خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، یک گروه از جغرافیدانان و اکولوژیستهای جوان در کویر نامیبیا گم میشوند و با چالشهای بینهایت طبیعی و روانی روبرو میشوند. آنها باید با استفاده از دانش و همکاری خود، راهی برای نجات از این محیط بیرحم و کشف رازهایی که در اعماق کویر پنهان شدهاند، پیدا کنند.
خلاصه داستان: در این برنامه ویژه کمدی، دئون کُل با شوخیهای خود، به موضوعاتی مانند سفر با آدمهای سفیدپوست، نقش مهم پدر در زندگی و تجربیات خندهدارش در رابطه با پسرش میپردازد و با سبک منحصربهفردش، بیننده را تا پایان به خنده میاندازد.
خلاصه داستان: دنزل واشنگتن یکی از بزرگترین بازیگران سینمای آمریکا در قرن بیستم و بیست و یکم است که با استعدادی بینظیر و حضور قدرتمند در نقشآفرینی، تاریخ سینما را تحت تأثیر قرار داده است. واشنگتن با فیلمهایی مانند "ترینینگ دی"، "فلاایت" و "فنسز"، نشان داده است که میتواند به راحتی بین ژانرهای مختلف و نقشهای پیچیده حرکت کند. او نخستین بازیگر آفریقاییتبار است که دو بار جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را برده است و با این کار، نقش مهمی در گسترش فرصتها برای بازیگران رنگینپوست در هالیوود ایفا کرده است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از جنگآوران در یک سفر خطرناک به دنبال نجات جهان از تهدیدی مرموز هستند. آنها با مواجه شدن با چالشهای غیرقابل پیشبینی و تصمیمات سخت، باید از مرزهای اخلاقی و جسمی خود عبور کنند تا مأموریت خود را به پایان برسانند. این سفر نه تنها آزمون قدرت و شجاعت آنها است، بلکه آزمون وفاداری و روابط انسانی نیز میباشد.
خلاصه داستان: در سال 2024، فیلم "جادوگر: پرده برمیخیزد" روایتگر داستان دو دختر جوان به نامهای الفربا و گلندا است که در کشوری جادویی به نام اوز قرار دارند. الفربا، دختری با پوست سبز رنگ که تواناییهای جادویی خاصی دارد، با گلندا، دختری زیبا و محبوب، در یک مدرسه جادوگری آشنا میشوند. این دو دختر با وجود تفاوتهای زیادشان، دوست میشوند و با هم آماده میشوند تا نقش مهمی در تاریخ اوز را بازی کنند. وقتی الفربا به طور ناعادلانهای به عنوان جادوگر شر شناخته میشود، گلندا باید تصمیم بگیرد که آیا با او همراهی کند یا خیر.
خلاصه داستان: در داستان "دفو"، یک مرد جوان به نام رابینسون کروزو، به دلیل علاقهاش به ماجراجویی در دریاها، تصمیم میگیرد تا خانه و خانوادهاش را ترک کند و با یک کشتی مسافرت کند. در طول سفر، کشتی در یک طوفان شدید غرق میشود و رابینسون تنها زنده میماند و بر روی جزیرهای بیابان افتاده میکند. او با استفاده از مهارتهایش و با کمک ابزارهایی که از کشتی بیرون آورده، شروع به زندگی کردن در این جزیره میکند. سالها گذشته و رابینسون تنها با یک همدم بومی به نام "فریدی" زندگی میکند. در نهایت، پس از سالها، کشتیای عبوری او را نجات میدهد و او به خانه باز میگردد.
خلاصه داستان: در روز آخر سال، قطار سریعالسیری به نام "دسامبر ۳۱" در حال حرکت به مقصد نهایی خود است. مسافران متنوعی از جمله یک زوج جوان، یک بازنشسته تنهای، یک تجارتپیشه مشغول و یک خانواده کوچک، هر کدام با داستان و آرزوی خود، سوار این قطار شدهاند. اما وقتی قطار در میان یک کوهستان برفی گیر میکند و ارتباطش با جهان خارج قطع میشود، مسافران با یکدیگر در یک فضای محدود و در شرایط بحرانی مواجه میشوند. در این میان، راز و ریز جدیدی آشکار میشود و هر کس مجبور میشود با گذشته و ترسهای خود روبرو شود تا زنده بماند.
خلاصه داستان: دانشجویی در دانشگاه به طور مرموزی کشته میشود و پلیس به دنبال قاتل میگردد. دکتر مایکل گرین، استاد روانشناسی که دانشجوی قربانی بود، تصمیم میگیرد خودش به دنبال قاتل برود. او با کمک دوستانش، شروع به تحقیق در مورد دانشجویان و اساتید دانشگاه میکند. در این راه، او با رازهایی مواجه میشود که به او کمک میکند قاتل را شناسایی کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم کمدی-درام به نام "عزیز پاریس" روی پرده میرود که داستان یک زوج جوان را روایت میکند که برای تحقق رویاهایشان به پاریس سفر میکنند. آنها در این شهر زیبا با چالشهای زندگی و عشق مواجه میشوند و تجربیاتی را میگذرانند که سرنوشت آنها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در یک شب تاریک، یک سری قتلهای مرموز در شهر رخ میدهد که همه آنها با یک نقشه مشترک مرتکب میشوند. یک کارآگاه خبره با کمک یک روانشناس جنایی شروع به کشف رمز این قتلها میکند. هر چه تحقیقات پیش میرود، رازها و رابطههای پنهانی بین قربانیان آشکار میشود و کارآگاه به درک عمیقتری از انگیزه قاتل دست مییابد. در نهایت، با کشف حقیقت شوکآوری، او مجبور میشود با ترس و شک خود در یک بازی مرگبار با قاتل روبرو شود.