خلاصه داستان: من نفرتانگیز 4؛ انیمیشنی در ژانر کمدی به کارگردانی کریس رناد است. پس از فرار از زندان، ماکسیم لو مال و دوست دخترش والنتینا به دنبال انتقام از گرو و خانوادهاش، از جمله پسر نوزادش، گرو جونیور، میروند و آنها را برای محافظت از خود به مکان دیگری منتقل میکنند، جایی که با همسایههای جدیدشان، پرسکاتها، و دخترشان پاپی ملاقات میکنند. در عملی برای تصفیهکردن اختلافات، گرو و مینیونهایش با پاپی متحد میشوند.
خلاصه داستان: دیدی؛ فیلمی در ژانر کمدی درام به کارگردانی شان وانگ است. در سال ۲۰۰۸، در آخرین ماه تابستان و پیش از آغاز دبیرستان، یک پسر ۱۳ ساله تایوانی-آمریکایی چیزهایی را یاد میگیرد که خانوادهاش قادر به آموزش آن نیستند: چگونه اسکیت سواری کند، چگونه با دیگران معاشرت کند، و چگونه مادرش را دوست داشته باشد…
خلاصه داستان: چهار خواهر پر دردسر باید با هم متحد شده و یک پنگوئن بامزه به نام پل را از چنگال دو جادوگر شیطانی به نامهای مری و مارک که میخواهند از او برای نمایش خود استفاده کنند، نجات دهند اما…
خلاصه داستان: این فیلم داستان یک گروه انسان که در دوران کرونا در پلتفرم سسلی صحبت (صحبت صدادار) که توجه کل دنیا را به خود جلب کرده و ترند شده بود، آشنا میشوند را روایت میکند…
خلاصه داستان: ویکتور، یک افسر پلیس است که زندگی خود را وقف مبارزه با مواد مخدر کرده تا به پسرش پدرو، که یک معتاد است و به یکی از مجرمان تحت تعقیب در برزیل تبدیل شده، کمک کند.
خلاصه داستان: هان سو جین یک محقق ژنتیک و عاشق دی ان ای هست. او تصمیم میگیرد به رابطه خود با دوستش پایان دهد و به دنبال یافتن مردی برود که از نظر ژنتیکی با او سازگار است. او با یون وو، متخصص زنان و زایمان و کانگ هون آتشنشان آشنا می شود…
خلاصه داستان: آراجین توموشیبی پس از پیوستن مجدد به دوست سابقش ماتاکارا آسامین، درگیر نبردهای بین افراد قدرتمند می شود. در این میان سایه دیو عظیم الجثه ظاهر می شود...؟!
خلاصه داستان: درامی که دوران جدیدی از گوشت های مصنوعی را به تصویر می کشد. جایی که یک شرکت به نام “BF” با پایان دادن به میلیون ها سال مصرف گوشت حیوانات توسط انسان، اکنون بر بازار گوشت های کِشت شده با مهندسی ژنتیک تسلط پیدا کرده…
خلاصه داستان: داستان حول محور دو کارآگاه می گذرد که به اتفاقات مرموزی که در یک دهکده رخ می دهد می پردازند. وقتی گو جونگ وو 19 ساله بود، در آستانه ورود به یک دانشکده پزشکی معتبر بود؛ اما به خاطر قتل دو همکلاسی دستگیر شد. کو جونگ وو نمی توانست به خاطر بیاورد که آیا او این قتل ها را انجام داده یا نه و جسدی هرگز پیدا نشد. پس از گذراندن 10 سال زندان، کو جونگ وو به زادگاهش باز می گردد. او تصمیم می گیرد برای همیشه آنجا را ترک و زندگی جدیدی را آغاز کند، اما یک سری اتفاقات عجیب رخ می دهد…