خلاصه داستان: یک تابلو اویا که به عنوان یک بازی بیضرر سرگرمی ظاهر میشود، به دروازهای برای نیروهای شیطانی تبدیل میگردد. وقتی زن جوانی به نام لیندا در یک مهمانی با تابلو اویا بازی میکند، تصور میکند که با روح یک پسر جوان به نام دیوید به نام ارتباط برقرار کرده است. اما به زودی، این ارتباط بیضرر به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. اتفاقات مرموز و وحشتناکی شروع به رخ دادن میکند و لیندا متوجه میشود که موجودی که با آن صحبت میکند، هرگز قصد ترک کردن را ندارد. این موجود شیطانی به تدریج کنترل زندگی او را به دست میگیرد و او را به لبه پرتگاه جنون میکشاند. لیندا و دوست پسرش، جیم، برای نجات جان او باید رازی ترسناک را کشف کنند و راهی برای بستن این دروازه شیطانی پیدا کنند. این فیلم ترسناک محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی کوین تننی و با بازیگری تائو کارر، تاد آلن و استفن نایدرز است.
خلاصه داستان: یک نویسنده آشپزی به نام کالین که در آپارتمان جدیدش ساکن میشود، به زودی متوجه میشود که زندگی آرام او با همسایه دیوار به دیوارش، سایمون، که هر شب با زنان مختلف سر و صدای زیادی ایجاد میکند، مختل شده است. کالین که از بیخوابی و مزاحمتهای مداوم به ستوه آمده، تصمیم میگیرد با سایمون رودررو شود و از او بخواهد که این رفتار را متوقف کند. اما این رویارویی اولیه به شروع رابطهای پرتنش و طنزآمیز بین آنها تبدیل میشود. در حالی که کالین سعی میکند روی کار جدیدش تمرکز کند و سایمون به سبک زندگی خود ادامه میدهد، این دو به تدریج متوجه جنبههای پنهان شخصیت یکدیگر میشوند و احساسات غیرمنتظرهای در آنها شکل میگیرد. این داستان عاشقانه کمدی، ماجرای رابطهای غیرمعمول را روایت میکند که از یک اختلاف کوچک شروع شده و به یک داستان عاشقانه جذاب تبدیل میشود.
خلاصه داستان: مردی تنها به نام دنیل که در شهری کوچک زندگی میکند، پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، دچار افسردگی شدید میشود و خود را در خانه حبس میکند. او هر شب توسط روح همسر مرحومش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و صداهای عجیب و صحنههای ترسناکی را تجربه میکند. با وخیمتر شدن وضعیت، دنیل متوجه میشود که این روح ممکن است همسرش نباشد و یک نیروی شیطانی قصد دارد او را به جنون بکشاند. او باید راز مرگ همسرش و حقیقت پشت این ارواح را کشف کند تا بتواند از این کابوس رهایی یابد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه به کارگردانی نیکولاس کول و با بازیگری ایزابل می، بازیگر نقش اصلی، روایتگر داستان جونی، یک داروساز جوان و خوشقلب است که زندگی روزمرهی او در یک داروخانهی کوچک با ورود مشتریان عجیب و غریب و اتفاقات غیرمنتظره به هم میریزد. جونی که رویای تبدیل شدن به یک کارآگاه را در سر میپروراند، زمانی که یکی از مشتریان ثابت داروخانه به طور مرموزی ناپدید میشود، این فرصت را غنیمت میشمارد تا مهارتهای کارآگاهی خود را به بوتهی آزمایش بگذارد. او در این مسیر با موانع خندهدار و شخصیتهای عجیبی روبرو میشود که هر کدام به نوعی در این معما نقش دارند. این فیلم با ترکیب طنز موقعیت و عناصر معمایی، داستانی سرگرمکننده و متفاوت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مردی به نام دیوید که در یک خانه هوشمند پیشرفته زندگی میکند، متوجه میشود که سیستم امنیتی خانه به نام «هارد هوم» توسط هکری ناشناس کنترل شده و حالا به جای محافظت از او، قصد دارد او را در خانه خودش به دام بیندازد. دیوید باید برای زنده ماندن با هوش مصنوعی خانه که حالا تبدیل به دشمن شده، مبارزه کند و راهی برای فرار پیدا کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون مایکل بی. جردن و کارگردانی فردریک باند، تریلری نفسگیر درباره خطرات فناوریهای هوشمند است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۳، در اوج جنگ سرد، یک فیلم تلویزیونی به نام «جنگ بازی» (WarGames) به کارگردانی جان بدهام و با بازی متیو برودریک و آلی شیپی، داستان نوجوانی