوروه که بعد از یه حمله مسلحانه که باعث فلج شدن همکارش، جیمز هاردی (جیمی سایوز)، و مرگ یه پلیس دیگه شد، گرفتار عذاب وجدان شده. کارل بعد از مرخصی طولانی، به یه واحد جدید به اسم دپارتمان کیو تو زیرزمین اداره پلیس منتقل میشه که برای حل پروندههای سرد (بستهشده) تشکیل شده، اما در واقع یه ترفند تبلیغاتی برای پوشوندن مشکلات پلیسه. کارل به همراه آکرم سلیم (الکسی مانوِلوف)، یه پلیس سوری مهاجر که تو بخش آیتی کار میکنه، و رز دیکسون (لیا برن)، یه افسر جوان کنار گذاشتهشده، شروع به بررسی پرونده گم شدن مریت لینگارد (کلویی پیری)، یه دادستان سرسخت که چهار سال پیش غیبش زده، میکنه. سریال با ۹ قسمت تو فصل اول، پر از تعلیق، دیالوگهای تند و کاوش تو آسیبهای روانی و فساد نهادیه که داستان کارل و مریت رو با فلشبکها بهم گره میزنه.
خلاصه داستان: «خاکستر» یه فیلم ترسناک-معمایی-علمیتخیلی آمریکاییه به کارگردانی فلایینگ لوتوس و نویسندگی جانی رملر. داستان درباره ریا اورتیس (ایزا گونزالس)، فضانورده که تو یه ایستگاه تحقیقاتی تو سیارهای دور به اسم K.O.I.-442، ملقب به «خاکستر»، بیدار میشه و میبینه همه خدمهش (آدی، کوین، کلارک و دیویس) به طرز وحشیانهای کشته شدن. ریا که دچار فراموشی و پارانویاست، هیچ خاطرهای از اتفاقات یا هویت خودش نداره، جز چند فلشبک کابوسوار. وقتی بریون (آرون پاول)، مردی که ادعا میکنه برای نجاتش فرستاده شده، پیداش میشه، اونا باید بفهمن چه اتفاقی افتاده، در حالی که به هم اعتماد ندارن و یه نیروی عجیب تو ایستگاه فعاله. فیلم با ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه، پر از تصاویر روانگردانه، موسیقی متن فلایینگ لوتوس، جلوههای عملی و حالوهوای شبیه «بیگانه» و «موجود»ه، اما با پیچشهای خودش.
خلاصه داستان: «مسلح» یه فیلم اکشن-ترسناک-هیجانی کاناداییه به کارگردانی نیل مکی و نویسندگی تری مکدونالد. داستان درباره یه گروه از تفنگدارای سابق نیروی دریاییه که یه محموله تسلیحاتی رو از ارتش میدزدن، اما بهطور اتفاقی یه ربات کشنده مربوط به دوران جنگ سرد رو فعال میکنن. این ربات، که برای نابودی هر چیزی تو مسیرش برنامهریزی شده، اونا رو شکار میکنه. گروه، با بازی عمر توچی، ریک آمسبری و بابک بهارستان، باید برای زنده موندن تو یه تعقیبوگریز پرتنش بجنگن. فیلم با ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه، پر از اکشن، جلوههای عملی، موسیقی متن نوستالژیک (از جمله آهنگ The Platters) و حالوهوای فیلمهای دهه ۸۰ و ۹۰ هست، مثل «ترمیناتور» و «غارتگر».
خلاصه داستان: «یک لطف ساده دیگر» یه فیلم کمدی سیاه-جنایی-معمایی آمریکاییه به کارگردانی پل فیگ و نویسندگی جسیکا شارزر و لیتا کالوگریدیس، که دنبالهای بر «یک لطف ساده» (۲۰۱۸) محسوب میشه. داستان پنج سال بعد از وقایع فیلم اول جریان داره. استفانی اسموترز (آنا کندریک)، حالا یه وبلاگنویس معروف جناییه که کتابی درباره دوستی با امیلی نلسون (بلیک لایولی) و زندانی شدنش نوشته. امیلی، که با تجدیدنظر آزاد شده، تو یه مراسم امضای کتاب سراغ استفانی میره و ازش میخواد ساقدوش عروسی مجللش با یه تاجر ثروتمند ایتالیایی، دانته ورسانو (میشل مورونه)، تو جزیره کاپری ایتالیا باشه. استفانی، با فشار امیلی و به پیشنهاد دستیارش برای بالا بردن فروش کتاب، قبول میکنه. تو کاپری، با شخصیتهایی مثل شوهر سابق امیلی، شان (هنری گلدینگ)، مادر دانته، پورچیا (النا سوفیا ریچی)، و مادر امیلی، مارگارت (الیزابت پرکینز)، روبهرو میشه. عروسی با قتل و خیانت بههم میریزه و استفانی باید معما رو حل کنه. فیلم با ۲ ساعت، پر از پیچشهای داستانی، مدهای خیرهکننده و طنزه، اما نسبت به فیلم اول زمینیتره.
خلاصه داستان: «مرد کارگر» یه فیلم اکشن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی دیوید آیر و نویسندگی مشترک آیر و سیلوستر استالونه، که بر اساس رمان «تجارت لِوون» (۲۰۱۴) نوشته چاک دیکسون ساخته شده. داستان درباره لِوون کید (جیسون استاتهام)، کماندو سابق نیروی دریایی سلطنتی بریتانیاست که زندگی نظامیشو کنار گذاشته تا بهعنوان کارگر ساختمانی تو شیکاگو کار کنه و پدر خوبی برای دخترش، مری (ایلا گی)، باشه. بعد از خودکشی همسرش، مری با پدربزرگش زندگی میکنه که از لِوون متنفره و نمیذاره باهاش باشه. وقتی جنی گارسیا (آریانا ریواس)، دختر رئیسش جو (مایکل پنیا)، از یه بار ربوده میشه، لِوون با وجود تردید اولیه، مهارتهای قدیمیشو به کار میگیره تا نجاتش بده. تحقیقاتش اونو به یه شبکه مافیای روس به رهبری دیمی (ماکسیمیلیان اوسینسکی) و سیمون خارچنکو میرسونه که تو قاچاق انسان و مواد مخدر فعالن. فیلم با ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه، پر از اکشن، خشونت و دیالوگهای طنزه که لِوون با کمک دوست قدیمیش، گانی (دیوید هاربر)، یه سرباز نابینا، با دشمناش روبهرو میشه. فیلم تو ۲۸ مارس ۲۰۲۵ اکران شد و ۹۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: «فیلم ماینکرفت» یه فیلم ماجراجویی-کمدی فانتزی آمریکاییه که بر اساس بازی ویدیویی ماینکرفت (۲۰۱۱) ساخته شده و توسط جرد هس کارگردانی شده. داستان درباره چهار غریبهست: گرت «مرد زباله» گریسون (جیسون موموآ)، هنری (سباستین یوجین هانسن)، ناتالی (اما مایرز) و داون (دانیل بروکس) که بهطور ناگهانی از طریق یه پرتال مرموز به دنیای مکعبی عجیب «اوورورلد» کشیده میشن، جایی که خلاقیت برای بقا ضروریه. برای بازگشت به خونه، اونا باید این دنیا رو یاد بگیرن، از تهدیداتی مثل زامبیها و پیگلینها جون سالم به در ببرن و تو یه مأموریت جادویی با استیو (جک بلک)، یه کِرَفتر حرفهای، همراه بشن. فیلم با ۱ ساعت و ۴۱ دقیقه، پر از طنز، تصاویر پیکسلی خیرهکننده و ارجاعات به بازیه که خلاقیت و کار تیمی رو جشن میگیره.
خلاصه داستان: "من هیچکسم: رویارویی یین و یانگ" (فصل دوم) ادامه داستان ژانگ چولان رو روایت میکنه که وارد دنیای "بیگانگان" (Outsiders) شده، جایی که آزمونهای سخت اونو به قهرمانی عادل تبدیل میکنه. رابطهش با فنگ بائوبائو وقتی چن دوئو، مامور ویژه NDT Express، رئیسش رو میکشه و فراری میشه، به چالش کشیده میشه. شش مامور نخبه باقیمونده، از جمله بائوبائو، برای پیدا کردن چن دوئو ماموریت میگیرن. سرنخها به روستای مرموز بییو منتهی میشه، جایی که رهبرش، ما شیانهونگ، با رازهای "هشت اعظم" (Eight Supremes) و گذشته ژانگ چولان ارتباط داره. سریال پر از اکشن، کمدی، فانتزی و معماست که داستانی هیجانانگیز درباره هویت و قدرت رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "شکوفههای صدتومانی" داستان هه ویفانگ، دختر تاجری در سلسله تانگ رو روایت میکنه که بهخاطر سلامتی ضعیفش مجبور به ازدواج ناخواسته با لیو چانگ میشه. اما تضاد شخصیتهاشون—بیتصمیمی لیو و سرسختی ویفانگ—ازدواجشونو به هم میزنه. ویفانگ با جیانگ چانگیانگ، وزیری که به خودخواهی معروفه ولی در واقع استراتژیست خیرخواهیه، آشنا میشه. چانگیانگ به ویفانگ کمک میکنه تا از ازدواجش خلاص بشه و یه تجارت پرورش صدتومانی راه بندازه. اونا با هم یه مغازه گل باز میکنن، به زنای آسیبدیده پناه میدن و یه برند موفق میسازن. وسط آشوبهای سیاسی، ویفانگ صنعت گل رو برای کمک به فقرا تغییر میده و از مأموریت چانگیانگ برای خدمت به کشور حمایت میکنه. رابطهشون کمکم به عشقی پنهان تبدیل میشه. بعد از سرکوب یه شورش، اونا به طبیعت پناه میبرن تا زندگی آرومی داشته باشن. سریال که از رمان "Guo Se Fang Hua" نوشته یی چیانچونگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، تاریخی و مسائل اجتماعیه و قصهای الهامبخش درباره توانمندی زنان رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن ریتمش کند و شخصیتها گاهی ناقصه.