به نام دیوید لایتمن را روایت میکند که یک هکر باهوش است. او به طور تصادفی به یک ابررایانه نظامی به نام WOPR (ووپر) نفوذ میکند و آن را متقاعد میکند که یک بازی شبیهسازی جنگ هستهای جهانی را آغاز کند. دیوید که در ابتدا فکر میکند این فقط یک بازی بیخطر است، به زودی متوجه میشود که سیستم نظامی به طور کامل تحت کنترل رایانه قرار گرفته و جهان را به آستانه یک جنگ تمامعیار واقعی کشانده است. او باید به سرعت و با کمک دوستش جنیفر، راهی برای متوقف کردن این ماشین جنگی خودکار پیدا کند و به مقامات نظامی ثابت کند که این فقط یک شبیهسازی است، قبل از آنکه همه چیز به یک فاجعه غیرقابل جبران تبدیل شود.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «سلام عشق دوباره» محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی کارلوس برنان با بازی جاستین هارتلی و کریستینا اوشی در نقشهای اصلی است. داستان درباره مردی به نام جک (با بازی هارتلی) است که پس از یک شکست عشقی سخت، تصمیم میگیرد دیگر هرگز عاشق نشود. اما وقتی با زنی به نام اما (با بازی اوشی) آشنا میشود که او هم تجربه مشابهی داشته، زندگی هر دو به کلی تغییر میکند. این دو در ابتدا سعی میکنند با هم دوست باشند، اما به تدریج متوجه میشوند که نمیتوانند در برابر جاذبه عاطفی که بینشان وجود دارد مقاومت کنند. فیلم با طنز و لحظات احساسی، مسیر دشوار بازگشت به عشق را پس از آسیبهای عاطفی به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه دو نفر میتوانند با کمک یکدیگر، دوباره به خود و عشق اعتماد کنند.
خلاصه داستان: «ویل و هارپر» (۲۰۲۴) یک مستند صمیمی و تأثیرگذار به کارگردانی جاش گرینباوم است که دوستی عمیق و طولانی مدت ویل فرل، کمدین مشهور، را با هارپر استیل، فیلمساز و فعال تراجنسیتی، به تصویر میکشد. این فیلم سفر جادهای این دو دوست قدیمی را دنبال میکند که پس از سالها برای اولین بار پس از گذار هارپر، یکدیگر را ملاقات میکنند. ویل فرل که پیش از این شناخت کمی از جامعه تراجنسیتی داشته، با همراهی هارپر به شهرهای مختلف آمریکا سفر میکند تا با افراد این جامعه آشنا شود، داستانهایشان را بشنود و درک بهتری از چالشها و تجربیات آنان به دست آورد. این سفر نه تنها سفری فیزیکی، بلکه سفری عاطفی و آموزشی است که عمق دوستی، پذیرش و یادگیری را در قالبی صادقانه و گاه طنزآمیز به نمایش میگذارد و مخاطب را با واقعیتهای زندگی تراجنسیتیها در آمریکای امروز آشنا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «من از آنِ کیستم» (۲۰۲۴) به کارگردانی میریام نعوم، داستان مِریَم، مادری تونسی را روایت میکند که دو پسرش، مهدی و امین، پس از پیوستن به یک گروه افراطی در سوریه، به خانه بازمیگردند. این بازگشت، زندگی خانواده را در یک روستای ساحلی تونس دگرگون میکند. مِریَم که شاهد تغییرات عمیق در پسرانش است، تلاش میکند تا با گذشتهی آنها و رنجهای ناشی از جنگ کنار بیاید، در حالی که جامعه و خانواده تحت تأثیر این واقعه، دچار تنشهای شدیدی میشوند. بازی درخشان سلمی بکار، هند صبری و محمد الهریش، به همراه کارگردانی هنرمندانه نعوم، فیلمی قدرتمند و تأملبرانگیز دربارهی مادری، جنگ، و بحران هویت خلق کرده است.
خلاصه داستان: مایکل تاکر، یک پرستار نمونه و پدری تنها، درگیر زندگی عادی خود است تا اینکه یک شب با مردی مرموز و زخمی به نام کولت برخورد میکند. این برخورد تصادفی به سرعت به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود، زیرا کولت که یک قاتل روانی و بیمار است، به طرز وسواسگونهای به مایکل و دخترش جسیکا علاقهمند میشود. کولت که از بیمارستان فرار میکند، شروع به تعقیب و آزار خانواده تاکر میکند و زندگی آنها را به جهنمی تمامعیار تبدیل میکند. مایکل برای نجات خود و دخترش باید با این شکارچی بیرحم روبرو شود و در یک نبرد مرگبار برای بقا درگیر شود. این فیلم ترسناک محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی ژان-کلود لرد و با بازی مایکل آیرونساید در نقش قاتل روانی و لی گرانت در نقش پرستار شجاع است.